موعظه دوم پطرس
«آنگاه پطرس… بدان جماعت خطاب کرد که… خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای اجداد ما، بنده خود عیسی را جلال داد…»
اعمال رسولان ۳: ۱۲ – ۱۳
در کتاب اعمال رسولان، پس از روایت شفای مرد مفلوج که بیانگر قدرت نام مبارک عیسای مسیح و آمدن ملکوت خداست، با موعظهٔ دوم پطرس رسول روبهرو میشویم.
بهطورکلی، گفته میشود که در خطابههای کتاب اعمال رسولان سه قسمت اساسی وجود دارد که عبارتند از: راز عیسی، تفسیر کتابهای مقدس و در نهایت ارتباط آن با مخاطبین.
پطرس جماعتی را که از این واقعه شگفتزده شدهاند، مخاطب قرار میدهد و خطابهٔ شکوهمندی را ایراد میکند که پس از قرون متمادی، هنوز هم اقتدار این کلام پطرس رسول، هر مخاطبی را مبهوت مینماید.
پطرس خطابهٔ خود را بهشکلی سامان میبخشد که تسلسل رحمت و وفاداری خداوند را که در طی زندگی پدران ایمان ابراهیم، اسحاق و یعقوب و همچنین قوم برگزیده تحقق یافته است، شرح میدهد.
خدا با ذریت ابراهیم پیمان جاودانی بسته است که خدای ایشان باشد و هر آیینه ایشان را نجات بخشد.
پطرس خاطرنشان میکند که کمال نبوت موسی و انبیا قوم برگزیده در شخص عیسی مسیح تحقق یافته است: «زیرا موسی به اجداد گفت که خداوند خدای شما نبی مثل من، از میان برادران شما برای شما برخواهد انگیخت… و جمیع انبیا نیز از سموئیل و آنانی که بعد از او تکلم کردند، از این ایام اخبار نمودند» (اعمال رسولان ۳: ۲۲ – ۲۴). اینک، نجات خداوند در این عهد نوین به رایگان برای همه مهیاست.
این عهد نه بهواسطهٔ ذریت جسمانی از ابراهیم یا پیروی از شریعت، بلکه مطلقاً به حسب فیض خداوند بهوسیلهٔ تجسم کلمهٔ جاودانی عیسی مسیح که همانا خداست و توسط مرگ و رستاخیز او به ظهور رسیده است، حاصل میشود. خدایی که انسان را محبت میکند و در پی نجات اوست و مسیح رستاخیز کرده، خود فیض قدرتمند خداست که همگان را بهسوی آرامی حقیقی در خود فرا میخواند: «بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید.» (انجیل متی ۱۱: ۲۸)
Bible Study
اعمال رسولان ۳: ۱۲ – ۱۳
12چون پطرس این را دید، خطاب به جماعت گفت: «ای مردان اسرائیلی، چرا از این امر در شگفتید؟ چرا به ما خیره شدهاید، چنانکه گویی به نیرو و تقوای خود، این مرد را شفا دادهایم؟ 13خدای ابراهیم و اسحاق و یعقوب، خدای پدران ما، خادم خود عیسی را جلال داد، همان که شما تسلیمش کردید و در حضور پیلاتُس انکارش نمودید، هرچند رأی او بر این بود که آزادش سازد.