مرقسِ انجیل‌نگار

امروز «روز حضرت مرقس» است، اما بجای این آیه از اشعیا که می‌فرماید، «راه خداوند را… مهیا سازید» (اشعیا ۴۰:۳)، همان آیه که مرقس در مقدمۀ انجیلش نقل می‌کند، ما گفتۀ دیگری از همان نبی را آورده‌ایم که می‌فرماید، «راه را برای قوم مهیا سازید». البته مرقس هر دو کار را انجام می‌دهد. روایتِ نفس‌گیر او که از طریق قیدِ مورد علاقه‌اش، «بی‌درنگ»، باعجله هر ماجرا را بر سر راه خود، در می‌نَوَردد، قطعاً از تمام فوریت گفته‌های اشعیا با تکرارهای مؤکد او برخوردار است: «بروید، از دروازه‌ها عبور کنید… بسازید، شاهراهها را بسازید.» من کوشیده‌ام اندکی از فوریت هیجان‌انگیز مرقس را در این سطور از غزلی که خودم برای این انجیل تصنیف کرده‌ام، در ذهن‌ها ایجاد کنم:

مرقس همانا انجیل تغییرات ناگهانی است،
از امور آغازین تا امور انتهایی، از امور عظیم تا امور دوستانه،
از قوت تا به ضعف، و از قرض تا به هدیه،
از خلأ پریشان‌کنندۀ صحرای گسترده
تا جوّ پرشور شهر محصور،
از ندایی که در بیابان بانگ برمی‌آوَرَد
تا فرشتگانی در مقبره‌ای خالی…
(از مالگوم گایت)

تردیدی نیست که انجیل مقرس سنگها را از جلوِ پای انسان دور می‌سازد، از جلوِ پای ما که خوانندگان آن هستیم، و قطعاً «بیرقی را برمی‌افرازد». اما وقتی به عبور از دروازه‌ها می‌رسیم، این خودِ مسیح است که پیشاپیش ما از دروازۀ مرگ می‌گذرد، و راه را واقعاً آماده می‌سازد. نخستین و قدیمی‌ترین قسمت پایانی انجیل مرقس این دروازه‌ها را گشوده باقی می‌گذارد، و شاگردانِ حیرت‌زده را، و به بیانی صادقانه، شاگردانِ هراسان از قدرتی که از رستاخیز آزاد شده بود، به حال خود رها می‌سازد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *