همانطور که مریم با پاسخ مثبت به خدا، شهامتی عظیم از خود نشان داد، یوسف نیز با پاسخ مثبت به مریم، شهامتی عظیم را در سکوت به نمایش گذاشت. شهامت برای ادامه دادن در تعهدی که تصور میکرد به آن خیانت شده؛ شهامت برای قدم گذاشتن در مسیر ماجرایی خارقالعاده که مشخص نیست به کجا ختم میشود؛ شهامت برای کنار رفتن، کنار گذاشتن خود و حقوقش و باز کردن جایی برای مریم و نوزاد.
حال، «بلۀ» مریم و یوسف، راه و جایی برای سخاوتمندانهترین و زیباترین «بلۀ» خدا به تمام ما -در تولد عیسای مسیح- باز کرده بود؛ «زیرا همۀ وعدههای خدا در مسیح ”آری“ است.» (۲قرنتیان ۱:۲۰).
نام او، یعنی وعدۀ پنهان در «عمانوئیل»، نه تنها در این روز تولد خداوند، بلکه در تمام زندگی و خدمت او تحقق یافته بود: او با ماست و حامی ماست، از نخستین نشانۀ جلالش در عروسی در قانا گرفته، تا آخرین کلماتش در انجیل متی که فرمود: «اینک من هر روزه تا پایان این عصر با شما هستم!». او از گهواره تا گور همراه ماست- از گهوارۀ ما تا گهوارۀ خود، شریک در کودکیِ ما، تا گور ما و گور خود، که پیروزمندانه از آن و از دروازه برای ما گذشت و راهی از میان آن درۀ تاریک برایمان گشود تا ما را به روز قیام رهنمون شود: هم قیام خودش و هم قیام ما.
او به دنیا آمد تا همراه ما روی زمین باشد، با ما، در و از میان همۀ چیزها، تا در پایان همۀ چیزها بتوانیم با او در آسمان باشیم.