شکست نور در رنگینکمان یکی از شگفتیهای طبیعت است که همواره بیننده را شاد میکند. رحمت خدا در حفظ بقای جهان فقط شامل کسانی نیست که او را میپرستند، بلکه همگان را در بر میگیرد؛ از اینرو، عهدی که خدا با نوح میبندد، همواره عهدی با جهان محسوب شده است. این نشانهای درخور، هم برای قدرت خدا در مقام خالق و هم برای رحمت او بر مخلوقات زمین است.
نماد رنگینکمان اکنون به شکل گستردهای برای تنوع انسانی پذیرفته شده است. خانوادۀ نوح، بشریتی تازهاند که بهعنوان مردم زمین مقدر شدهاند، اما عهد تا فراسوی بشریت نیز امتداد مییابد و بقیۀ موجودات زندهای را که ما در جهان با آنها شریکیم در بر میگیرد. این متن ما را به تأمل وا میدارد که چگونه حافظ صلح و آرامش خدا هم با آنها و هم با یکدیگر باشیم.
آیا بازتاب پیمان صلح و آرامش خدا را در سبک زندگی، در عادتهای خرید و خوردن، در رفتار با حیوانات اهلیشده و تدارکمان برای حیوانات وحشی، حتی در مراقبت از حیوانات خانگیمان، میبینیم؟ جانوران بهطور تصادفی به خلقت افزوده نشدهاند؛ آنها بخشی از سفر انسانند و همچون ما در پرتو شفقت خدا زندگی میکنند. همانگونه که عیسی به ما یادآور میشود، خدا در جهان طبیعت به شیوههایی حضور دارد که ما بهسختی میتوانیم تصورش را بکنیم (متی ۶:۲۶؛ ۱۰:۲۹).
Today's Prayer
ای خدای قادر
که در مسیح همه چیز را تازه کردهای!
تهیدستی طبیعت ما را
با غنای فیض خود دگرگون کن،
و در تجدید حیات ما
جلال آسمانیات را آشکار کن؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
پیدایش ۹:۸-۱۹
خدا به نوح و پسرانش فرمود: «من با شما و بعد از شما با فرزندان شما پیمان میبندم. همچنین پیمان خود را با همهٔ جانورانی كه با تو هستند، یعنی پرندگان، چارپایان و هر حیوان وحشی و هرچه با شما از كشتی بیرون آمدند و همچنین تمام جانداران روی زمین حفظ خواهم كرد. من با شما پیمان میبندم که دیگر همهٔ جانداران با هم از توفان هلاک نخواهند شد و بعد از این، دیگر توفانی كه زمین را خراب كند نخواهد بود. نشانهٔ پیمانی كه نسل بعد از نسل با شما و همهٔ جانورانی كه با شما باشند میبندم این است: رنگینكمان را تا به ابد در ابرها قرار میدهم تا نشانهٔ آن پیمانی باشد كه بین من و جهان بسته شده است. هر وقت ابر را بالای زمین پهن میكنم و رنگینكمان ظاهر میشود، پیمان خود را كه بین من و شما و تمامی جانوران میباشد بهیاد خواهم آورد تا توفان دیگر همهٔ جانداران را با هم هلاک نكند. رنگینكمان در ابر خواهد بود و من آن را خواهم دید و آن پیمانی را كه بین من و همهٔ جانداران روی زمین بسته شده، به یاد میآورم.» خدا به نوح فرمود: «این نشان آن پیمانی است كه با همهٔ جانداران زمین بستهام.» سام و حام و یافث پسران نوح بودند كه از كشتی بیرون آمدند. حام پدر كنعانیان است. ایشان سه پسر نوح بودند كه تمام ملل جهان از آنها به وجود آمدند. '
مزمور ۲۷
خداوند نور من و نجات من است، از که بترسم؟ خداوند مرا از تمام خطرها حفظ میکند، هرگز هراسان نخواهم شد. وقتی شریران دور مرا گرفتند و خواستند مرا بکشند، لغزیدند و افتادند. اگر لشکری به من حمله کند، نخواهم ترسید، حتّی اگر دشمنان برای جنگ با من بیایند، باز هم به خدا توکّل خواهم کرد. یک چیز از خداوند خواستم، فقط یک چیز، و آن این است که تمام دوران عمرم در خانهٔ خداوند باشم و زیبایی جمال او را مشاهده کنم و دربارهٔ او تفکّر نمایم. در روز تنگی مرا پناه خواهد داد. او مرا بسلامت در خیمهٔ خود حفظ خواهد نمود، و مرا بر روی صخرهای بلند مطمئن میسازد. پس بر دشمنانم که دور مرا گرفتهاند پیروز خواهم شد. با فریاد شادی در معبد بزرگ او قربانی خواهم گذرانید، و برای او سرود خواهم خواند و او را ستایش خواهم نمود. خداوندا، دعای مرا بشنو، بر من رحمت فرموده دعایم را مستجاب کن. تو فرمودهای: «طالب من باشید!» خداوند، از صمیم قلب میگویم که طالب تو هستم، روی خود را از من پنهان نکن! و بر من خشمگین مباش، و بندهٔ خود را از درگاهت مران. تو مددکار من بودهای، ای خدای نجات بخش من، مرا ترک مکن و رد منما. حتّی اگر پدر و مادرم مرا ترک کنند، خداوند مرا ترک نخواهد کرد. خداوندا! راه خود را به من نشان بده، و بهخاطر دشمنانم مرا به راه راست هدایت نما. مرا به دست دشمنانم مسپار، آنها با شهادت دروغ و نیرنگ برضد من برخاستهاند. میدانم که رحمت و نیکوییهای خداوند را در این زندگی باز هم خواهم دید. بر خداوند توکّل کن، ایمان داشته باش و ناامید مشو.'
متی ۲۵:۱۴-۳۰
«پادشاهی آسمان مانند مردی است كه میخواست سفر كند. پس غلامان خود را خوانده، تمام ثروتش را به آنان سپرد و به هر یک به نسبت تواناییاش چیزی داد به یکی پنج هزار سکّهٔ طلا، به دیگری دو هزار سکّهٔ طلا، و به سومی هزار سکّهٔ طلا و پس از آن به سفر رفت. مردی كه پنج هزار سکّهٔ طلا داشت زود رفت و با آنها تجارت كرد و پنج هزار سکّهٔ طلا سود برد. همچنین آن مردی كه دو هزار سکّهٔ طلا داشت دو هزار سکّهٔ دیگر سود آورد. امّا آن مردی كه هزار سکّهٔ طلا به او داده شده بود رفت و زمین را كَند و پول ارباب خود را پنهان كرد. «بعد از مدّت زیادی ارباب برگشت و با آنها به تصفیه حساب پرداخت. کسیکه پنج هزار سکّهٔ طلا به او داده شده بود آمد و پنج هزار سکّهای را هم كه سود برده بود با خود آورد و گفت: 'تو این پنج هزار سکّه را به من سپرده بودی، این پنج هزار سکّهٔ دیگر هم سود آن است.' ارباب گفت: 'آفرین، ای غلام خوب و امین، تو در امر كوچكی امانت و درستی خود را نشان دادی، من حالا كارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش.' آنگاه مردی كه دو هزار سکّهٔ طلا داشت آمد و گفت: 'تو دو هزار سکّهٔ به من سپردی، این دو هزار سکّهٔ دیگر هم سود آن است.' ارباب گفت: 'آفرین، ای غلام خوب و امین تو در كار كوچكی امانت و درستی خود را نشان دادی و حالا كارهای بزرگ را به تو خواهم سپرد. بیا و در شادی ارباب خود شریک باش.' سپس مردی كه هزار سکّه به او داده شده بود آمد و گفت: 'ای ارباب، من میدانستم كه تو مرد سختگیری هستی، از جاییکه نکاشتهای درو میکنی و از جاییکه نپاشیدهای جمع مینمایی، پس ترسیدم و رفتم سکّههای تو را در زمین پنهان كردم. بفرما، پول تو اینجاست.' ارباب گفت: 'ای غلام بدسرشت و تنبل، تو كه میدانستی من از جاییكه نکاشتهام درو میکنم و از جاییکه نپاشیدهام جمع میکنم، پس به همین دلیل میباید پول مرا به صرّافان میدادی تا وقتی من از سفر بر میگردم آن را با سودش پس بگیرم. سکّهها را از او بگیرید و به آنکسی كه ده هزار سکّه دارد بدهید، زیرا آنکس كه دارد به او بیشتر داده خواهد شد تا به فراوانی داشته باشد و آنکس كه ندارد، حتّی آنچه را هم كه دارد از دست خواهد داد. این غلام بیفایده را به تاریكی بیندازید جاییکه گریه و دندان بر دندان ساییدن وجود دارد.' '