Today's word: ارمیا ۹:‏۱۲-‏۲۴ | Bible Study: مزمور ۳۴مزمور ۱۴۳

محک و میزان سنجش زندگی مقدس چیزی نیست جز زیستن در هماهنگی با خصایص و خصلت‌های خدا. خداوند با «محبت و انصاف و عدالت» در جهان عمل می‌کند، زیرا از همین امور خرسند و خشنود می‌گردد. دنبال‌کردن این هدف که خدا را در افکار و زندگی خود خشنود سازیم، عمیقاً دل‌انگیز و جذاب است. اما اکثر ما غالباً در این زمینه شکست می‌خوریم، و چه آسان احساس ناامیدی می‌کنیم. حضرت پولس با شکافی که میان عالی‌ترین نیّت‌های ما و نتایج همیشگی آنها وجود دارد، آشنا بود، و به همین جهت، در نامه به رومیان می‌نویسد: «من نمی‌دانم چه می‌کنم، زیرا نه آنچه را که می‌خواهم، بلکه آنچه را که از آن بیزارم، انجام می‌دهم» (رومیان ۷:‏۱۵).
چلهٔ روزه و توبه توجه ما را به آزمایش عمیق خویشتن فرا می‌خواند، و اجازه می‌دهد تا مسیر مغناطیسی دل خود را بار دیگر تنظیم کنیم و آن‌طور که در فرمول اعتراف به گناه در جلسات کلیسا اظهار می‌داریم، راه‌هایی را نام ببریم که در آنها «به‌واسطهٔ غفلت، و به‌واسطهٔ ناتوانی» و نیز «از طریق قصور عمدی خود»، شکست خورده‌ایم. اگر خواهان انضباط خوب در ایام روزه و توبه هستیم، مناسب است با شخصی دیگر اعتراف کنیم. آسان است که خود را به‌خاطر امور پیش پا افتاده عذاب دهیم و مجازات کنیم، اما قصوراتی را که بیش از همه موذی و مکارانه هستند، نادیده بگیریم. اعتراف رسمی در حضور یک کشیش در آیین مقدس «مصالحه»، شامل این نیز می‌شود که جملهٔ «اعلان بخشایش» بر شما بیان شود. هدایت روحانی در طول این آیین نیز این فضای امن را برایتان فراهم می‌سازد که آن قصوراتی را به آنها پی برده‌اید، مورد کند و کاو قرار دهید و به فردی دیگر اجازه دهید اموری را در باطن شما تشخیص دهد و کمک کند تا در طریق‌هایی گام برداریم که خداوند از آنها لذت می‌برد و خشنود می‌گردد.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
باشد که به‌واسطهٔ دعا و انضباط در چلهٔ روزه و توبه،
به داخل راز رنج‌های مسیح گام بگذاریم،
و با پیروی از طریقت او،
در جلالش سهیم گردیم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگار ما.

Bible Study

ارمیا ۹:‏۱۲-‏۲۴

کیست آن مرد حکیم که این را بفهمد؟ کیست که دهان خداوند با وی سخن گفته باشد تا آن را بیان کند؟ چرا این سرزمین ویران شده است؟ چرا همچون بیابان چنان متروک گشته که کسی از آن گذر نمی‌کند؟ خداوند می‌فرماید: «از آن روست که ایشان شریعت مرا که پیش رویشان نهاده بودم ترک کردند، و به آواز من گوش نگرفتند و بر طبق آن زندگی نکردند، بلکه از سرکشیِ دل خود پیروی کرده، در پی بَعَلها شتافتند، چنانکه پدرانشان بدیشان آموخته بودند. پس خداوند لشکرها، خدای اسرائیل، چنین می‌فرماید: اینک به این قوم طعام تلخ می‌خورانم، و زَهرابِه بدیشان می‌نوشانم، و آنها را در میان قومهایی که نه خود می‌شناختند و نه پدرانشان، پراکنده می‌سازم، و شمشیر را از پی‌شان می‌فرستم، تا آنگاه که ایشان را هلاک سازم.» خداوند لشکرها چنین می‌فرماید: «ملاحظه کنید، و زنانِ نوحه‌گر را فرا خوانید تا بیایند؛ در پی چیره‌دست‌ترینِ آنان بفرستید؛ بگذارید شتابان بیایند، و برایمان ماتم بر پا کنند؛ تا چشمانمان اشکها بریزد، و مژگانمان آبها جاری سازد. زیرا صدای شیون از صَهیون به گوش می‌رسد که: ”چگونه به ویرانی نشسته‌ایم! چه بسیار شرمسار گشته‌ایم! از آن رو که سرزمین خود را ترک گفتیم، از آن رو که مسکنهایمان را فرو ریختند.“» حال ای زنان، به کلام خداوند گوش بسپارید، گوشهایتان کلام دهانش را بپذیرد؛ به دخترانتان نوحه‌گری بیاموزید، هر یک به دیگری مرثیه‌ای. زیرا مرگ از پنجره‌های ما برآمده، و به قصرهایمان داخل شده است؛ بچه‌ها را از کوچه‌‌ها منقطع ساخته، جوانان را از میدانها. بگو، «خداوند چنین می‌فرماید: ”اجساد مردمان همچون فضولات بر مزارع خواهد افتاد؛ مانند بافه‌ها در پَسِ دروگر، و کسی نخواهد بود که آنها را برچیند.“» خداوند چنین می‌فرماید: «حکیم به حکمت خویش فخر نکند و مرد نیرومند به نیروی خود نَنازد و دولتمند به دولت خویش نبالد. بلکه هر که فخر می‌کند، به این فخر کند که فهم دارد و مرا می‌شناسد و می‌داند که من یهوه هستم که محبت و انصاف و عدالت را در جهان به جا می‌آورم. زیرا از این چیزها لذت می‌برم؛» این است فرمو‌دۀ خداوند.

مزمور ۳۴

خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، می‌درخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمی‌شود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو می‌زند، و آنان را می‌رهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد. ای مقدسین خداوند، از او بترسید، زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست. شیران ژیان، محتاج و گرسنه می‌شوند، اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت. ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید، تا ترس خداوند را به شما بیاموزم. کیست آن که آرزومند حیات باشد و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند؟ زبان از بدی نگاه دار و لبان از فریب فرو بند؛ از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن، آرام بجوی و در پی صلح باش. چشمان خداوند، بر پارسایان است و گوشهایش به فریاد کمک ایشان؛ روی خداوند بر ضد بدکاران است، تا یاد ایشان را از روی زمین برچیند. پارسایان فریاد برمی‌آورند، و خداوند آنان را می‌شنود؛ او ایشان را از همۀ تنگیهایشان می‌رهاند. خداوند نزدیک شکسته‌دلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات می‌بخشد. پارسا را مشقت بسیار است، اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛ همۀ استخوانهای او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد. خداوند جان خادمان خود را فدیه می‌دهد؛ هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.

مزمور ۱۴۳

خداوندا، دعای مرا بشنو؛ در امانت خود به التماسم گوش فرا ده، و در عدالت خود اجابتم فرما. بر خدمتگزار خود به داوری برمیا، زیرا هیچ زنده‌ای در پیشگاه تو پارسا نیست. دشمن بر جان من آزار روا داشته، و حیات مرا بر زمین کوبیده است. او مرا در تاریکی ساکن گردانیده است، همچون کسانی که دیرزمانی مرده باشند! پس روح من در اندرونم مدهوش گشته، و دل من در اندرونم متحیر گردیده است. روزگاران کهن را به یاد می‌آورم؛ در همۀ کرده‌های تو تأمل می‌کنم، و به کارهای دست تو می‌اندیشم. دستهای خود را به سوی تو دراز می‌کنم، جان من همچون زمین خشک، تشنۀ توست. سِلاه خداوندا، مرا به‌زودی اجابت فرما، زیرا که روح من هوش از کف می‌دهد. روی خود را از من مپوشان، مبادا همچون کسانی شوم که به گودال فرو می‌روند. صبحگاهان از محبت خود مرا بشنوان، زیرا که بر تو توکل دارم. راهی را که باید بروم به من بیاموز، زیرا که نزد تو جان خود را برمی‌افرازم. خداوندا، مرا از دشمنانم رهایی ده، زیرا که در تو خویشتن را پنهان می‌کنم. مرا بیاموز که اراده‌ات را به جا آورم، زیرا که تو خدای من هستی. روح نیکوی تو مرا بر زمین هموار هدایت کند. به‌خاطر نام خود، ای خداوند، مرا زنده بدار، به‌خاطر عدالت خود، جان مرا از تنگی به در آر. در محبت خود، دشمنانم را منقطع ساز، و همۀ خصمان جانم را هلاک کن، زیرا که من خادم تو هستم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *