در میان کشمکش شدید و تخطی اخلاقی، نبوغ همیشگی پولس اینست که به یاران ایماندارش توصیه کند به‌طور جدی به مسائل عمیق‌تر روحانی و الهیاتی پایبند باشند. در این فصل، می‌توانیم خشم عظیم او را احساس کنیم که با فساد اخلاقی و آشکار ایشان برخورد می‌کند، با این قصد که نشان دهد رفتارشان تعارضی اساسی با خبر خوش مسیح دارد. «از بی‌عفتی بگریزید!». در نظر پولس رسول، این تصور که ایمانداران می توانستند بدن خود را از طریق فساد جنسی، خوار سازند، بسیار هولناک بود. آیا چیزی هست که مقدس نباشد؟ بی‌بند و باری جنسی چنان بر فرهنگ شهر قرنتس حاکم شده بود که بدن انسان بی‌ارزش و بی‌حرمت شمرده می‌شد، مانند یک تکه آشغال. پولس برای برخورد با این سهل‌انگاری و مسامحه، روحیه‌ای مبتنی بر زاهدمآبی به‌کار نمی‌برد. به‌جای آن، مطالبه می‌کند که ایشان حرمت و کرامتی مسیح‌گونه برای بدن انسان قائل شوند، و به این شکل، استدلال خود را علیه فساد جنسی اعتلا می‌بخشد. پولس پیش از این در مورد یکپارچگی کلیسا به‌عنوان بدن مسیح و معبد خدا بحث کرده بود (اول قرنتیان 3:‏16). اکنون نیز کلیسا را ترغیب می‌کند تا به بدنِ منحصر به فرد خود، همچون معبد روح‌القدس احترام بگذارند، بدنی که موجب تکریم و جلال خدا گردد. فرهنگ خود ما مملو از عوامل تحریک‌کننده است، که اغلب با نقابی تحت عنوان ندای آزادی ظاهر می‌شوند و بدن را بی‌حرمت ساخته، مورد سوءاستفاده قرار می‌دهند. درک ارزش حقیقی بدن خود، به‌عنوان هدیه‌ای الهی، که به شکلی پرشکوه از طریق مسیح نجات یافته، و روح‌القدس در آن ساکن شده، سبب می‌شود که چشمان خود را به زیبایی‌ای بس عظیم‌تر و آزادی اصیل و واقعی برافرازیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *