ایام عید پاک
این داستان نگاهی به درون زندگی خانوادگی موسی میاندازد. او پس از فرار از مصر به مدیان (که اکنون شبهجزیرهٔ سینا و قسمتی از عربستان سعودی است) رفت و با یکی از دختران یِترون ازدواج کرد. او سالها شبان گلهٔ پدرزنش بود (خروج ۲:۱۵-۳:۱). به این ترتیب، او مهارتهای لازم برای زندگی در بیابان را آموخت که برای ۴۰ سال رهبری قوم در همان بیابان به آن نیاز داشت، هرچند که بعدها به مشورت برادرزنش حوباب نیز نیازمند شد (اعداد ۱۰:۲۹-۳۴).
هنگامی که موسی به مصر بازگشت تا خویشاوندانش را از بردگی نجات دهد، زن و فرزندانش نزد خانوادهٔ زنش ماندند. پدرزنش در تجدید دیداری شادمانه خانوادهٔ او را نزدش بازگرداند و موسی برادرش هارون را به او معرفی کرد. یِترون کاهن مدیان توصیف شده است، نه کاهن خدا؛ زیرا کاهنان مدیان یکتاپرست نبودند. گرچه یِترون که شنیده بود خدای موسی چگونه قوم را از دست فرعون نجات داده است، پذیرفت که خداوند یهوه از همهٔ خدایان بزرگتر است و آنان پیش از میهمانی با هم پرستش کردند.
هنگام خواندن داستانهای کتابمقدس ممکن است فراموش کنیم که مردمی که از آنان سخن میرود، مانند ما اعضای خانوادههایی دارای خویشاوندان بودند و فراخواندنشان به کارهای خاص و گاه دشوار، گران تمام میشد. وقتی داستانهای آنان را میخوانید، از خودتان بپرسید چگونه خانوادههایشان به آنان اجازه میدادند که به این شکل خدا را خدمت کنند.