عزرا قادر نبود ارادهٔ خدا را بهتنهایی انجام دهد. نخستین وظیفهٔ او این بود که جامعهای متشکل از افراد وقفشده به وجود آورد، افرادی که چشمانتظار بوده، آمادگی داشتند سرزمین موعود را بار دیگر مسکونی سازند. پس از سالها اقدامهای نادرست و امیدهایی که نقش بر آب شده بودند، بازگشت این گروه از تبعیدیها به اورشلیم میبایست بهدقت برنامهریزی میشد. ازاینرو، روایت این کتاب اهمیتی بس فراوان برای این سفر قائل شده است. ورود این گروه به شکلی توصیف شده که شبیه است به تصرف اولیهٔ سرزمین کنعان. تجمع ایشان در کنار رود اردن و سه روز روزه، یادآور عبور قوم اسرائیل به رهبری یوشع از این رود و ورودشان به سرزمین موعود است.
همچنین برقراری مجدد خدمت لاویان که نظام کاهنان برگزیدهٔ قوم را تشکیل میدادند، حکایت از آغازی نو بر اساس خاطراتی تقدیسشده داشت: این خاطره که لاویان ظروف مقدس را در طول سرگردانی در بیابان حمل کرده بودند. در ضمن، عزرا ایمان قومش را آزمایش کرد، چرا که حفاظت نظامی از سوی پادشاه پارس را نپذیرفت، و صرفاً به قدرت خدا تکیه و توکل کرد، و در امن و امان به شهر مقدس رسید.
زمانی که با مشکلات تازهای مواجه میشویم، آنچه معمولاً به ما قوت قلب میبخشد، بهیادآوردن مواردی است که خدا در گذشته به یاری ما شتافته است. همچنین شرکت در آیینهای دستهجمعی باعث تقویت این خاطرات میگردد. و در اینجاست که شرکت مرتب در عشاءربانی و تأیید مجدد قولهایی که بههنگام تعمید دادهایم، میتوانند کمکی بس ارزشمند باشند. خاطرات مقدس برای این هستند که ما را همراهی کنند و واکنشهایی تازه به کار خدا در زندگیمان پدید آورند.