ایام عید پاک
خداوند وعده داده بود که از آسمان نان بباراند، اما ظاهر آن نان باعث تعجب شد. کلمهٔ «مَنّا» یعنی «این چیست؟»، و پاسخ آن جزئیات چندانی نداشت (که بعد به آن اشاره شده است)، اما صرفاً یادآور آن است که خداوند برای خوراک قوم چیزی تدارک دیده بود. آنان بایستی به خدا اعتماد میکردند، نه آنکه بپرسند خدا دقیقاً چگونه عمل کرده است. غذا هر روز فراهم میشد و آنان بهسختی آموختند که نه میتوانند آن را در روزهای عادی هفته ذخیره کنند و نه در روز شَبّات آن را بیابند.
این اشاره به شَبّات، مقدم بر ده فرمان است. تعهد خدا برای تأمین نیاز ضروری آنان مشروط به آن است که شَبّات را نگاه دارند. آنان در زمان بردگی، از کار فراغت نداشتند، اما اینک بهعنوان قوم خدا بایستی میآموختند که یک روز در هفته استراحت کنند، چنان که خدا در آفرینش چنین کرد (پیدایش ۲:۲-۳). بیابان بوتهٔ آزمایش آنان بود برای آموختن دربارهٔ خدایی که نجاتشان داد و شکلگیری آنان بهعنوان قوم خدا که از بردگی فرمانروایی ستمگر آزاد شدند.
عیسی در تعلیم دعا به شاگردان، «نان روزانهٔ ما را امروز به ما عطا فرما»، به این معجزهٔ هرروزه در بیابان اشاره کرد، پیش از آنکه فراتر رود و خود را «آن نان که از آسمان نازل شده است» معرفی کند (یوحنا ۶:۴۱). ما نیز بهعنوان مسیحی دعوت شدهایم تا وابستگی هرروزهٔ خود و نیکویی خدا را کشف کنیم.
Today's Prayer
ای پدر قادر!
تو پسر یگانهات را برای گناهان ما به دست مرگ سپردی
و برای پارساشمردگی ما او را برخیزاندی؛
عطا کن که خمیرمایهٔ خباثت و شرارت را دور افکنیم
باشد که همواره تو را خدمت کنیم
در پاکی زندگی و حقیقت؛
در شایستگی پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
خروج ۱۶:۱۱ تا آخر
«شکایت بنیاسرائیل را شنیدهام. بدیشان بگو: ”هنگام عصر گوشت خواهید خورد و بامدادان از نان سیر خواهید شد تا بدانید که من یهوه خدای شما هستم.“» خداوند به موسی گفت: شامگاهان، بِلدرچینها برآمدند و اردوگاه را پوشانیدند؛ و بامدادان لایهای از شبنم، گرداگرد اردوگاه نشست. و چون شبنم برخاست، اینک بر روی صحرا پولَکهای ریز شبیه ژالۀ یخزده بر زمین پدیدار شد. بنیاسرائیل با دیدن آن به یکدیگر گفتند: «این چیست؟» زیرا نمیدانستند آن چیست. موسی بدیشان گفت: «این نانی است که خداوند به شما داده تا بخورید. فرمان خداوند این است: ”هر یک از شما به اندازۀ خوراکش از آن برگیرد. برای هر نفر که در خیمۀ شماست، به اندازۀ یک عومِر، به شمارۀ نفوس برگیرید.“» پس بنیاسرائیل چنین کردند؛ برخی زیاد برگرفتند، برخی کم. و آن را به معیار عومِر اندازه گرفتند. آن که زیاد برگرفته بود اضافه نداشت و آن که کم برگرفته بود، کم نداشت. هر کس به اندازۀ خوراکش برگرفته بود. آنگاه موسی بدیشان گفت: «هیچکس نباید چیزی از آن را تا صبح باقی نگاه دارد.» اما به موسی گوش ندادند و برخی قسمتی از آن را تا صبح باقی نگاه داشتند. ولی آنچه نگاه داشته بودند، کرم گذاشت و متعفن شد. پس موسی بر ایشان خشم گرفت. باری، هر روز صبح هر کس به اندازۀ خوراکش از آن برمیگرفت، و با گرم شدن آفتاب آب میشد. قوم در روز ششم دو چندان، یعنی برای هر نفر دو عومِر، برگرفتند. و رهبران جماعت جملگی آمده، موسی را از این امر آگاه ساختند. او بدیشان گفت: «فرمان خداوند این است: ”فردا روز فراغت است، شَبّاتِ مقدسِ خداوند. پس آنچه باید پخت بپزید، و آنچه باید جوشاند بجوشانید، و آنچه باقی مانَد ذخیره کرده، تا صبح نگاه دارید.“» پس مطابق دستور موسی آن را تا صبح ذخیره کردند، که نه گندید و نه کرم گذاشت. آنگاه موسی گفت: «امروز از این بخورید، زیرا که امروز، شَبّاتی برای خداوند است. امروز از این چیزی در صحرا نخواهید یافت. شش روز آن را برگیرید، ولی در روز هفتم که شَبّات است، از آن هیچ نخواهد بود.» با این حال، برخی از مردم در روز هفتم بیرون رفتند تا از آن برگیرند، اما چیزی نیافتند. آنگاه خداوند به موسی گفت: «تا به کی از اجرای فرمانها و شرایع من سرپیچی میکنید؟ ببینید که خداوند شَبّات را به شما بخشیده است؛ از همین رو است که در روز ششم به اندازۀ دو روز به شما نان میدهد. پس در روز هفتم، هر کس هر جایی هست، همان جا بماند؛ کسی نباید از مکانش بیرون برود.» پس قوم در روز هفتم فراغت یافتند. خاندان اسرائیل آن نان را مَنّا نامیدند. آن همچون تخم گشنیز سفید بود و طعمی چون کلوچۀ عسلی داشت. موسی بعدها گفت: «فرمان خداوند این است: ”یک عومِر از مَنّا را برگیرید تا طی نسلهای شما نگاه داشته شود، تا آن نان را ببینند که در صحرا به شما برای خوراک دادم، آنگاه که شما را از سرزمین مصر بیرون آوردم.“» پس موسی به هارون گفت: «ظرفی برگیر و آن را از یک عومِر مَنّا پر کن و آن را در حضور خداوند بگذار تا در نسلهای شما نگاه داشته شود.» هارون مطابق آنچه خداوند به موسی فرمان داده بود، مَنّا را مقابل صندوق شهادت قرار داد تا نگاه داشته شود. بنیاسرائیل چهل سال مَنّا میخوردند، تا به سرزمینی آباد رسیدند. باری، تا رسیدن به مرزهای کنعان، خوراکشان مَنّا بود. (عومِر معادل یکدهمِ ایفَه است.)
مزامیر ۱۶
خدایا، مرا محافظت فرما، زیرا که در تو پناه جُستهام. خداوند را گفتم: «تویی خداوندگار من؛ جز تو مرا چیز نیکویی نیست!» و اما مقدسینی که بر زمینند، آنانند والامرتبگانی که همۀ خوشی من در ایشان است. غمهای کسانی که در پی خدایی دیگر میشتابند، بسیار خواهد شد؛ هدایای خونی ایشان را نخواهم ریخت و نامشان را بر زبان نخواهم آورد. خداوندا، تویی نصیبِ مقرر و پیالۀ من؛ تو سهم مرا نگاه میداری. حدود من به جاهای دلپذیر افتاده است؛ میراثی دلانگیز به من رسیده. خداوند را که به من مشورت میدهد، متبارک میخوانم؛ شبانگاه نیز دلم مرا تأدیب میکند. خداوند را همواره پیش روی خود میدارم. چون بر دست راست من است، جنبش نخواهم خورد. از این رو دلم شادمان است و تمام وجودم در وجد؛ پیکرم نیز در امنیت ساکن خواهد بود. زیرا جانم را در هاویه وا نخواهی نهاد، و نخواهی گذاشت سرسپردۀ تو فساد را ببیند. تو راه حیات را به من خواهی آموخت؛ در حضور تو کمال شادی است، و به دست راست تو لذتها تا ابدالآباد!
مزمور 16:1-11
PSA.16.1-11
مزامیر ۳۰
خداوندا، تو را تمجید میکنم، زیرا که مرا بالا کشیدی، و نگذاشتی دشمنانم بر من شادی کنند. ای یهوه خدای من، نزد تو فریاد کمک برآوردم و مرا شفا بخشیدی. خداوندا، تو جان مرا از هاویه برآوردی؛ و مرا از میان آنان که به گودال فرو میروند، زنده ساختی. ای سرسپردگان خداوند، او را بسرایید؛ نام قدوس او را بستایید! زیرا خشم او دمی بیش نمیپاید، اما لطفش همۀ عمر را در بر میگیرد؛ شبی ممکن است سراسر به گریه بگذرد، ولی صبحگاهان شادمانی رخ مینماید. و اما من، در آسودگی خود گفتم: «هرگز جنبش نخواهم خورد.» خداوندا، آنگاه که لطف تو شامل حالم بود، کوهِ مرا در قوّت استوار گردانیدی؛ اما چون روی از من نهان کردی، هراسان گشتم. خداوندا، تو را میخوانم؛ نزد تو، ای خداوندگار، فریاد التماس بلند میکنم: «در مرگ من چه سودی است، و در فرو رفتنم به گودال چه فایده؟ آیا خاک تو را خواهد ستود؟ آیا از امانت تو خبر خواهد داد؟ خداوندا، بشنو و مرا فیض عطا فرما؛ خداوندا، یاور من باش.» تو شیون مرا به رقص بدل کردی؛ پلاس را از تنم به در آوردی و مرا به شادی پوشانیدی، تا همۀ وجودم تو را بسراید و خاموش نماند. ای یهوه خدای من، تو را جاودانه شکر خواهم گزارد.
مزمور 30:1-12
PSA.30.1-12
کولسیان ۲:۱-۱۵
پس میخواهم بدانید که بهخاطر شما و کسانی که در لائودیکیه هستند، و برای همۀ آنان که روی مرا ندیدهاند، چه مجاهدهای دارم، تا دلگرم شده، در محبت متحد گردند، و از همۀ غنای فهم و درکی کامل برخوردار گشته، راز خدا یعنی مسیح را بشناسند، این را میگویم تا هیچکس شما را با استدلالهای فریبنده گمراه نسازد. که در او همۀ گنجهای حکمت و معرفت نهفته است. زیرا هرچند در جسم از شما دورم، لیکن در روح با شما هستم و از مشاهدۀ نظم و ایمان پایدارتان به مسیح شادمانم. پس همانگونه که مسیحْ عیسای خداوند را پذیرفتید، در او سلوک کنید: در او ریشه گیرید و بنا شوید، و همانگونه که تعلیم یافتید، در ایمان استوار شده، لبریز از شکرگزاری باشید. بههوش باشید کسی شما را با فلسفهای پوچ و فریبنده اسیر نسازد، که نه بر مسیح، بلکه بر سنّت آدمیان و اصول ابتدایی این دنیا استوار است. زیرا الوهیت با همۀ کمالش به صورت جسمانی در مسیح ساکن است، و شما در او، که همۀ ریاستها و قدرتها را سَر است، از کمال برخوردار گشتهاید. و در او ختنه نیز شدهاید، به ختنهای که با دست انجام نشده است. این ختنه همانا از تن به در آوردنِ شخصیت نفسانی است در ختنۀ مسیح. و در تعمید، با او مدفون گشتید و با ایمان به قدرت خدا که مسیح را از مردگان برخیزانید، با او برخیزانیده شدید. آن زمان که در گناهان و حالت ختنهناشدۀ نَفْس خود مرده بودید، خدا شما را با مسیح زنده کرد. او همۀ گناهان ما را آمرزید و آن سندِ قرضها را که به موجب قوانین بر ضد ما نوشته شده و علیه ما قد علم کرده بود، باطل کرد و بر صلیب میخکوبش کرده، از میان برداشت. و ریاستها و قدرتها را خلعسلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به وسیلۀ صلیب بر آنها پیروز شد.
کولُسیان 2:1-15
COL.2.1-15