ایمانآوردن پولس تکنیک سیاهقلم هنرمندان دورۀ رُنسانس، کنتراست یا تضاد عمیق میان تاریکی و نور را با ظرافت و قدرت به تصویر میکشد. در توصیفات مکررِ عهد جدید از ملاقات سولس با مسیحِ قیامکرده، چیزی شبیه به همین تضاد را میتوان مشاهده کرد. کاراواجو، نقاش ایتالیایی، داستان تجربۀ راه دمشق را در نقاشی معروفی در کلیسای سانتا ماریا دل پوپولو در رُم، به تصویر کشیده است. قدرت کورکنندۀ این نور چنان بود که میبینیم سولس از اسبش به زمین افتاده، و تحت تأثیر قدرت این «اپیفانی» یا تجلی قرار گرفته، تجلیای که او را او را از تاریکیهای ناشی از اعتماد کاذب، بهسوی تجربۀ نورانیِ ایمان به خداوندگارِ قیامکرده فرا میخواند. تبدیلی که در یک لحظه اتفاق میافتد، می تواند به اندازه یک عمر زمان ببرد تا بهطور کامل لمس و تجربه شود. سولس که حالا دیگر به پولس تبدیل شده بود، باید نگاه تکبُعدی را نسبت به انحصارگرایی مذهبیاش ترک میکرد تا پیام انجیل تبدیلکنندۀ مرگ و قیام مسیح را بیاموزد و بهکار گیرد. در اینجا برخی از نتایجی که در اثر این ملاقات در پیام پولس به فیلیپیان منعکس شده، مشاهده میکنیم. پولس دست از غرور فریسیمآبانه خود برداشته بود و میبایست همۀ عقاید مربوط به برتریجویی و کوتهفکری مذهبی را رها میکرد. آن نوع از پرهیزگاری که زمانی برایش بسیار ارزشمند بود، باید بهطور کامل تغییر مییافت، و بهخاطر این ملاقات کوبنده و تأثیرگذار با فیض مسیح، به شکلی بنیادین مورد چالش قرار میگرفت. پولس دیگر هرگز نتوانست به افتخارات انسانی خود ببالد. از این پس، او تنها خود را با ایمان به مسیح به پیش میراند. تبدیل دائمی و همیشگی برای شما به چه معناست؟
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
که سبب شدی نور انجیل
بهواسطۀ موعظۀ خدمتگزارت، حضرت پولس،
در سراسر جهان بدرخشد:
عطا فرما تا ما که ایمانآوردن شگفتانگیز او را گرامی میداریم،
از او سرمشق بگیریم و بر حقایق تو شهادت دهیم؛
بهواسطۀ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
فیلیپیان ۳:۱-۱۴
دیگر آنکه ای برادران من، در خداوند شاد باشید! تکرار این مطالب زحمتی برایم نیست بلکه ایمنی شماست. از آن سگها برحذر باشید! از آن شرارتپیشگان بپرهیزید! از آن مُثلهکنندگان دوری کنید! زیرا ختنهشدگانِ واقعی ماییم که در روحِ خدا عبادت میکنیم، و فخرمان به مسیحْ عیسی است و به افتخارات انسانی خود اتکا نداریم - هرچند من خودْ دلایل خوبی برای اتکا به آنها دارم. آری، اگر کسی میپندارد که دلایل خوبی برای اتکا به اینگونه افتخارات انسانی دارد، من دلایلی محکمتر دارم: ختنه شده در روز هشتم، از قوم اسرائیل، از قبیلۀ بِنیامین، فرزند عبرانی از والدین عبرانی؛ به لحاظ اجرای شریعت، فَریسی؛ به لحاظ غیرت، آزاردهندۀ کلیسا؛ به لحاظ پارساییِ شریعتی، بیعیب. بلکه همه چیز را در قیاس با ارزش برترِ شناخت خداوندم مسیحْ عیسی، زیان میدانم، که بهخاطر او همه چیز را از کف دادهام. آری، اینها همه را فضله میشمارم تا مسیح را به دست آورم و در او یافت شوم، نه با پارسایی خویشتن که از شریعت است، بلکه با آن پارسایی که از راه ایمان به مسیح به دست میآید، آن پارسایی که از خداست و بر پایۀ ایمان. امّا آنچه مرا سود بود، آن را بهخاطر مسیح زیان شمردم. میخواهم مسیح و نیروی رستاخیزش را بشناسم و در رنجهای او سهیم شده، با مرگش همشکل گردم، تا به هر طریق که شده به رستاخیز از مردگان نایل شوم. نمیگویم هماکنون به اینها دست یافتهام یا کامل شدهام، بلکه خود را به پیش میرانم تا چیزی را به دست آورم که مسیحْ عیسی برای آن مرا به دست آورد. برادران، گمان نمیکنم هنوز آن را به دست آورده باشم؛ امّا یک کار میکنم، و آن اینکه آنچه در عقب است به فراموشی میسپارم و به سوی آنچه در پیش است خود را به جلو کشانده، برای رسیدن به خط پایان میکوشم، تا جایزهای را به دست آورم که خدا برای آن مرا در مسیحْ عیسی به بالا فرا خوانده است.
مزمور ۶۶
ای تمامی زمین، خدا را بانگ شادی دهید! جلال نام او را بسرایید و ستایشی پرجلال نثار او کنید! خدا را بگویید: «چه مَهیب است کارهای تو! به سبب عظمت تواناییات دشمنانت در برابر تو کُرنِش میکنند. تمامی زمین تو را پرستش خواهند کرد، و در ستایش تو خواهند سرایید؛ آری، در ستایش نام تو خواهند سرایید.» سِلاه بیایید و ببینید خدا چهها کرده است، او در کارهای خود برای بنیآدم، مَهیب است. دریا را به خشکی مبدل ساخت و مردم پیاده از رودخانه گذشتند. آنجا در او شادی کردیم، در او که به قدرت خود جاودانه فرمان میراند، و چشمانش مراقب قومهاست. پس طغیانگران خویشتن را برنیفرازند. سِلاه ای قومها، خدای ما را متبارک خوانید؛ آوای ستایش او را بشنوانید. زیرا جانهای ما را در میان زندگان نگاه داشته و پاهایمان را از لغزش باز داشته است. زیرا تو، خدایا، ما را آزمودهای؛ تو ما را همچون نقره در بوتۀ آزمایش گذاشتهای. ما را به دام درآوردی و باری بس گران بر پشت ما نهادی. مردمان را بر سر ما سوار کردی و از آب و آتش گذشتیم، لیکن ما را به جای خُرَّم درآوردی. با قربانیهای تمامسوز به خانهات در خواهم آمد و نذرهایم را به تو ادا خواهم کرد، که لبهای خویش را بدانها گشودم و در زمان تنگی بر زبانشان آوردم. قربانیهای تمامسوزِ پروار به تو تقدیم خواهم کرد با رایحۀ قربانی قوچها؛ گوسالهها و بزها به تو پیشکش خواهم کرد. سِلاه ای همۀ خداترسان، بیایید و بشنوید؛ بگذارید آنچه را برای جان من کرده است، بازگویم. به دهان خویش نزد او فریاد برآوردم؛ و ستایش او بر زبان من بود. اگر بدی را در دل خود منظور میداشتم، خداوندگار نمیشنید. اما خدا براستی شنیده و به آواز دعای من گوش فرا داده است. متبارک باد خدا که دعای مرا رد نکرده و محبت خویش را از من دریغ نداشته است.
مزمور ۱۴۷:۱۳ تا آخر
زیرا او پشتبندهای دروازههایت را مستحکم میگرداند، و فرزندانت را در اندرونت برکت میدهد. او صلح را بر مرزهایت حکمفرما میسازد، و تو را به مغز گندم سیر میگرداند. فرمان خود را بر زمین میفرستد، و کلام او بهسرعت میدود. برف را چون پشم ارزانی میدارد، و ژاله را همچون خاکستر میپراکند. تگرگ را چون خُردهنانها فرو میریزد، کیست که در برابر سرمای او تواند ایستاد؟ او کلام خود را میفرستد و آنها را آب میکند، باد خویش را میوزاند و آبها روان میشود. کلام خود را به یعقوب بیان میدارد، و فرایض و قوانین خود را به اسرائیل. او با هیچ قومی چنین نکرده است، و قوانین او را نشناختهاند. هللویاه!
حزقیال ۳:۲۲ تا آخر
و در آنجا دست خداوند بر من بود؛ و او مرا گفت: «برخیز و به همواریْ بیرون شو که در آنجا با تو سخن خواهم گفت.» پس برخاسته، به همواریْ بیرون شدم، و اینک جلال خداوند، مانند جلالی که بر کنارۀ رود کِبار دیده بودم، در آنجا ایستاده بود، و من به روی درافتادم. آنگاه روح به من درآمد و مرا بر پاهایم بر پا داشت و مرا خطاب کرده، گفت: «برو و خود را در خانهات حبس کن. و تو، ای پسر انسان، اینک بر تو بندها خواهند نهاد و تو را بدانها خواهند بست تا نتوانی به میان ایشان بیرون روی. و من زبانت را به کامت خواهم چسبانید تا گنگ شده، نتوانی آنان را نکوهش کنی، زیرا که خاندانی عِصیانگرند. اما هرگاه با تو سخن گویم، دهانت را خواهم گشود و تو به ایشان خواهی گفت، ”خداوندگارْ یهوه چنین میفرماید.“ آن که میشنود، بگذار بشنود، و آن که نمیشنود، بگذار نشنود! زیرا که خاندانی عِصیانگرند.