سی اس لوئیس برداشت زیبایی در مورد این هفتادْ هفت بار بخشیدن داشت. او میگفت این قسمت ممکن است به معنی ۷۷ بار بخشیدن اشتباهات مختلف نباشد؛ بلکه ممکن است به این معنی باشد که ۷۷ بار تلاش کنیم تا یک نفر را حتی برای یک بار هم که شده، بهطور کامل ببخشیم. ما دیگران را میبخشیم و میگوییم: «دیگر رهایش کردهام.» سپس همان شب دوباره آن را به یاد میآوریم. این بسیار عذابآور است. حسابی عصبی و کج خلق میشویم. بعد متوجه میشویم که واقعاً طرف را نبخشیدهایم، بنابراین، آهی کشیده و دوباره او را میبخشیم و به خود میگوییم: «خُب، حالا دیگر تمام شد.» اما بعد، اتفاق دیگری میافتد و همهچیز را دوباره به ما یادآوری میکند. بنابراین، دوباره از اول شروع میکنیم. ما ممکن است فقط کلمۀ «بخشیدم» را یک بار با صدای بلند گفته باشیم، اما در واقع، باید بخشیدنهای ناگفتنیِ بسیار بیشتری را انجام دهیم.
اگر داستان از این قرار باشد، اگر بخشیدن اینقدر مشکل باشد، اگر متوجه شویم در چرخهای تکراری از خشم و تنفر گرفتار آمدهایم، آنگاه مَثَل تکاندهندۀ عیسی در مورد دو بدهکار، ممکن است این چرخه را شکسته و همهچیز را برای ما در چارچوبی جدید قرار دهد. ما در این داستان دعوت شدهایم تا از بازی کردن در نقش خستهکنندۀ یک بخشندۀ بلندنظر (اما درحقیقت، کینهتوز) دست برداریم و ناگهان به یاد آوریم که ما نیز کاملاً و بهطرز غیرمنتظرهای بخشیده شدهایم. در آنحال، بهجای تلاش برای تظاهر به داشتن حسی که ممکن است نداشته باشیم، میتوانیم اجازه دهیم که احساس قدرشناسی برای آزادیِ بدونِ استحقاقمان از شرم، بهشکلی طبیعی، بهسوی رها کردن و آرامش دیگران نیز جریان یابد.
Today's Prayer
ای خدای بزرگ که از برای تو منتظریم،
تو یحیای تعمیددهنده را فرستادی تا راه برای پسرت آماده سازد:
به ما قدرت ارزانی دار تا حقیقت را بیان کنیم،
تا تشنۀ عدالت باشیم،
و تا برای نیکویی رنج بکشیم،
در نام خداوندمان عیسای مسیح.
Bible Study
انجیل متی ۱۸:۲۱ تا آخر
سپس پطرس نزد عیسی آمد و پرسید: «سرور من، تا چند بار اگر برادرم به من گناه ورزد، باید او را ببخشم؟ آیا تا هفت بار؟» عیسی پاسخ داد: «به تو میگویم نه هفت بار، بلکه هفتادْ هفت بار. «از این رو، میتوان پادشاهی آسمان را به شاهی تشبیه کرد که تصمیم گرفت با خادمان خود تسویه حساب کند. پس چون شروع به حسابرسی کرد، شخصی را نزد او آوردند که ده هزار قنطار به او بدهکار بود. چون او نمیتوانست قرض خود را بپردازد، اربابش دستور داد او را با زن و فرزندان و تمامی داراییاش بفروشند و طلب را وصول کنند. خادم پیش پای ارباب به زانو درافتاد و التماسکنان گفت: ”مرا مهلت ده تا همۀ قرض خود را ادا کنم.“ پس دل ارباب به حال او سوخت و قرض او را بخشید و آزادش کرد. امّا هنگامی که خادم بیرون میرفت، یکی از همکاران خود را دید که صد دینار به او بدهکار بود. پس او را گرفت و گلویش را فشرد و گفت: ”قرضت را ادا کن!“ همکارش پیش پای او به زانو درافتاد و التماسکنان گفت: ”مرا مهلت ده تا همۀ قرض خود را بپردازم.“ امّا او نپذیرفت، بلکه رفت و او را به زندان انداخت تا قرض خود را بپردازد. هنگامی که سایر خادمان این واقعه را دیدند، بسیار آزرده شدند و نزد ارباب خود رفتند و تمام ماجرا را بازگفتند. پس ارباب، آن خادم را نزد خود فرا خواند و گفت: ”ای خادم شریر، مگر من محض خواهش تو تمام قرضت را نبخشیدم؟ آیا نمیبایست تو نیز بر همکار خود رحم میکردی، همانگونه که من بر تو رحم کردم؟“ پس ارباب خشمگین شده، او را به زندان افکند تا شکنجه شود و همۀ قرض خود را ادا کند. به همینگونه پدر آسمانی من نیز با هر یک از شما رفتار خواهد کرد، اگر شما نیز برادر خود را از دل نبخشید.»'
مزامیر ۱۲۸
خوشا به حال هر آن که از خداوند میترسد، و در راههای او گام میزند. تو از دسترنجِ خود خواهی خورد، و مبارک و سعادتمند خواهی بود! زن تو چون تاکی بارآور در اندرون خانهات خواهد بود، و پسرانت چون نهالهای زیتون گِرداگرد سفرهات. آری، این چنین مبارک خواهد بود مردی که از خداوند میترسد. باشد که خداوند تو را از صَهیون برکت دهد. باشد که در همۀ روزهای زندگی، سعادت اورشلیم را شاهد باشی. باشد که فرزندانِ فرزندانت را به چشم ببینی! صلح و سلامت باد بر اسرائیل!'
صفنیا ۳:۱۴ تا آخر
ای دختر صَهیون، فریاد شادمانی سر دِه! ای اسرائیل، بانگ برآور! ای دختر اورشلیم، به تمامی دل شادی کن و وجد بنما! زیرا خداوند عقوبتهای تو را از تو برگرفته و دشمنانت را دور کرده است. یهوه پادشاه اسرائیل، در میان توست؛ پس دیگر از بلا نخواهی ترسید. در آن روز به اورشلیم خواهند گفت: «ای صَهیون، مترس و دستانت سست نشود! یهوه خدایت در میان توست، او جنگاور است و نجات خواهد داد. او بر تو شادی بسیار خواهد کرد و در محبتش آرام خواهد پذیرفت؛ او با سرودها بر تو شادی خواهد نمود. «آن کسانِ تو را که بهخاطر عیدها اندوهگیناند، گرد خواهم آورد، تا دیگر زیر بار ملامت نباشی. هان در آن زمان، بر ضد همۀ آزاردهندگانت عمل خواهم کرد؛ لنگان را نجات خواهم داد و طردشدگان را گرد خواهم آورد. آری من رسوایی ایشان را در سراسر جهان به عزّت و شهرت بدل خواهم کرد. در آن زمان شما را باز خواهم آورد، و آنگاه که شما را گرد آورم بهیقین به شما در میان همۀ اقوام جهان شهرت و عزّت خواهم بخشید، آن هنگام که سعادت گذشته را در برابر چشمانتان به شما بازگردانم؛» این است فرمودۀ خداوند.'