اکنون روحالقدس را میبینیم که وارد عمل میشود، همان روحی که وعده داده شده بود. منظرهٔ آتش را میبینیم و صدای باد را میشنویم، که یادآور آمدن روحالقدس بر عیسی بههنگام تعمیدش هستند، رویدادی که منظرهٔ خاص خود (کبوتر) و نیز صدای خاص خودش را داشت (ندایی از آسمان). در این آیات، قدرتی را مشاهده میکنیم که بقیهٔ کتاب اعمال را در مینوَردَد، همان «تندبادی» که پطرس و پولس و دیگران را به اقصای زمین (یعنی روم) خواهد برد و با پیمودن دنیای شناختهشدهٔ آن روزگار، زندگی مردمان را تغییر خواهد داد. این زبانههای آتش نماد سخنرانیهایی است که یکسوم حجم کتاب اعمال را تشکیل میدهند. در اینجا سخنرانی پطرس نخستین مورد آن است که خطاب به مردمانی «از همهٔ ممالک زیر آسمان» ایراد شد. با نگاه به نقشهٔ جغرافیایی نقاطی که در این آیات ذکر شده، دایرهای کامل را میبینیم که خاور نزدیک باستان را دربَر میگیرد. روحالقدس وارد عمل شده بود!
سؤالی که نمیتوانیم از طرح آن اجتناب کنیم، این است که چرا روحالقدس ظاهراً در زندگی بسیاری از ما فقط «کجدار و مریض» عمل میکند. درک این واقعیت آسان است که شروع حرکت موتور در ابتدای کتاب اعمال، نیاز به «دندهٔ یک» یا حتی «دندهٔ کمکی» دارد، و اینکه عملکرد روحالقدس لازم نیست همیشه چنین نیرومند باشد. اما باز میتوانیم بپرسیم که آیا چیزی حیاتی کم نداریم؟
شاید لازم است روح خدا را دعوت کنیم- حتی بهطور آزمایشی، و همین امروز- تا بر اتاقهای سرد و غبارگرفتهٔ زندگیمان بوَزَد و حیات پرطراوت روحالقدس را که در کتاب اعمال میبینیم، لحظهای برایمان به ارمغان بیاورد.
Bible Study
اعمال ۲:۱-۲۱
چون روز پِنتیکاست فرا رسید، همه یکدل در یک جا جمع بودند که ناگاه صدایی همچون صدای وزش تندبادی از آسمان آمد و خانهای را که در آن نشسته بودند، به تمامی پر کرد. آنگاه، زبانههایی دیدند همچون زبانههای آتش که تقسیم شد و بر هر یک از ایشان قرار گرفت. سپس همه از روحالقدس پُر گشتند و آنگونه که روح بدیشان قدرت تکلّم میبخشید، به زبانهای دیگر سخن گفتن آغاز کردند. در آن روزها، یهودیانِ خداترس، از همۀ ممالک زیر آسمان، در اورشلیم به سر میبردند. چون این صدا برخاست، جماعتی گرد آمده، غرق شگفتی شدند، زیرا هر یک از ایشان میشنید که آنان به زبان خودش سخن میگویند. پس حیران و بهتزده، گفتند: «مگر اینها که سخن میگویند جملگی اهل جلیل نیستند؟ پارتها و مادها و عیلامیان، مردمان بینالنهرین و یهودیه و کاپادوکیه و پونتوس و آسیا پس چگونه هر یک میشنویم که به زبان زادگاه ما سخن میگویند؟ و فْریجیه و پامفیلیه و مصر و نواحی لیبی متصل به قیرَوان و نیز زائران رومی (چه یهودی و چه یهودیشده)؛ و همچنین مردمان کْرِت و عربستان - همه میشنویم که اینان به زبان ما مدح اعمال عظیم خدا را میگویند.» پس همگی متحیر و سرگشته از یکدیگر میپرسیدند: «معنی این رویداد چیست؟» امّا برخی نیز ریشخندکنان میگفتند: «اینان مست شرابند!» آنگاه پطرس با آن یازده تن برخاست و صدای خود را بلند کرده، خطاب بدیشان گفت: «ای یهودیان و ای ساکنان اورشلیم، این را دریابید و به آنچه میگویم بهدقّت گوش فرا دهید! این مردان، برخلاف آنچه شما میپندارید مست نیستند، زیرا هنوز ساعت سوّم از روز است! بلکه این همان است که یوئیل نبی دربارهاش چنین پیشگویی کرده بود: «”خدا میفرماید: در روزهای آخر از روح خود بر تمامی بشر فرو خواهم ریخت. پسران و دختران شما نبوّت خواهند کرد، جوانانتان رؤیاها خواهند دید و پیرانتان خوابها. و نیز در آن روزها، حتی بر غلامان و کنیزانم، از روح خود فرو خواهم ریخت و آنان نبوّت خواهند کرد. بالا، در آسمان، عجایب، و پایین، بر زمین، آیات به ظهور خواهم آورد، از خون و آتش و بخار. پیش از فرا رسیدن روز عظیم و پرشکوه خداوند، خورشید به تاریکی و ماه به خون بدل خواهد شد. آنگاه هر که نام خداوند را بخواند، نجات خواهد یافت.“
مزمور ۱۰۴:۲۶-۳۶
اما گنهکاران از زمین محو گردند، و شریران دیگر یافت نشوند! ای جان من، خداوند را متبارک بخوان! هَلِلویاه! تفکر من برای او لذتبخش باشد، زیرا که من در خداوند شادی میکنم! من تا زنده هستم خداوند را خواهم سرایید! تا وجود دارم برای خدایم سرود ستایش خواهم خواند! که بر زمین مینگرد، و زمین به لرزه درمیآید! که کوهها را لمس میکند، و آتشفشان میشود! باشد که جلال خداوند تا به ابد پایدار مانَد! باشد که خداوند از کارهای خویش شادمان شود؛ چون روح خود را میفرستی، آفریده میشوند، و روی زمین را تازه میسازی! اما چون روی خود را میپوشانی، پریشان میگردند؛ و چون روح ایشان را قبض میکنی، میمیرند و به خاک بازمیگردند! کشتیها بر روی آن میروند، و لِویاتان نیز، که تو سرشتی تا در آن بازی کند. چشم امید اینان جملگی بر توست، تا خوراک ایشان را در وقتش برسانی. چون این را به آنها میبخشی، آن را گرد میآورند؛ چون دست خویش را میگشایی، از چیزهای نیکو سیر میشوند.
مزمور ۳۷
زیرا چون علف، زود میپژمرند، و چون گیاه سبز، خشک میشوند. به سبب بدکاران خویشتن را مکدّر مساز، و بر ستمکاران حسد مبر؛ بر خداوند توکل نما و نیکویی کن؛ در زمین ساکن باش و امانت را بپرور! از خداوند لذت ببر، و او مراد دلت را به تو خواهد داد. راه خود را به خداوند بسپار، و بر او توکل کن، که او عمل خواهد کرد. او پارساییِ تو را همچون نور، تابان خواهد ساخت، و حقانیت تو را، چون آفتابِ نیمروز. در حضور خداوند آرام باش، و صبورانه انتظار او را بکش! به سبب آنان که در راههای خویش کامرانند، و نقشههای پلید خود را به اجرا درمیآورند، خویشتن را مکدر مساز! از خشم بازایست و غضب را ترک نما! خویشتن را مکدر مساز، که جز به شرارت نمیانجامد. زیرا که بدکاران منقطع خواهند شد، اما منتظران خداوند زمین را به میراث خواهند برد. پس از اندک زمانی، دیگر شریری نخواهد بود؛ و هرچند او را بجویی، یافت نخواهد شد. اما حلیمان وارث زمین خواهند شد، و از فراوانی سلامتی لذت خواهند برد. اما خداوند بر شریران میخندد، زیرا میبیند که روز ایشان فرا میرسد. شریران بر پارسایان دسیسه میکنند و بر ایشان دندان به هم میسایند؛ بدکاران شمشیر از نیام برمیآورند و کمان را برمیکشند، تا فقیران و نیازمندان را به زیر افکنند و راستروان را از دم تیغ بگذرانند. اما شمشیرهای آنها به قلب خودشان فرو خواهد رفت، و کمانهایشان خواهد شکست. اندک داراییِ یک پارسا بهتر است از ثروت شریرانِ بیشمار؛ زیرا بازوی شریران خواهد شکست، اما خداوند پشتیبان پارسایان است. خداوند از روزهای راستان آگاه است، و میراث ایشان جاودانه خواهد بود. آنان در زمان بلا سرافکنده نخواهند شد؛ و در زمان قحطی سیر خواهند گشت. اما شریران هلاک خواهند شد، و دشمنان خداوند همچون زیبایی چمنزارها محو خواهند گردید، آری، همچون دود محو خواهند شد. شریر قرض میگیرد و بازپس نمیدهد، اما پارسا با گشادهدستی میبخشد؛ آنان که خداوند برکتشان دهد، زمین را به میراث خواهند برد، ولی کسانی که لعنتشان کند، منقطع خواهند شد. اگر خداوند راه کسی را خوش بدارد، گامهایش را استوار میسازد؛ من جوان بودم و اینک سالخوردهام، با این همه، هرگز پارسایی را ندیدهام که وانهاده شده باشد و نه فرزندانش را که گدای نان شوند. همواره گشادهدست است و قرضدهنده، و فرزندانش مایۀ برکتند. از بدی روی بگردان و نیکویی کن؛ آنگاه تا به ابد سکونت خواهی یافت. زیرا خداوند عدالت را دوست میدارد و سرسپردگان خود را ترک نخواهد کرد. آنان تا به ابد محفوظ خواهند بود، اما نسل شریران منقطع خواهند شد. پارسایان زمین را به میراث خواهند برد و تا به ابد در آن سکونت خواهند کرد. دهان پارسا حکمت را بیان میکند، و زبانش به عدالت سخن میگوید. شریر به کمین پارسا مینشیند، و قصد جان او دارد؛ شریعتِ خدایش در دل اوست، و پاهایش نمیلغزد. اما خداوند او را به دست وی وانمیگذارد، و چون به محاکمه کشیده شود، نخواهد گذاشت محکوم گردد. منتظر خداوند باش و طریق او را نگاه دار، که تو را به وراثت زمین سرافراز خواهد ساخت، و چون شریران منقطع شوند، به چشم خواهی دید. مردی شریر و ستمگر دیدم، که چون درختِ سرسبزِ بومی قد میافراشت، اما چه زود درگذشت و اثری از او بر جای نماند؛ و هر چه او را جُستم، یافت نشد. مردِ بیعیب را ببین و مردِ صالح را بنگر! زیرا سرانجامِ آن مرد، سلامتی خواهد بود. اما عاصیان جملگی هلاک خواهند شد، و شریران را سرانجامی نخواهد بود. نجات پارسایان از خداوند میرسد؛ اوست قلعۀ ایشان در زمان تنگی. خداوند ایشان را یاری میدهد و میرهاند؛ ایشان را از چنگ شریران رهایی میبخشد و نجات میدهد، زیرا که در او پناه میجویند.
رومیان ۸:۱۴-۱۷
و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و همارث با مسیح. زیرا اگر در رنجهای مسیح شریک باشیم، در جلال او نیز شریک خواهیم بود. و روحْ خود با روح ما شهادت میدهد که ما فرزندان خداییم. چرا که شما روح بندگی را نیافتهاید تا باز ترسان باشید، بلکه روح پسرخواندگی را یافتهاید که به واسطۀ آن ندا درمیدهیم: «اَبّا، پدر.» زیرا آنان که از روح خدا هدایت میشوند، پسران خدایند.