اکنون که پولس خطر می‌کند و وارد تار پیچ‌درپیچ اخلاقیات مربوط به امور زناشویی می‌گردد، سؤالات پیچیدۀ اخلاقی بیشتری سر بر می‌آورد. آنانی که نیاز دارند به حل و فصل سؤالات دشوار بپردازند یا به ایمیل‌های خشمگینانه پاسخ دهند، با پولس احساس همدردی خواهد کرد. او در اینجا توجه و مراقبت شبانی خود را معطوف می‌سازد به «مسائلی که به من نوشته بودید.» تصدیق این واقعیت که ایمانداران همواره باید با مناقشه‌ها و انتظارات اجتماعی متغیر روبرو می‌شدند، به‌نوعی باعث تسلی خاطر است. پاسخ‌ها و استدلالات پولس ممکن است از بعضی جهات، با پاسخ‌ها و استدلالات ما متفاوت باشد، اما دشوار است که توجه و صداقتی را که او به‌هنگام پرداختن به مسائل حادّ افراد واقعی، در روابط واقعی نشان می‌دهد، تحسین نکرد. در شیوه‌ای که او نمونۀ خودش را عرضه می‌دارد، تواضع و فروتنی شیرینی به چشم می‌خورد، و همچنین در حکمت الهیاتی و شبانی‌اش، بی‌آنکه بکوشد بر اقتدار شخصی خود بیش از حد تأکید بگذارد. وقتی به عمق مباحثات اخلاقی مغرضانه وارد می‌شویم، مهم است که احترام و خوشرویی را برای افراد واقعی حفظ کنیم- از جمله برای خودمان. پولس برای جایگاه اجتماعی و سرگذشت یکایک ایمانداران قرنتس که مورد بحث قرار داشتند، احترام قائل می‌شد، که هر یک از ایشان «عطایی خاص از خدا یافته بود.». این طرز فکر بسیار متفاوت است با شیوۀ تحقیرآمیز و زننده‌ای که گاه ایمانداران به‌کار می‌برند تا دیگران را به‌گونه‌ای به تصویر بکشند که گویی ایشان همان مشکلی هستند که باید حل شود، و نه اینکه ایشان را خواهران و برادرانی معرفی کنند که باید در آغوش بکشند. در چارچوب سرگذشت پیچیدۀ زندگی و روابط خودمان، آیا ممکن است «عطای خاصی از خدا» باشد که باعث تعجب شما می‌شود؟

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *