Today's word: ارمیا ۱۰:‏۱۷-‏۲۴ | Bible Study: مزمور ۳مزمور ۲۵یوحنا ۷:‏۲۵-‏۳۶

ارمیا مردی بود که درک عمیقی از بشریت داشت. او می‌دید که اگر به حال خود رها شویم، هیچ شناختی از طریق‌های خدا به‌دست نخواهیم آورد و در جاده‌های نابودکننده لغزش خواهیم خورد، و در باتلاق حماقت و گناه فرو خواهیم رفت. قوم یهودا همچون گوسفندانی بدون چوپان، در بیراهه‌ها گم شده‌ بودند. ایشان در برابر تمام دعوت‌ها و ملامت‌های ارمیا، پراکنده باقی مانده و در طرف ظلمانی کوه گم شده‌ بودند و از بابل، آن روباه مکار غافل مانده، از شکاف عظیمی که میان ایشان و امنیت آغل حقیقی‌شان بی‌خبر بودند.
ما خودمان هرگز خدا را پیدا نمی‌کنیم؛ همواره این خداست که ما را می‌یابد. عیسی شبانی است که به گوسفندانش تعلیم می‌دهد که صدایش را تشخیص دهند. او آنها را می‌شناسد و نام یکایک ایشان را می‌داند و آنها را به بیرون هدایت می‌کند.

امسال در ایام روزه و توبه، دعوت شده‌ایم که به شبان خود نزدیک‌تر شویم، و به تعالیم و هدایت او دقیق‌تر گوش فرادهیم. همان‌طور که ارمیا ملاحظه کرده، چنانچه به حال خود رها شویم، بسیار زود گم می‌شویم. اما ما «به حال خود» رها نشده‌ایم: «گوسفندان از پی او می‌روند، زیرا صدایش را می‌شناسند» (یوحنا ۱۰:‏۴). شناختن صدای او به معنی صرف وقت در حضور اوست. او شبانی است که با عصا و چوبدستی هدایت می‌کند تا آرامی عطا فرماید و محافظت کند. او «شبان نیکویی» است که «جان خود را در راه گوسفندان می‌نهد» (یوحنا ۱۰:‏۱۱). در حضور او امنیت، آرامی، حفاظت، هدایت و نجات هست. «آدمی که راه می‌رود، قادر به هدایت قدمهای خویش نمی‌باشد»، اما مسیح قادر است چنین کند.

Today's Prayer

ای خدای قادر مطلق،
باشد که به‌واسطهٔ دعا و انضباط در چلهٔ روزه و توبه،
به داخل راز رنج‌های مسیح گام بگذاریم،
و با پیروی از طریقت او،
در جلالش سهیم گردیم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، خداوندگار ما.

Bible Study

ارمیا ۱۰:‏۱۷-‏۲۴

ای کسانی که در محاصره‌اید، بُغچۀ خویش از زمین برگیرید! زیرا خداوند چنین می‌فرماید: «این بار ساکنان این سرزمین را گویی با فَلاخَن بیرون خواهم افکند، و ایشان را مضطرب خواهم ساخت تا بفهمند.» وای بر من، به سبب جراحتم! زخم مرا علاجی نیست! اما گفتم، «این مصیبت من است، و باید آن را تحمل کنم.» خیمه‌ام ویران گشته، و طنابهایم جملگی گسسته است؛ فرزندانم از نزدم رفته‌اند، و دیگر در کنارم نیستند؛ کسی نیست که دیگر بار خیمه‌ام را بِگُسترَد، و پرده‌هایم را بر پا دارد. زیرا شبانان ابلهند، و از خداوند مسئلت نمی‌کنند؛ پس کامیاب نمی‌شوند، و تمامی گلۀ آنها پراکنده است. بشنوید! صدای خبری می‌آید! آشوبی عظیم از سرزمین شمال، تا شهرهای یهودا را ویران کند، و آنها را لانۀ شغالان سازد. ای خداوند، می‌دانم که راه انسان از آنِ او نیست، و آدمی که راه می‌رود، قادر به هدایت قدمهای خویش نمی‌باشد. ای خداوند، مرا اصلاح کن، اما نه با خشم بلکه به انصاف خویش، مبادا نابودم سازی.

مزمور ۳

خداوندا، چه بسیارند دشمنانم! بسیاری بر ضد من برمی‌خیزند. بسیاری دربارۀ جان من می‌گویند: «برای او در خدا نجاتی نیست.» سِلاه اما تو ای خداوند، سپر هستی به دورَم، جلال من و سر فرازندۀ من. خداوند را به فریاد بلند می‌خواندم و او از کوه مقدسش اجابتم فرمود. سِلاه من آرمیده، به خواب رفتم، و باز بیدار شدم، زیرا خداوند نگاهم می‌دارد. از هزاران هزار نخواهم ترسید که از هر سو بر من صف آراسته‌اند. خداوندا، برخیز! ای خدای من، نجاتم ده! زیرا تو بر رخسار همۀ دشمنانم می‌زنی و دندانهای شریران را خُرد می‌کنی. نجات از آن خداوند است؛ برکت تو بر قومت باد! سِلاه

مزمور ۲۵

خداوندا، جان خود را به سوی تو برمی‌افرازم؛ ای خدای من، بر تو توکل می‌دارم؛ مگذار سرافکنده شوم، و دشمنانم بر من فخر کنند. آری، کسی که برای تو انتظار بکشد هرگز سرافکنده نخواهد شد؛ کسانی سرافکنده خواهند شد که بی‌سبب خیانت می‌ورزند. خداوندا، راههای خویش را بر من بنما، و طریقهای خود را به من بیاموز! مرا در راستی خود سالک گردان و مرا بیاموز، زیرا که تو خدای نجات من هستی؛ همۀ روز، منتظر تو هستم! خداوندا، رحمت و محبت خود را به یاد آر، زیرا که آنها از ازل بوده است. گناهان جوانی‌ام را به یاد میاور،‌ و نه نافرمانیهایم را! بر حسب محبت خود مرا یاد کن، به‌خاطر نیکویی خود، ای خداوند. خداوند نیکو و راست است؛ از این رو، راه را بر گمراهان می‌نماید. او فروتنان را در طریق عدالت سالک می‌گرداند، و راه خویش را به افتادگان می‌آموزد. همۀ راههای خداوند محبت و وفا است، برای آنان که عهد و شهادات او را نگاه می‌دارند. خداوندا، به‌خاطر نام خود تقصیر مرا بیامرز، زیرا که بزرگ است! کیست آن که از خداوند بترسد؟ خداوند راه برگزیدۀ خویش را بر او خواهد نمود. جان او در نیکویی به سر خواهد برد، و نسل او وارث زمین خواهند شد. محرم اسرار خداوند، ترسندگان اویند؛ او عهد خویش را بدیشان می‌نماید. چشمان من همواره بر خداوند است، زیرا اوست که پاهای مرا از دام می‌رهاند. به من روی کن و مرا فیض ببخشا، زیرا که بی‌کس و ستمدیده‌ام. تنگیهای دل من بسیار گشته؛ مرا از مشقتهایم برهان. ستمدیدگی و رنج مرا ببین، و همۀ گناهانم را بیامرز. بر دشمنانم بنگر که چه بسیار گشته‌اند و چه خشونتگرانه بر من کینه می‌ورزند. جانم را حفظ کن و مرا رهایی ده! مگذار سرافکنده شوم، زیرا که در تو پناه جُسته‌ام! باشد که صداقت و درستی، مرا پاس دارند، زیرا که منتظر تو هستم! خدایا، اسرائیل را از همۀ تنگیهایش فدیه کن.

یوحنا ۷:‏۲۵-‏۳۶

پس، برخی از اورشلیمیان گفتند: «آیا این همان نیست که قصد کشتنش دارند؟ ببینید چگونه آشکارا سخن می‌گوید و بدو هیچ نمی‌گویند! آیا ممکن است بزرگان قوم براستی دریافته باشند که او همان مسیح است؟ ما می‌دانیم این مرد از کجا آمده است، حال آنکه چون مسیح ظهور کند، کسی نخواهد دانست از کجا آمده است.» آنگاه عیسی به هنگام تعلیم در معبد، ندا در داد که: «مرا می‌شناسید و می‌دانید از کجایم. امّا من از جانب خود نیامده‌ام. او که مرا فرستاده، حق است؛ و شما او را نمی‌شناسید. امّا من او را می‌شناسم، زیرا من از اویم و او مرا فرستاده است.» پس خواستند گرفتارش کنند، امّا هیچ‌کس بر او دست دراز نکرد، چرا که ساعت او هنوز فرا نرسیده بود. با این حال، بسیاری از آن جماعت بدو ایمان آوردند. آنان می‌گفتند: «آیا چون مسیح بیاید، بیش از این مرد معجزه خواهد کرد؟» امّا به گوش فَریسیان رسید که مردم دربارۀ او چنین همهمه می‌کنند. پس سران کاهنان و فَریسیان، نگهبانان معبد را فرستادند تا او را گرفتار کنند. آنگاه عیسی گفت: «اندک زمانی دیگر با شما هستم، و سپس نزد فرستندۀ خود می‌روم. مرا خواهید جُست، امّا نخواهید یافت؛ و آنجا که من هستم، شما نمی‌توانید آمد.» پس یهودیان به یکدیگر می‌گفتند: «این مرد کجا می‌خواهد برود که ما نمی‌توانیم او را بیابیم؟ آیا می‌خواهد نزد یهودیانِ پراکنده در میان یونانیان برود و یونانیان را تعلیم دهد؟ مقصودش چه بود که گفت، ”مرا خواهید جُست، امّا نخواهید یافت؛ و آنجا که من هستم، شما نمی‌توانید آمد“؟»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *