باغ‌ها در آشکار‌شدنِ پادشاهی خدا جایگاه مهمی دارند و خدا باغی در عدن داشت. سرود قدیمی کودکانه‌ای دربارهٔ کتاب‌مقدس هست که می‌گوید: «کتابی پر از داستان… که با قصهٔ یک باغ آغاز و با شهری از طلا تمام می‌شود.» تصویر خدا به‌عنوان باغبان ممکن است از جهات بسیاری تخیل را برانگیزد. عیسی از پدرش به‌عنوان باغبان یا تاک‌نشان (باغبان تاکستان) (یوحنا ۱۵:‏۱) یاد می‌کند. هم صحنهٔ کشاکش روحانی در جتسیمانی و هم صحنهٔ رستاخیز در صبح قیام، یک باغ است. کار باغبانی متکی به نوعی رستاخیز است، یعنی تضمین این که زندگی از بین نرفته است، بلکه بازخواهدگشت، شاید هنگامی که کمتر از همیشه انتظارش را داریم.
باغبان‌ها مصمم، صبور و خوش‌بین‌اند. ویژگی‌هایی که اینجا در این باغبان می‌بینیم، این‌است که نمی‌خواهد از درخت انجیر دست بکشد. «یک سال دیگر هم به من فرصت بده!» این یک سال ممکن است همه چیز را زیر‌و‌رو کند. باغبانان واقعی به اسرار حیات اعتماد دارند و می‌دانند رشد معجزه‌ای است که اغلب به روش‌ها و در مکان‌های نادیدنی، عمل می‌کند. باغبانان انتظار می‌کشند و نظاره می‌کنند و همهٔ حکمت، مهارت و توان خود را با تحمل به‌کار می‌گیرند. با وجود این، طبیعت فراتر از کنترل ماست و روح ما نیز چنین است. روح‌القدس صبورانه و بامحبت مراقب روح ماست. آیا حیات در ما پدیدار می‌شود؟ شاید در «شهر طلا» هم باغ‌هایی وجود داشته باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *