ظهور ناگهانی مردی بیمار در میان میهمانان دعوت‌شده برخوردی اتفاقی نیست، بلکه اعتراضی صحنه‌سازی‌شده و یک چالش است. این دام با این هدف پهن شده است که عیسی را یا به عقب‌نشینیِ تحقیر‌آمیز، یا به بی‌اعتنایی به اقتدار وادارند. اما عیسی هرگز در موقعیت تدافعی قرار نمی‌گیرد. او که ملزم به صداقت، رحم و انصاف است، با درک عمیق شریعت می‌داند که بلافاصله چه خواهد کرد. پادشاهی خدا حقیقت او، شفافیت او و قطب‌نمای او در مواجهه با خصومت خاموش است. پرسش او درخواست مشاورهٔ شرعی نیست؛ نکته‌ای بلاغی است که نمی‌توان به آن پاسخ داد. نه شریعت مانع زندگی است و نه تفسیر شریعت.
عیسی در انتظار جدل نیست، چه رسد به مباحثه. او چشم در چشم مردی می‌شود، انسانی که نام و داستانی دارد. اکنون کیفیت سکوت دگرگون می‌شود و فریسیانند که گرفتار می‌شوند. سخت‌گیری و بی‌رحمی آنان آشکار شده است. آنان در سکوت تسلیم شده‌اند. از موضع شریعت وارد این رویارویی‌شدن هیچ معنایی ندارد و آنان جایی برای رفتن و حرف دیگری برای گفتن ندارند. عیسی برای اجازه‌گرفتن نمی‌پرسد و بر سر پادشاهی خدا مذاکره نمی‌کند. در عوض، او ویران‌کننده‌ترین چالش‌های روحانی را به‌کار می‌گیرد و عملاً می‌گوید «به ندای درون‌تان گوش دهید» یا «به این سکوت رعدآسا گوش فرا دهید».

رحم، حرف آخر را خواهد زد. رحم، به نفع خودش، به نفع پادشاهی خدا حرف می‌زند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *