رهبر خادم
هرکه میخواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. و هرکه میخواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد.
مرقس ۱۰: ۴۳ و ۴۴
پس از تصمیم عیسی برای رفتن به اورشلیم و پیشگویی او در مورد چگونگی دستگیری، مرگ و سپس قیامش از مردگان، مرقس بلافاصله ماجرای تقاضای یعقوب و برادرش یوحنا مبنی بر نشستن بر دست راست و چپ عیسی در پادشاهی آسمان را روایت میکند. در پایان این ماجرا، به سبب برداشتهای انسانی و اشتباه شاگردان از پادشاهی خدا، عیسی لازم میبیند که با اشارۀ مجدد به مرگ خود، دلیل آن را نیز برای شاگردان خود توضیح دهد.
تقاضای یعقوب و یوحنا از عیسی و بدنبال آن برانگیختهشدن خشم سایر شاگردان بر این دو، این حقیقت را آشکار ساخت که با وجود سهسالونیم زندگی آنها با عیسی، شاگردان هنوز با معیارهای انسانی به تبیین جهان اطراف و روابط خود با دیگران پرداخته، درک چندانی از معیارهای پادشاهی خدا پیدا نکرده بودند. ازاینرو، مانند بسیاری از انسانهای دیگر حس برتریجویی، سروری و فرمانروایی بر دیگران، عطش و تمنّای دل آنها نیز بود.
امّا، عیسی از این فرصت بهره جست، بر لزوم داشتن نیّات و انگیزههایی کاملاً متفاوت و متضاد با انگیزههای انسانی در میان آنها تاکید ورزید. او با ردِ اصول جاری و حاکم در روابط انسانها، پیروی از این اصول را برای پیشبرد پادشاهی خدا زیان آور میبیند. لذا با کلام عیسی، شاگردان درمییابند که غلامی و خدمت به دیگران تنها طریقِ مقبول واقع شدن آنها نزد خداست.
پس از توضیحات کافی در مورد یک چنین امر مهم و خطیری، عیسی دلیل مرگ خود را نیز برای شاگردان خود بیان میکند تا آنها در یابند که در دل و افکار استاد شان چه میگذرد. حال که عیسی عمیقترین سِرِّ دل خود را با شاگردانش در میان گذاشته است و آنها به بزرگترین هدف زندگی ایثارگرانۀ او پی بردهاند، عیسی از آنان میخواهد که همین شیوه را الگوی رهبری خود قرار دهند.
خدمت صادقانه و بخشش بدون چشم داشت به دیگران نشانۀ رفعت و علو شخصیت است. داشتن این انگیزه در رهبری منجر به پرورش خصائلی میشود که دسترسی به کمال خالق را مدنظر دارد. لذا از منظر خدا، خدمت نشانۀ بزرگی است و غلامان حقیقی جایگاه نخست را در حضور پادشاه ابدی تصاحب خواهند کرد.
Bible Study
مرقس ۱۰: ۴۳ و ۴۴
هرکه میخواهد در میان شما بزرگ باشد، باید خادم شما شود. و هرکه میخواهد در میان شما اوّل باشد، باید غلام همه گردد.
*فیلیپیان ۲: ۳ -۱۱
3هیچ کاری را از سَرِ جاهطلبی یا تکبّر نکنید، بلکه با فروتنی دیگران را از خود بهتر بدانید. 4هیچیک از شما تنها به فکر خود نباشد، بلکه به دیگران نیز بیندیشد. 5همان طرز فکر را داشته باشید که مسیحْ عیسی داشت:
6او که همذات با خدا بود،
از برابری با خدا به نفع خود بهره نجست،
7بلکه خود را خالی کرد
و ذات غلام پذیرفته،
به شباهت آدمیان درآمد.
8و چون در سیمای بشری یافت شد
خود را خوار ساخت
و تا به مرگ،
حتی مرگ بر صلیب
مطیع گردید.
9پس خدا نیز او را بهغایت سرافراز کرد
و نامی برتر از همۀ نامها بدو بخشید،
10تا به نام عیسی هر زانویی خم شود،
در آسمان، بر زمین و در زیر زمین،
11و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیحْ ’خداوند‘ است،
برای جلال خدای پدر.
*اول قرنتیان ۱: ۱۸ - ۳۱
پیام صلیب و حکمت دنیوی
18زیرا پیام صلیب برای آنان که هلاک میشوند جهالت است، امّا برای ما که نجات مییابیم قدرت خداست. 19زیرا نوشته شده است:
«حکمتِ حکیمان را نابود خواهم ساخت
و فهم فهیمان را باطل خواهم گردانید.»
20براستی، حکیم کجاست؟ عالِمِ دین کجاست؟ مباحثهگرِ این عصر کجاست؟ مگر خدا حکمت دنیا را جهالت نگردانیده است؟ 21زیرا از آنجا که بنا بر حکمتِ خدا، دنیا نتوانست از طریق حکمتْ خدا را بشناسد، خدا چنان مصلحت دید که از راه جهالتِ موعظه، کسانی را که ایمان میآورند، نجات بخشد. 22زیرا یهودیان خواستار آیتاند و یونانیان در پی حکمت، 23ولی ما مسیح مصلوب را وعظ میکنیم که یهودیان را سنگ لغزش است و غیریهودیان را جهالت، 24امّا فراخواندگان را، چه یهودی و چه یونانی، مسیحْ قدرت خدا و حکمت خداست. 25زیرا جهالتِ خدا از حکمتِ انسان حکیمانهتر و ناتوانیِ خدا از قدرتِ انسان تواناتر است.
ایمانداران قُرِنتُس و حکمت دنیوی
26ای برادران، وضع خود را، آن هنگام که خدا شما را فرا خواند، در نظر آورید. بیشتر شما با معیارهای بشری، حکیم محسوب نمیشدید؛ و بیشتر شما از قدرتمندان یا نجیبزادگان نبودید. 27امّا خدا آنچه را که دنیا جهالت میپندارد، برگزید تا حکیمان را خجل سازد؛ و آنچه را که دنیا ضعیف میشمارَد، انتخاب کرد تا قدرتمندان را شرمنده سازد؛ 28خدا آنچه را که این دنیا پَست و حقیر میانگارد، بلکه نیستیها را، برگزید تا هستیها را باطل سازد، 29تا هیچ بشری در حضور او فخر نکند. 30از اوست که شما در مسیحْ عیسی هستید، که از جانب خدا برای ما حکمت شده است، یعنی پارسایی، قدّوسیت و رهایی ما. 31تا چنانکه آمده است: «هر که فخر میکند، به خداوند فخر کند.»