تمام تأملات و تحقیقات ما دربارهٔ خدا و نحوهٔ ارتباط او با دنیا، باید طبعاً به پرستش منتهی شود. کتاب میکاه بعد از تمام بحث‌هایش در خصوص داوری و امید، با نیایشی پایانی به انتها می‌رسد.
امری عادی است که وقتی امور دنیا به شکل نادرستی پیش می‌روند، مردم خدا را مورد تمسخر دهند، گویی خدا وجود ندارد، یا اینکه ضعیف است و بی‌تفاوت. نیایش این کتاب، با سؤالی طعنه‌آمیز آغاز می‌گردد: «یهوه خدایت کجاست؟». سپس به تجلیل و تمجید خدایی می‌پردازد که فعال و حاضر، آمرزنده، بخشاینده، فراموش‌کنندهٔ خطاهای قوم خویش و رهایی‌دهنده است، نیز شبانی که از قوم خود دفاع می‌کند و مراقبت به‌عمل می‌آورد.

تنش میان عدالت و رحمت در سرتاسر کتاب دیده می‌شود، و در این نیایش پایانی نیز حاضر است. خدا در ضمن اینکه به استانداردهای خود در مورد عدالت پایبند است، اما به‌سوی رحمت و بخشایش نیز کشیده می‌شود. ما باید این تنش را در درک خود از انجیل و در اعلان پیام آن مد نظر داشته باشیم. تلاش ما غالباً این است که این تنش را فقط از طریق تأکید بر یک جنبه از پیام انجیل حل کنیم.

خدایی همانند یهوه نیست. در بخش پایانی کتاب، برای توصیف خدا، از مفاهیمی همچون وفاداری، دلسوزی، امانت، محبت، بخشایش و رحمت استفاده شده است. چنین تصویری از خدا را باید با صدایی بلند اعلان کنیم، خصوصاً در دنیایی که اکثر مردم شاید شنیده باشند که خدا، خدایی است مجازات‌کننده و انتقام‌جو. همچنین ضروری است این حقیقت به این منظور اعلان شود که کلماتی که در این کتاب، بار معنای سختی دارند، در چشم‌انداز درستی قرار گیرند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *