Today's word: خروج ۱۱ | Bible Study: مزمور ۲۳مزمور ۱۲۷عبرانیان ۱۳‏:‏۱۷ تا آخر

این دیگر، پردۀ آخر نمایش است. قوم اسرائیل آماده شدند. مصریان از رفتن آنان خوشحال بودند، آن‌قدر که حاضر بودند از ثروت قابل‌عرضۀ خود، به آنها بدهند تا از دستشان خلاص شوند. اما آنها هنوز نمی‌دانستند که وحشتی نهایی، منتظرشان است.
بهای آزادی قوم اسرائیل، چقدر زیاد بود! بهای سرسختی فرعون برای مردمش چقدر سنگین بود! حتی زمانی که با قوم اسرائیل شادی می‌کنیم، در دل خود، با مصریان می‌گرییم؛ چرا که به‌زودی به چنان وضعی دچار خواهند شد که بلاهای قبلی در مقابل غم عظیم آن، دیگر به چشم نخواهد آمد.

خواندن این داستان کار مشکلی است، چرا که جداً اخلاقیات ما را به چالش می‌کشد. از اول داستان هم همین‌طور بود، یعنی زمانی که مصریان رنج می‌کشیدند. اما حالت نمایشیِ نبردِ جادویی در داستان، می‌تواند تا حدی آزردگی ما را تسکین بخشد. حال، فرار دیگر معنی ندارد. مردان، زنان و کودکان مصری خواهند مرد و عزاداری خواهند کرد تا قوم خدا بتوانند آزادانه زندگی کنند. به‌نظر می‌رسد هیچ توجیهی نتواند در مقابل این حجم از اندوه تاب بیاورد. آنها تلفات جمعی و بی‌تقصیرِ نبردِ میان خیر و شر هستند.
داستان همان است که می‌خوانیم. باید بتوانیم با آن کنار بیاییم. ما نمی‌توانیم وانمود کنیم که اشکالی وجود ندارد. بازگویی این داستان همان‌قدر که اندوهناک است، شادی‌آور نیز می‌باشد.

با نزدیک‌شدن به هفتۀ مقدس، مرگ را به‌یاد می‌آوریم. یک نخست‌زادۀ دیگر نیز به‌زودی خواهد مرد. اما این مرگ، بهایی است که خودِ خدا پرداخت کرد.

Today's Prayer

ای پدر بزرگوار،
تو به‌خاطر محبتی که به دنیا داری،
پسرت را فدا کردی:
ما را هدایت بفرما تا بر رازهای مصائب او تعمق کنیم،
تا به‌واسطۀ ریخته‌شدن خون نجات‌دهنده و خداوندمان عیسای مسیح،
آرامش ابدی را درک کنیم.

Bible Study

خروج ۱۱

خداوند به موسی گفت: «یک بلای دیگر نیز بر فرعون و بر مصر خواهم فرستاد. پس از آن شما را رها خواهد کرد تا از اینجا بروید، و چون چنین کند شما را کاملاً بیرون خواهد راند. به قوم بگو هر مرد از همسایه‌اش و هر زن از همسایه‌اش اشیاء نقره و طلا بخواهد.» خداوند نظر لطف مصریان را نسبت به قوم برانگیخت و خود موسی نیز در سرزمین مصر از احترام بسیار در نظر خادمان فرعون و مردم برخوردار بود. پس موسی گفت: «خداوند چنین می‌فرماید: نیمه‌های شب در سرتاسر مصر بیرون خواهم آمد. هر نخست‌زاده که در مصر باشد خواهد مرد، از نخست‌زادۀ فرعون که بر تخت می‌نشیند تا نخست‌زادۀ کنیزی که کنار آسیاب نشسته، و نیز نخست‌زادۀ تمام چارپایان، همه خواهند مرد. در سرتاسر مصر چنان گریه و شیونی بر پا خواهد شد که نظیر آن هرگز شنیده نشده و نخواهد شد. ولی در میان قوم اسرائیل، حتی سگی به انسان یا چارپا پارس نخواهد کرد. آنگاه خواهید دانست که خداوند میان مصر و اسرائیل فرق می‌گذارد. همۀ این خادمانت نزد من خواهند آمد و در برابرم تعظیم کرده، خواهند گفت: ”تو و تمامی قومی که تو را پیروی می‌کنند، همگی از اینجا بروید!“ آنگاه از اینجا خواهم رفت.» موسی پس از این سخنان، خشمگینانه فرعون را ترک کرد. خداوند به موسی گفته بود: «فرعون به شما گوش نخواهد سپرد، تا علامات من در مصر افزون شود.» موسی و هارون همۀ این علامات را در برابر فرعون به ظهور رساندند، اما خداوند دل فرعون را سخت ساخت و او نمی‌گذاشت قوم اسرائیل سرزمین او را ترک کنند.

مزمور ۲۳

خداوند شبان من است؛ محتاج به هیچ چیز نخواهم بود. در چراگاههای سرسبز مرا می‌خواباند؛ نزد آبهای آرامبخش رهبری‌ام می‌کند. جان مرا تازه می‌سازد، و به‌خاطر نام خویش، به راه‌های درست هدایتم می‌فرماید. حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم، از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوّت قلبم می‌بخشند. سفره‌ای برای من در برابر دیدگان دشمنانم می‌گسترانی! سَرَم را به روغن تدهین می‌کنی و پیاله‌ام را لبریز می‌سازی. همانا نیکویی و محبت، تمام روزهای زندگی‌ام در پی من خواهد بود، و سالیان دراز در خانۀ خداوند ساکن خواهم بود.'

مزمور ۱۲۷

اگر خداوند خانه را بنا نکند، بنّایانش زحمتِ بیهوده می‌کشند؛ اگر خداوند شهر را نگاهبانی نکند، نگهبانان بیهوده به پاسداری می‌ایستند! بیهوده است که زود برمی‌خیزید و تا دیر وقت بیدار می‌مانید، و نان مشقت می‌خورید؛ زیرا او محبوبان خویش را خواب می‌بخشد. فرزندان، میراثی‌از جانب خداوندند، و ثمرۀ رَحِم، پاداشی‌از سوی او. بسان تیرها در دست مرد دلاور، همچنانند فرزندان ایام جوانی. خوشا به حال آن که تَرکِش خویش از آنها پر سازد! چنین کسان هرگز شرمسار نخواهند شد، آنگاه که در دروازه با دشمنان سخن بگویند.'

عبرانیان ۱۳‏:‏۱۷ تا آخر

از رهبران خود اطاعت کنید و تسلیم آنها باشید؛ زیرا ایشان بر جانهای شما دیدبانی می‌کنند و باید حساب بدهند. پس بگذارید کار خود را با شادمانی انجام دهند نه با آه و ناله، زیرا این به نفع شما نخواهد بود. برای ما دعا کنید، زیرا مطمئنیم که وجدانمان پاک است و می‌خواهیم از هر جهت با سربلندی زندگی کنیم. بخصوص از شما استدعا دارم دعا کنید که بتوانم هر چه زودتر نزدتان بازگردم. حال، خدای سلامتی که شبانِ اعظم گوسفندان یعنی خداوند ما عیسی را به خون آن عهد ابدی از مردگان برخیزانید، شما را به هر چیز نیکو مجهز گرداند تا ارادۀ او را به انجام رسانید. باشد که او هرآنچه را که موجب خشنودی اوست به واسطۀ عیسی مسیح در ما به عمل آورد، که او را جلال جاودانه باد. آمین. ای برادران، از شما می‌خواهم این کلامِ نصیحت‌آمیزِ مرا تحمّل کنید، زیرا به اختصار به شما نوشته‌ام. بدانید که برادر ما تیموتائوس آزاد شده است. اگر او زود بیاید، با او به دیدارتان خواهم آمد. به همۀ رهبران خود و به تمام مقدسین سلام برسانید. آنان که از ایتالیا هستند، به شما سلام می‌گویند. فیض با همۀ شما باد.'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *