قرائت امروز با جمله‌ای پرصلابت آغاز می‌شود. عزم راسخ عیسی به رفتن به اورشلیم، مشخص می‌سازد که زمانی رسیده بود که افراد می‌بایست تعهدی عمیق احساس کنند. او از تقدیر خود آگاه بود. اما کماکان مصمم بود به آنجا برود. آنانی که او را در این مرحله از خدمتش رد می‌کردند، نشانه‌هایی بودند از آنچه قرار بود بزودی رخ دهد، آن لحظه که عیسی را به شکلی قاطع و نهایی رد خواهند کرد.

وقتی عیسی مسیر اورشلیم را در پیش گرفت، تقدیر بسیاری دیگر وارد مرحلۀ عملی‌اش گردید. شایان توجه است که عیسی در قبال آنانی که «قرار بود» شاگردانش شوند، شدت عمل زیادی نشان داد، در قبال آنانی که سر و صداهای درستی به پا می‌کردند، اما فوریت و اهمیت ماجرا را درک نکرده بودند. اما نسبت به مردمان سامره که حاضر نشدند از او میهمان‌نوازی کنند، تا این حد شدت عمل نشان نداد. کسی که عیسی را رد کند، ممکن است بخشیده شود، اما کسی که او را با سردی یا با ریاکاری می‌پذیرد، موجب خشم می‌گردد، چرا که نشان می‌دهد ماهیت غایی دعوت عیسی را درست درک نکرده است.

عیسی در راه اورشلیم، طریقی آسان را وعده نداد. طریقی نیز که ما فرا خوانده شده‌ایم تا بعنوان ایماندار بپیماییم، همواره «ویا کروسیس» است، طریق صلیب. این چالشی است بس دشوار، خصوصاً برای آنانی که برای سالهای متمادی، یا در تمام زندگی خود، ایماندار بوده‌اند. شاید ایمان خود را چنان خوب وارد شخصیت و سبک زندگی خود کرده‌ایم که دیگر در برابر مطالبات سنگین آن متعجب نمی‌شویم. ما از زندگی روحانی خود انتظار داریم که برایمان آرامش به ارمغان بیاورد، اما این نباید آن آرامش دروغینی باشد که از احساس رضایت از خویشتن ناشی می‌شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *