باز هم شروع شد! عیسی از ما رفتارهای نامتعارفِ بسیار میطلبد! اگر کسی به صورتت سیلی بزند، از او بخواه یکی دیگر هم بزند! کافی نیست که فقط به همسایهات محبت کنی، به دشمن سرسختت هم همانقدر محبت کن! این شیوه چقدر واقعبینانه است؟ با این همه، این دو نمونه از زندگی در پادشاهی خدا، در بیان وجوه تمایز مسیحیت، مؤثرتر از دیگر ابعاد زندگی مسیحی بوده است. «اگر تنها آنان را محبت کنید که شما را محبت میکنند، چه پاداشی خواهید داشت؟» (آیهٔ ۴۶). این نوع از محبتکردن مشخص است، اما محبتکردن به کسانی که قصد دارند به شما آسیب بزنند، چیز دیگری است.
در دوران آپارتاید به کشاورزِ سفیدپوستِ درشتهیکلی القا کرده بودند که یکی از مهمترین مشکلات، اسقف سیاهپوست کوچکاندامی به نام «دزموند توتو» است. یک بار او در سالن فرودگاهی این کشیش دردسرساز را دید که به سمتش میآمد. کشاورز سفیدپوست درشتهیکل با لذت فراوان عمداً خودش را به اسقف کوچکاندام کوبید و او را به زمین انداخت. دزموند توتو که ماتومبهوت روی زمین افتاده بود، سرش را بلند کرد و بهصورت خندان کشاورز سفیدپوست درشتهیکل نگاه کرد و گفت: «خدا برکتت بدهد پسرم!» کشاورز با رضایت راهش را گرفت و رفت، اما تا چند روز بعد، کلام و رفتار اسقف کوچکاندام دست از سرش برنمیداشت. نمیتوانست از دستش خلاص شود. بالاخره این ماجرا قلب او را کاملاً دگرگون کرد و به تغییری بنیادین انجامید.
قدرت عمل مسیحیِ محبتکردن به دشمن اینچنین است و این طبیعی نیست؛ بلکه حاصل زندگیای است که از محبت خدا نیرو میگیرد. در میان افرادی که از نظر مردم در گروه «دشمنان» شما جای گرفتهاند (هر طور که آن را تعریف میکنید)، چه کسی هست که میتوانید به او محبت کنید؟