Today's word: مکاشفه ۸: ۲ | Bible Study: مکاشفه ‌۸مکاشفه ۹

داوری خدا، شفاعت قوم

«و آن هفت فرشته را دیدم که در پیشگاه خدا می‌ایستند، و به آنان هفت شیپور داده شد.» مکاشفه ۸: ۲

یکی از مضامین اصلی کتاب مکاشفه، موضوع داوری و مجازات گناهکاران است. در باب هشتم و نهم این کتاب وقوع بلاهای گوناگونی توسط به‌صدا در آمدن شیپور  فرشتگان اعلام می‌شود. در زندگی قوم اسرائیل نیز از شیپور (کَرِنا) جهت اعلام وقایع مهم استفاده می‌شد. از آن جمله می‌توان به جشن‌ها و اعیاد ملی و مذهبی اشاره کرد که آهنگ شیپورها آغاز آنها را اعلام می‌کرد. هرچند در بسیاری از این اعیاد مردم به جشن و پرستش می‌پرداختند، اما همزمان آوای شیپور طنینی از داوری خدا را نیز همراه داشت. به‌ویژه، این احساس داوری در فستیوال روز کفاره بسیار پررنگ‌تر از سایر فستیوال‌ها بود. به باور بسیاری از معلمین یهود، این روز اعلام داوری خدا بر تمامی بشر بود. در عهد‌جدید نیز عیسای خداوند به نوای شیپور در بازگشت ثانوی خودش اشاره می‌کند (متی ۲۴: ۳۱). همین مضمون را پولس رسول با جزئیات بیشتری شرح می‌دهد (اول تسالونیکیان ۴:۱۶). لذا‏، با توجه به یک چنین زمینه‌ای است که در رؤیای یوحنا نیز داوری خدا توسط آوای شیپور اعلام می‌شود.

اما صرف‌نظر از مفهوم واقعی این آیات و چگونگی وقوع این بلاها، هنوز نابودی کامل سرکشان فرا نرسیده است. هنوز هم محبت و رحمت خدا مانع داوری نهایی تمام خلقت می‌شود. خدا هنوز مایل است فرصتی دوباره در اختیار مردم قرار دهد تا پس از وقوع این بلاها به‌سوی او بازگشت کنند، درست به همان صورت که در زمان موسی، خدا در فاصلۀ بین نزول دو بلا فرصتی را برای تأمل در اختیار فرعون و مصریان قرار داد تا تسلیم شده، از صدمات بیشتر در امان بمانند. ظاهراً در رؤیای یوحنا نیز همان الگو تکرار می‌شود تا در صورت عدم توبه، شبیه به همان بلاهایی که بر مصریان واقع شد بر تمامی جهان نازل شود.

اما، سکوتی که در ابتدای باب ۸ در آسمان واقع می‌شود، از حقیقت بزرگ‌تری پرده بر می‌دارد. با این سکوت، خدا فرصتی ایجاد می‌کند که شفاعت قوم خدا برای جهان به گوش او برسد. هرچند داوری خدا برحق است و در وقوع آن تردیدی نیست، اما پیش از وقوع هر داوری، خدا به سبب رحمت عظیم خویش، فرصتی ایجاد می‌کند تا قوم او به شفاعت بپردازند. خدا همواره مایل است که عدۀ بیشتری از سرکشی‌های خود دست کشیده، به‌سوی او بازگشت کنند.

Bible Study

مکاشفه ۸: ۲

و آن هفت فرشته را دیدم که در پیشگاه خدا می‌ایستند، و به آنان هفت شیپور داده شد.

مکاشفه ‌۸

مُهر هفتم و بخورسوز طلا
1هنگامی که بره هفتمین مُهر را گشود، حدود نیم‌ساعت سکوت بر آسمان حکمفرما شد. 2و آن هفت فرشته را دیدم که در پیشگاه خدا می‌ایستند، و به آنان هفت شیپور داده شد.
3و فرشته‌ای دیگر آمد که بخورسوزی از طلا با خود داشت، و پیش مذبح ایستاد. به او بخور بسیار داده شد تا آن را با دعاهای همۀ مقدسین بر مذبح طلاییِ پیش تخت تقدیم کند. 4دود بخور با دعاهای مقدسین از دستهای آن فرشته تا به پیشگاه خدا بالا رفت. 5آنگاه فرشته بخورسوز را برگرفت و از آتش مذبح بیاکند و بر زمین افکند. آنگاه غرّشِ رعد بود و بانگ و غوغا، و آذرخش که برمی‌خاست و زمین که می‌لرزید.
شیپورها
6آنگاه آن هفت فرشته که آن هفت شیپور را داشتند، آهنگِ نواختن آنها کردند.
7فرشتۀ اوّل شیپورش را به صدا درآورد، و تگرگ و آتشِ آمیخته با خون بود که ناگهان بر زمین بارید و یک سوّم زمین سوخت و یک سوّم درختان سوختند و همۀ سبزه‌ها سوختند.
8فرشتۀ دوّم شیپورش را به صدا درآورد، و چیزی بسان کوهی بزرگ که مشتعل به آتش بود، به دریا افکنده شد و یک سوّم دریا بدل به خون گشت. 9و یک سوّم از موجودات زندۀ دریا مُردند و یک سوّم از کشتیها نابود شدند.
10فرشتۀ سوّم شیپورش را به صدا درآورد، و ستاره‌ای بزرگ چون مشعلی سوزان از آسمان به روی یک سوّم از رودخانه‌ها و چشمه‌ساران فرو افتاد. 11نام آن ستاره ’اَفْسَنْتین‘ بود، و یک سوّم از آبها تلخ شد. و مردمان بسیار از آبها که تلخ شده بود، مُردند.
12فرشتۀ چهارم شیپورش را به صدا درآورد، و یک سوّم خورشید ضربت خورد، و یک سوّم ماه و یک سوّم ستارگان نیز، چندان که یک سوّم از آنها تاریک شد. و یک سوّم روز بی‌نور ماند و یک سوّم شب نیز.
13و همچنان که به نظاره ایستاده بودم، شنیدم لاشخوری در دل آسمان به بانگ بلند فریاد زد: «وای، وای، وای بر ساکنان زمین، که چیزی نمانده صدای شیپورهای آن سه فرشتۀ دیگر برخیزد.»

مکاشفه ۹

1فرشتۀ پنجم شیپورش را به صدا درآورد، و من ستاره‌ای دیدم افتاده از آسمان به زمین. به این ستاره، کلید هاویه داده شد. 2چون او در از هاویه برگشود، دودی از آن برخاست چون دود کوره‌ای عظیم، چندان که خورشید و آسمان از دود چاه تیره و تاریک شدند. 3و از دلِ دود، ملخها به روی زمین آمدند و به آنها قدرتی چون قدرت عقربهای زمین داده شد، 4و به آنها گفته شد که به سبزه‌های زمین آسیب نرسانند، و نه به هیچ گیاه یا درختی، بلکه تنها به آن کسان آسیب برسانند که مُهر خدا بر پیشانی ندارند. 5و به آنها اجازه داده شد که آن کسان را پنج ماه شکنجه دهند، بی‌آنکه آنان را بکشند. و شکنجه‌ای که آن کسان کشیدند به شکنجۀ نیش عقرب می‌مانست، آنگاه که انسان را بگزد. 6در آن روزها مردم جویای مرگ خواهند بود، امّا آن را نخواهند یافت؛ آرزوی مرگ خواهند کرد، امّا مرگ از آنها خواهد گریخت.
7و آن ملخها به اسبهایی می‌مانستند آمادۀ کارزار. بر سرشان چیزی بود که به تاج طلا می‌مانست و چهره‌هاشان به چهرۀ انسان شباهت داشت. 8موهایی چون موی زنان داشتند و دندانهایی چون دندان شیران. 9سینه‌پوشی داشتند چون جوشن آهنین، و صدای بالهاشان چون غرّش اسبان و ارابه‌های بسیار بود که به جنگ بشتابند. 10دُمها و نیشهایی داشتند چون دُم و نیش عقرب، و در دُمهاشان قدرت آن بود که پنج ماه به مردم آزار برسانند. 11پادشاهشان فرشتۀ هاویه بود که به زبان عبرانیان ’اَبَدون‘ نام دارد، و به یونانی ’آپولیون‘.
12’وایِ‘ اوّل از سر گذشت. دو ’وایِ‘ دیگر هنوز باقی است.
13فرشتۀ ششم شیپورش را به صدا درآورد، و من آوازی شنیدم که از چهار شاخ مذبحِ طلایی که در پیشگاه خداست برمی‌آمد؛ 14و شنیدم که به آن فرشتۀ ششم که شیپور داشت، گفت: «آن چهار فرشته را که در کنار رود بزرگ فُرات در بندند، آزاد کن.» 15پس آن چهار فرشته که برای همین ساعت و همین روز و همین ماه و همین سال آماده نگاه داشته شده بودند، آزاد شدند تا یک سوّم آدمیان را بکشند. 16و شنیدم که شمار سواره‌نظام دویست میلیون بود.
17اسبان و سوارانی که در رؤیای خود دیدم، این‌چنین بودند: جوشنهایی به تن داشتند به سرخی آتش و آبی کبود و زردیِ گوگرد. سرِ اسبان به سرِ شیر می‌مانست و از دهانشان آتش و دود و گوگرد بیرون می‌زد. 18یک سوّمِ آدمیان از این سه بلای آتش و دود و گوگرد که از دهانشان بیرون می‌زد، کشته شدند. 19قدرت اسبان در دهانشان بود و در دُمشان. زیرا دُمشان شبیه مار بود با سری که با آن صدمه می‌زدند.
20از آدمیان، آنان که از این بلاها هلاک نشدند، باز هم از کارهای دست خود توبه نکردند. باز هم نه از پرستش دیوها دست شستند و نه از پرستش بتهای زرّین و سیمین و برنجین و سنگی و چوبین که نه می‌بینند و نه می‌شنوند و نه می‌جنبند. 21نه نیز از آدمکُشیها و جادوگریها و بی‌عفتیها و دزدیهای خود توبه کردند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *