یکی از عمیقترین و فروتنکنندهترین تجربیاتی که از محبت خدا داشتهام زمانی رخ داده که در کنار مسیحیان تحت آزار بودهام. این گفته ممکن است حالت کلیشهای داشته باشد، اما چنین تجربیاتی میتوانند نگرش ما را به «مشکلات» خودمان تغییر دهند. جالب اینکه در روایاتی از این دست در مورد امید، اشتیاقی قوی برای سپاسگزاری از خدا بههمراه میآوَرَد. همین امر ما را به موضوع اصلی کل این نامه مرتبط میسازد، یعنی سپاسگزاری برای آنچه خدا انجام داده و مفهومی که این واقعیت تازه در زندگی ما دارد.
پولس در اینجا (و نیز در جاهای دیگری از نامههایش) به مخاطبینش میگوید که از جانب خدا مقرر شده تا رسول باشد و بر این نکته نیز تأکید میگذارد که «اعتبارنامهای» ندارد. اما از این نیز جالبتر، توانایی او در آشکار ساختن راز خداست. اما این نیز به دلیل آن نبود که این راز را پنهان نگاه دارد، اما به این دلیل که با درک عمیق امکانپذیر بودن آن، کلیسا (و ما) بتوانیم آن دگرگونی را در زندگی خود و در زندگی اطرافیانمان عملی سازیم.
ایمانی که حالت «امواج هممرکز» دارد، ایمانی بود که کلیسای اولیه را قادر ساخت بهسرعت رشد کند. زندگی افراد دگرگون میشد و ایشان در امید به این کهنترین داستانها، این احیا را در زندگی خود بهطور واقعی تجربه میکردند. پولس قطعاً این را در زندگی خود تجربه کرده بود. پس چه کسی بهتر از او میتوانست رستاخیز را برای آنانی که قرار بود خبر خوش را بشنوند، تشریح کند.
Today's Prayer
ای پدر قادر مطلق،
که در رحمت عظیم خود، شاگردان را
با دیدن خداوندگارِ قیامکرده شاد ساختی:
چنین شناخت و معرفتی از حضور او را به ما عنایت فرما،
تا بهواسطهٔ حیاتِ قیامکردهٔ او، تقویت شده، استوار گردیم،
و تو را پیوسته در پارسایی و راستی خدمت کنیم؛
بهواسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
افسسیان ۳:۱-۱۳
از این رو من، پولس، که بهخاطر شما غیریهودیان زندانی مسیحْ عیسی هستم - و بیگمان شما دربارۀ مباشرت فیض خدا که برای شما به من بخشیده شده است، شنیدهاید. مقصودم رازی است که از راه مکاشفه بر من معلوم گردید، چنانکه تا به حال مختصری دربارۀ آن به شما نوشتهام، رازی که در نسلهای گذشته بر آدمیان آشکار نشده بود، آنگونه که اکنون به واسطۀ روح بر رسولان مقدّس او و بر انبیا آشکار شده است. و با خواندن آن میتوانید به چگونگی درک من از راز مسیح پی ببرید، آن راز این است که غیریهودیان در مسیح و به واسطۀ انجیل، در میراث و در بدن و در برخورداری از وعدۀ او شریکند. من به موهبت فیض خدا که از طریق عمل قدرت او به من عطا شده است، خادم این انجیل شدهام. هرچند از کمترینِ مقدسین هم کمترم، این فیض به من عطا شد که بشارتِ غَنایِ بیقیاسِ مسیح را به غیریهودیان برسانم، و بر همگان طرح اجرای رازی را روشن سازم که طی اعصار گذشته نزد خدایی که همه چیز را آفرید، پوشیده نگاه داشته شده بود. تا اکنون از طریق کلیسا حکمت گوناگون خدا بر ریاستها و قدرتهای جایهای آسمانی آشکار شود، مطابق با آن قصد ازلی خدا که بدان در خداوند ما مسیحْ عیسی جامۀ عمل پوشانید. ما در او و به واسطۀ ایمان به او، میتوانیم آزادانه و با اطمینان به خدا نزدیک شویم. پس تمنا دارم به سبب رنجهایی که بهخاطر شما بر خود هموار میکنم، دلسرد نشوید، چرا که آنها مایۀ افتخار شماست.
مزمور ۱۰۷
خداوند را سپاس گویید، زیرا که او نیکو است و محبتش تا ابدالآباد است! چنین گویند فدیهشدگان خداوند، که ایشان را از تنگی فدیه داده است، و از سرزمینها گِردشان آورده است، از شرق و غرب، از شمال و جنوب. برخی در بیابانهای بیآب و علف سرگردان شدند، و راه به شهری مسکون نیافتند؛ گرسنه و بسیار تشنه، جانشان در اندرونشان کاهیده شد. آنگاه در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردند، و ایشان را از تنگیهایشان رهایی بخشید. آنان را از راهی راست هدایت کرد، تا به شهری مسکون درآمدند. پس خداوند را به سبب محبتش سپاس گویند، به جهت کارهای شگفتانگیزش برای بنیآدم. زیرا که جان آرزومند را سیر میگرداند و جان گرسنه را به چیزهای نیکو پر میسازد. برخی در تاریکی و ظلمت غلیظ نشسته بودند، زندانیان ظلم و زنجیرهای آهنین؛ زیرا بر کلام خدا طغیان ورزیده، و مشورت آن متعال را نپذیرفته بودند. پس دلهای ایشان را زیر بار مشقت خم ساخت؛ و لغزیدند و یاریرسانی نبود. آنگاه در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردند، و ایشان را از تنگیهایشان نجات بخشید. ایشان را از تاریکی و ظلمت غلیظ بیرون آورد، و بندهای ایشان را بگسست. پس خداوند را به سبب محبتش سپاس گویند، به جهت کارهای شگفتانگیزش برای بنیآدم. زیرا که درهای برنجین را در هم میشکند، و پشتبندهای آهنین را دو پاره میکند. برخی به واسطۀ راههای عِصیانگرانۀ خود احمق گردیدند، و به سبب تقصیرات خویش ستم دیدند. جان ایشان از هر خوراکی کراهت داشت، و به دروازههای مرگ نزدیک آمدند. آنگاه در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردند، و ایشان را از تنگیهایشان نجات بخشید. کلام خود را فرستاد و شفایشان داد، و ایشان را از نابودی خلاصی بخشید. پس خداوند را به سبب محبتش سپاس گویند، به جهت کارهای شگفتانگیزش برای بنیآدم. قربانیهای تشکر تقدیم کنند، و با فریاد شادی کارهای او را بازگویند. برخی بر کشتیها رهسپار دریا شدند، و بر آبهای عظیم به تجارت پرداختند. کارهای خداوند را دیدند، اعمال شگفتش را در ژرفا! زیرا او سخن گفت و بادْ توفان را به پا داشت که امواجِ دریا را برافراشت. به آسمانها بالا رفتند و به ژرفاها فرود آمدند، و در این مَهلکه، جانی در ایشان نماند. همچو مستان افتان و خیزان شدند، و عقلشان از چارهاندیشی درماند. آنگاه در تنگی خویش نزد خداوند فریاد برآوردند، و ایشان را از تنگیهایشان بیرون کشید. توفان را آرام و ساکت ساخت، و امواج دریا ساکن گشت. شادمان شدند چون آرامی پدید آمد و ایشان را به بندرِ مرادشان رهنمون گشت. پس خداوند را به سبب محبتش سپاس گویند به جهت کارهای شگفتانگیزش برای بنیآدم؛ او را در جماعت مردمان تمجید کنند، و در مجمع مشایخ بستایند. او رودخانهها را به بیابان بدل میسازد و چشمههای آب را به زمین تشنه؛ و زمین بارور را به شورهزار، به سبب شرارت ساکنانش. بیابان را به حوضهای آب بدل میسازد و زمین خشک را به چشمههای آب! گرسنگان را آنجا اِسکان میدهد و در آنجا شهری مسکون بنیان مینهند؛ مزارع را میکارند و تاکستانها غرس میکنند، و محصول پر بار به دست میآورند. ایشان را برکت میدهد، و بهغایت کثیر میگردند و نمیگذارد گله و رمۀ ایشان کم شود. چون از شمار ایشان کم میشود و ذلیل میگردند، به سبب ظلم و بلا و اندوه، او اهانت را بر حاکمان میریزد و ایشان را در بیابانِ بیراهه آواره میسازد. اما نیازمند را از مذلت ایشان برمیافرازد، و اهل خانهاش را همچون گلههای گوسفند کثیر میگرداند. صالحان این را میبینند و شادمان میشوند، و بیانصافی یکسره دهان خود را میبندد. هر که حکیم است در این امور بیاندیشد و در محبتهای خداوند تأمل نماید.
مزمور ۳۱
در تو، خداوندا، پناه جُستهام، مگذار هرگز سرافکنده شوم؛ در عدل خویش مرا خلاصی ده. گوش خویش به من فرا دار، و بهزودی به رهاییام بیا؛ برایم صخرۀ امنیت باش و دژِ استوار، تا نجاتم بخشی. براستی که صخره و دژ من تویی، پس بهخاطر نام خود مرا هدایت و رهبری کن. مرا از دامی که در راه من گستردهاند، به در آر، چراکه تو پناهگاه منی. روح خود را به دست تو میسپارم؛ تو مرا فدیه کردهای، ای یهوه خدای امین. مرا با پیروان بتهای بیارزش کاری نیست؛ من بر خداوند توکل دارم. محبت تو مایۀ شادی و سرور من خواهد بود، زیرا که مصیبت مرا دیدهای و از تنگیهای جانم نیک آگاهی. مرا به دست دشمن نسپردی بلکه پاهایم را در جای وسیع بر پا داشتی. خداوندا، مرا فیض عطا فرما، زیرا که در تنگی هستم؛ چشمانم از غصه کاهیده شده است، جان و تن من نیز. زیرا زندگیام از غم به سر آمده، و سالهایم از ناله؛ به سبب گناهم نیرویی در من نمانده، استخوانهایم پوسیده است. به سبب همۀ دشمنانم مضحکه شدهام، بخصوص نزد همسایگانم. دوستانم از من میهراسند؛ هر که مرا در بیرون بیند، از من میگریزد. همچون مُرده از خاطرهها رفتهام؛ و چون کوزۀ شکسته گشتهام. زیرا افترا از بسیاری میشنوم، و در هر سو رعب و وحشت است؛ بر من با هم توطئه میچینند و به قصد جانم دسیسه میکنند. و اما من بر تو، ای خداوند، توکل میدارم؛ و میگویم: «خدای من تو هستی.» زمانهای من در دستان توست؛ مرا از چنگ دشمنان و آزاردهندگانم برهان. روی خود را بر خدمتگزارت تابان ساز؛ در محبتت مرا نجات بخش. خداوندا، مگذار سرافکنده شوم، زیرا که تو را میخوانم؛ باشد که شریران سرافکنده شوند و در خاموشی به هاویه فرو روند. باشد که لبهای دروغگویشان خاموش شود، که با غرور و اهانت بر ضد پارسایان سخن به گستاخی میگویند. وه که چه عظیم است احسان تو که برای ترسندگانت ذخیره کردهای، و آن را برای کسانی که در تو پناه میجویند، در برابر چشمان بنیآدم به عمل میآوری. ایشان را در مخفیگاه حضور خود از دسیسههای آدمیان پنهان میکنی؛ آنها را در خیمۀ خود از زبانهای ستیزهگر ایمن میداری. متبارک باد خداوند، زیرا که محبت خود را بهطرز شگفتانگیز بر من آشکار کرد آنگاه که در شهری که در محاصره بود، به سر میبردم. اما من، در دلهرۀ خود گفتم: «از چشمان تو افتادم!» اما چون تو را به یاری خواندم فریاد التماس مرا شنیدی. ای همۀ سرسپردگان خداوند، او را دوست بدارید! خداوند وفاداران را حفظ میکند، اما متکبران را به فراوانی سزا میدهد. نیرومند باشید و دل قوی دارید، ای همۀ کسانی که برای خداوند انتظار میکشید.
تثنیه ۷:۱۲ تا آخر
«اگر این قوانین را گوش گیرید و آنها را نگاه داشته، به جای آرید، آنگاه یهوه خدایتان عهد و محبتی را که برای پدرانتان سوگند خورد، با شما نگاه خواهد داشت. او شما را دوست خواهد داشت و برکت داده، خواهد افزود. او ثمرۀ رَحِم شما و محصول زمین شما، و غلّه و شراب و روغن شما، و گوسالههای رمه و برههای گلۀ شما را در سرزمینی که به پدرانتان سوگند خورد آن را به شما بدهد، برکت خواهد داد. شما از همۀ قومها مبارکتر خواهید بود، و در میان شما و چارپایانتان، خواه نر و خواه ماده، نازاد وجود نخواهد داشت. خداوند هر گونه بیماری را از شما دور خواهد کرد. او شما را به هیچیک از بیماریهای هولناک مصر که شاهد آن بودید، مبتلا نخواهد ساخت، بلکه آنها را بر همۀ نفرتکنندگان شما خواهد آورد. بر شماست که همۀ قومهایی را که یهوه خدایتان به دست شما تسلیم میکند، هلاک سازید. چشم شما بر آنها ترحم نکند و خدایانشان را عبادت منمایید، مبادا شما را دام باشد. «شاید در دل خود بگویید: ”این قومها از ما بیشترند؛ چگونه میتوانیم آنان را بیرون برانیم؟“ امّا نباید از آنها بترسید، بلکه آنچه را یهوه خدایتان با فرعون و تمام مصریان کرد نیکو به یاد آرید، مصائب عظیمی را که چشمانتان دید، و آیات و علامات و دست نیرومند و بازوی درازی را که یهوه خدایتان شما را به مدد آن بیرون آورد. پس یهوه خدایتان با همۀ قومهایی که از آنها میترسید، به همینسان عمل خواهد کرد. افزون بر این، یهوه خدایتان زنبورها به میان ایشان خواهد فرستاد تا باقیماندگان ایشان را که خود را از شما پنهان میکنند، هلاک کند. از آنها نهراسید، زیرا یهوه خدایتان که در میان شماست، خدایی عظیم و مَهیب است. یهوه خدایتان این قومها را به تدریج از حضور شما خواهد راند. آنان را به یکباره نمیتوانید نابود سازید، مبادا شمار وحوش صحرا بر شما از حد زیاده شوند. یهوه خدایتان ایشان را به دست شما تسلیم کرده، به پریشانی عظیم دچار خواهد ساخت، تا نابود شوند. او پادشاهانشان را به دست شما تسلیم خواهد کرد تا نامشان را از زیر آسمان محو سازید. هیچکس را یارای ایستادگی در برابر شما نخواهد بود، تا آنگاه که آنان را نابود سازید. تمثالهای تراشیدۀ خدایان ایشان را به آتش بسوزانید، و به نقره و طلایی که بر آنهاست طمع مورزید و آنها را برای خود برمگیرید، مبادا از طریق آن به دام افتید، زیرا در نظر یهوه خدایتان کراهتآور است. چنین چیز کراهتآور را به خانۀ خویش مبرید، مبادا مانند آن حرام شوید. از آن بسیار نفرت کنید و کراهت داشته باشید، زیرا که حرام است.