نکات غنی و چالشبرانگیز بسیاری در قرائت امروز وجود دارد، اما شاید در این روزهای پیش از عید میلاد، این تصویر قدرتمند از نوزاد است که ما را فراخوانده و بهسوی خود میکشد. این تمایل دنیوی در بین شاگردان برای «بزرگترین» بودن، عیسی را بر آن داشت تا مفهوم «کوچکترین» بودن را مطرح کند. منظور او، کوچک بودن از نظر جثه نبود، بلکه منظور او کسانی بود که کوچک شمرده میشدند، کسانی که به حاشیه رانده شده بودند و کسانی که در آن فرهنگ، ضعیفترین افراد محسوب میشدند: یعنی کودکان.
عیسی سپس یکی دیگر از حرکتهای معکوس خلاقانۀ تعلیمی خود را آغاز کرد. او از بزرگترها خواست تا درسی را از کودکان بیاموزند؛ او شاگردان را فراخواند تا تغییر کرده و دوباره مانند کودکان شوند. این درخواست کمی نبود: یعنی فروتنی و خودکوچکسازیِ ارادی، کنار گذاشتن قدرت و برتریها و امتناع از سلطهجویی بر مردم. اما عیسی هرگز چیزی از ما نخواسته که خودش انجام نداده باشد. ما این داستان را در هنگام نزدیک شدن عید میلاد میخوانیم، یعنی در دورانی که طی آن به یاد میآوریم پادشاه آسمان، خود فروتن شده، همچون نوزاد، انسان شد- و البته که حقیقتاً چیزی بیش از نوزاد بود، زیرا خدای آسمان پایین آمد و کودک شد، تا کودک درون ما را یافته، بازخریده، و بر تخت بنشاند، تا ما نیز در عوض، بهجای اینکه خود را با این سؤال بیهوده خسته کنیم که: «چه کسی در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟»، دیگران را بپذیریم و خود را نیز در میان کوچکان پذیرفته ببینیم.
Today's Prayer
ای عیسای مسیح خداوند،
نخستین بار که آمدی، پیامبرت را فرستادی تا راه برای تو آماده کند:
عطا کن تا خادمان و مباشران اسرار تو نیز با تبدیل دلهای آنان که از حکمت تو نافرمانی میکنند، راه تو را آماده سازند،
تا زمانی که دوباره برای داوری جهان بازگشتی،
در نظر تو، قومی مقبول باشیم؛
زیرا زندهای و با پدر حکومت میکنی
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، حال تا ابدالآباد.
Bible Study
انجیل متی ۱۸:۱-۲۰
در آن هنگام، شاگردان نزد عیسی آمدند و پرسیدند: «چه کسی در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» عیسی کودکی را فرا خواند و او را در میان ایشان قرار داد و گفت: «آمین، به شما میگویم، تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت. پس، هر که خود را همچون این کودک فروتن سازد، در پادشاهی آسمان بزرگتر خواهد بود. و هر که چنین کودکی را به نام من بپذیرد، مرا پذیرفته است. «امّا هر که سبب شود یکی از این کوچکان که به من ایمان دارند لغزش خورَد، او را بهتر آن میبود که سنگ آسیابی بزرگ به گردنش بسته، در اعماق دریا غرق شود! وای بر این جهان به سبب لغزشها! زیرا هرچند لغزشها اجتنابناپذیرند، امّا وای بر آن که آنها را سبب گردد! «پس اگر دستت یا پایت تو را میلغزاند، آن را قطع کن و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که لنگ یا شَل به حیات راه یابی تا آنکه با دو دست یا دو پا در آتش ابدی افکنده شوی. و اگر چشمت تو را میلغزاند، آن را به در آر و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که با یک چشم به حیات راه یابی تا آنکه با دو چشم در آتش دوزخ افکنده شوی. «آگاه باشید که هیچیک از این کوچکان را تحقیر نکنید، زیرا به شما میگویم که فرشتگان ایشان در آسمان همیشه روی پدر مرا که در آسمان است، میبینند. [ زیرا پسر انسان آمده است تا گمشده را نجات بخشد.] چه گمان میبرید؟ اگر مردی صد گوسفند داشته باشد و یکی از آنها گم شود، آیا آن نود و نه گوسفند را در کوهسار نمیگذارد و به جستجوی آن گمشده نمیرود؟ آمین، به شما میگویم، که اگر آن را بیابد، برای آن یک گوسفند بیشتر شاد میشود تا برای نود و نه گوسفندی که گم نشدهاند. به همینسان، ارادۀ پدر شما که در آسمان است این نیست که حتی یکی از این کوچکان از دست برود. «اگر برادرت به تو گناه ورزد، نزدش برو و میان خودت و او خطایش را به او گوشزد کن. اگر سخنت را پذیرفت، برادرت را بازیافتهای؛ امّا اگر نپذیرفت، یک یا دو نفر دیگر را با خود ببر تا ”هر سخنی با گواهیِ دو یا سه شاهد ثابت شود.“ اگر نخواست به آنان نیز گوش دهد، به کلیسا بگو؛ و اگر کلیسا را نیز نپذیرفت، آنگاه او را اَجنبی یا خَراجگیر تلقی کن. آمین، به شما میگویم، هرآنچه بر زمین ببندید، در آسمان بسته خواهد شد؛ و هرآنچه بر زمین بگشایید، در آسمان گشوده خواهد شد. باز به شما میگویم که هر گاه دو نفر از شما بر روی زمین دربارۀ هر مسئلهای که در خصوص آن سؤال میکنند با هم موافق باشند، همانا از جانب پدر من که در آسمان است برای ایشان به انجام خواهد رسید. زیرا جایی که دو یا سه نفر به نام من جمع شوند، من آنجا در میان ایشان حاضرم.» '
مزامیر ۱۲۴
اگر خداوند با ما نمیبود - بگذار اسرائیل بگوید - اگر خداوند با ما نمیبود، آنگاه که آدمیان بر ما حمله آوردند، و هنگامی که خشمشان بر ما افروخته شد، ما را زنده فرو میبلعیدند. آنگاه سیل ما را در کام میکشید، و آبها از سَرِ ما میگذشت؛ آری، آبهای خروشان ما را غرق میکرد! متبارک باد خداوند که ما را طعمۀ دندانهای ایشان نساخت. همچون پرندهای جان ما از دام صیاد رهایی یافت! دام پاره شد و ما رَستیم. یاری ما در نام خداوند است که آسمان و زمین را آفرید!'
صفنیا ۳:۱-۱۳
وای بر شهر ستمگر، که عِصیانگر است و فاسد! از کسی فرمان نمیبرد، و تأدیب نمیپذیرد؛ بر خداوند توکل نمیکند، و به خدای خویش نزدیکی نمیجوید. صاحبمنصبانش در میانش همچون شیرانِ غرّانند، و قاضیانش همچون گرگان شب، که چیزی برای صبح باقی نمیگذارند. انبیایش بیملاحظه وخیانتپیشهاند؛ کاهنانش قُدس را نجس میسازند و شریعت را زیر پا میگذارند. خداوند در میانش عادل است و بیانصافی نمیکند؛ صبح به صبح عدل خویش را نمایان میسازد و کوتاهی نمیکند؛ اما ظالم شرم نمیشناسد. «قومها را منقطع ساختهام، و برجهای ایشان ویران شده است؛ کوچههایشان را متروک ساختهام، و کسی از آنها گذر نمیکند. شهرهایشان چنان ویران گشته که نه انسانی باقی مانده و نه سکنهای. «گفتم: ”بیگمان از من خواهید ترسید، و تأدیب خواهید پذیرفت. آنگاه مسکنتان برکنده نمیشد، و نه آنچه مقرر داشتم بر شما وارد میآمد.“ اما شما همچنان حریصانه راههای خویش را فاسد ساختهاید.» بنابراین خداوند میفرماید: «برای من انتظار بکشید، برای روزی که به جهت غارت برخیزم. زیرا بر آنم که قومها را گرد آورم، و ممالک را جمع کنم، تا غضب خویش را بر آنها فرو ریزم، آری، تمامی آتش خشم خود را؛ زیرا جهان یکسره در آتش غیرت من خواهد سوخت. «در آن زمان، زبان قومها را به زبانی پاک تبدیل خواهم کرد، تا همگی نام یهوه را بخوانند و او را با یکدلی خدمت کنند. از فراسوی رودخانههای کوش، مسئلتکنندگانم، یعنی قوم عزیز من که پراکندهاند، هدایای مرا خواهند آورد. «در آن روز، دیگر به سبب اعمال خود شرمسار نخواهی بود، یعنی به سبب همۀ اعمالی که بدانها برمن عِصیان ورزیدی. زیرا در آن زمان آن کسانت را که سرمست غرورند، از میانت دور خواهم کرد، و تو دیگر بر کوه مقدس من تکبر نخواهی کرد. اما در میانت مردمانی حقیر و بینوا بر جا خواهم نهاد که در نام خداوند پناه خواهند گرفت. باقیماندگان اسرائیل خطا نخواهند ورزید و دروغ نخواهند گفت، و در دهانشان زبان حیلهگر نخواهد بود. زیرا آنان چَریده، خواهند آرَمید و کسی بیمناکشان نخواهد ساخت.» '