Today's word: اول سموئیل ۲:‏۱-‏۱۰ | Bible Study: مزمور ۱۱۱مزمور ۱۱۳رومیان ۵:‏۱۲ تا آخر

روز گرامی‌داشت اعلان مژدهٔ انعقاد نطفهٔ خداوندگارمان به مریم باکرهٔ خجسته

سرودهٔ حنّا که در کتاب اول سموئیل، پس از ولادت خودِ سموئیل ثبت شده، به شکلی گیج‌کننده چنان به سرود تمجید مریم شباهت دارد که دشوار بتوان بر آن، فقط به‌خاطر ارزش خودش تمرکز کرد. حتی اگر موفق شویم چنین کنیم، این سروده سؤالات بسیاری مطرح می‌سازد، نظیر اینکه آیا این در اصل، ابداع خودِ حنّا بوده یا نه، و اگر بوده، دشمنانی که دهان وی بر آنان فخر می‌کنند، چه کسانی هستند. با این حال، این سروده ارزش آن را دارد که از تمام این موانع عبور کنیم و به گوهری که در آن هست، برسیم.

این سروده که در اینجا به حنّا نسبت داده شده، توصیف‌کنندهٔ اعتمادی عمیق به خداست. فقط در طول ده خط مختصر و با حالتی تکان‌دهنده و تأثیرگذار، دربارهٔ قدرت خدا سخن می‌گوید. خدا صخره است. کلمه‌ای که در اینجا به ‌کار رفته، به یک تخته‌سنگ عظیم اشاره می‌کند که بسیار قابل اعتماد است. این سروده، شعرگونه، گسترهٔ قدرت خدا را مورد کند‌و‌کاو قرار می‌دهد و می‌گوید که او بر میدان جنگ فرمانروایی می‌کند، و نیز بر سفرهٔ شام، بر تولد و مرگ و ثروت. او همچنین خدای واژگونی‌هاست، که نظام دنیا را زیر و رو می‌کند، به گونه‌ای که نشینندگان در «مَزبَله» را بلند کرده، در میان امیران بر کرسی می‌نشاند (کلمهٔ «مزبله»، یعنی زباله‌دانی، را می‌توان «کُپهٔ خاکستر» نیز ترجمه کرد/م.).

این خدای حنّا بود. این خدای مریم نیز بود. این خدای قابل اعتماد و ضد-سیستم، امروز نیز همان است، و دنیای ما را- با تمام جاه و مقام و ثروتش- زیر و رو کرده، از ما نیز می‌خواهد همان را انجام دهیم.

Today's Prayer

خداوندا، استدعا داریم
که فیضت را بر دل‌های ما بریزی،
تا همان‌طور که طبق پیام فرشته،
با تجسم پسرت، عیسای مسیح، آشنا شدیم،
اکنون نیز به‌واسطهٔ صلیب و مصائب او،
بسوی جلال رستاخیزش روان شویم؛
به‌واسطهٔ عیسای مسیح، پسر تو و خداوندگار ما،
که با تو زنده است و سلطنت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، اکنون و تا ابدلآباد.

Bible Study

اول سموئیل ۲:‏۱-‏۱۰

حَنّا دعا کرده، گفت: «دل من در خداوند به وجد می‌آید، و شاخ من در خداوند برافراشته شده است. دهانم بر دشمنانم فخر می‌کند، زیرا که در نجات تو شادمانم. «قدّوسی همچون یهوه نیست، زیرا غیر از تو دیگری نیست، و نه صخره‌ای همچون خدای ما. «سخنان کِبرآمیز دیگر مگویید، و غرور از دهانتان بیرون میاید؛ زیرا یهوه، خدای دانا است، و اعمال به او سنجیده می‌شود. کمانِ زورآوران شکسته شده، اما لغزش‌خوردگان کمر خود را به قوّت بسته‌اند. آنان که سیر بودند خویشتن را برای لقمه نانی اجیر ساخته‌اند، اما گرسنگان اکنون بی‌‌‌نیازند. زن نازا هفت فرزند زاده است، اما آن که فرزندان بسیار داشت، تنها مانده است. خداوند می‌میراند و زنده می‌کند؛ به گور فرو می‌برد و برمی‌خیزاند. خداوند فقیر می‌سازد و غنی می‌گرداند؛ پست می‌سازد و برمی‌افرازد. بینوا را از خاک بر پا می‌دارد، و نیازمند را از مَزبَله برمی‌گیرد تا آنان را با امیران نشانَد، و وارث کُرسی جلال گردانَد. زیرا ستونهای زمین از آنِ خداوند است، و جهان را بر آنها قرار داده است. «او قدمهای سرسپردگانِ خود را پاس می‌دارد، اما شریران در تاریکی خاموش خواهند شد، زیرا انسان به نیروی خود چیره نخواهد گشت. آنان که با خداوند دشمنی می‌ورزند، در هم خواهند شکست؛ او از آسمان بر ایشان رعد خواهد فرستاد. خداوند بر کَرانهای زمین داوری خواهد کرد؛ او پادشاهِ خود را نیرو خواهد بخشید و شاخ مسیح خود را بر خواهد افراشت.»

مزمور ۱۱۱

هَلِلویاه! خداوند را با تمامی دل سپاس خواهم گفت، در شورای صالحان، در میان جماعت. کارهای خداوند عظیم است؛ آنان که از آنها لذت می‌برند، جملگی در آنها غُور می‌کنند. کار او پر از جلال و شکوه است، و عدالتش پایدار، تا به ابد! او خویشتن را به کارهای شگفتش شهره ساخته است؛ خداوند فیاض و رحیم است. او ترسندگان خود را روزی می‌دهد، و عهد خویش را تا به ابد یاد می‌دارد. قوّت کارهای خویش را بر قوم خود اعلام داشته، تا میراث قومها را بدیشان عطا فرماید. اعمال دستهایش حق و عدل است، و جملۀ احکامش قابل اعتماد. پایدارند تا ابد‌الآباد، و در راستی و درستی وضع گردیده‌اند. فدیه را برای قوم خود فرستاد، و عهد خویش را جاودانه حکم فرمود؛ قدوس و مَهیب است نام او! ترس خداوندآغاز حکمت است، آنان را که به احکام او عمل می‌کنند فهمِ نیکوست. ستایش او تا به ابد پایدار است!

مزمور ۱۱۳

هَلِلویاه! ای خدمتگزاران خداوند، ستایش کنید! نام خداوند را ستایش کنید! نام خداوند متبارک باد، از حال تا ابدالآباد! از محل طلوع آفتاب تا محل غروب آن، نام خداوند ستوده شود! خداوند بر تمامی قومها متعال است، و جلال او بر فراز آسمانهاست! کیست مانند یهوه خدای ما، که در عرش برین جلوس فرموده است؟ آن که سر فرود می‌آورد، تا بر آسمانها و بر زمین بنگرد. او بینوا را از خاک برمی‌گیرد، و نیازمند را از زباله برمی‌افرازد؛ تا ایشان را با امیران بنشاند، با امیران قومِ خویش. زن نازاد را خانواده‌دار می‌سازد، مادر شادمانِ فرزندان. هَلِلویاه!

رومیان ۵:‏۱۲ تا آخر

پس، همان‌گونه که گناه به واسطۀ یک انسان وارد جهان شد، و به واسطۀ گناه، مرگ آمد، و بدین‌سان مرگ دامنگیر همۀ آدمیان گردید، از آنجا که همه گناه کردند - زیرا پیش از آنکه شریعت داده شود، گناه در جهان وجود داشت، امّا هر گاه شریعتی نباشد، گناه به حساب نمی‌آید. با این حال، از آدم تا موسی، مرگ بر همگان حاکم بود، حتی بر کسانی که گناهشان به گونۀ سرپیچی آدم نبود. آدم، نمونۀ کسی بود که می‌بایست بیاید. امّا عطا همانند نافرمانی نیست. زیرا اگر به واسطۀ نافرمانی یک انسان بسیاری مردند، چقدر بیشتر فیض خدا و عطایی که به واسطۀ فیض یک انسان، یعنی عیسی مسیح فراهم آمد، به‌فراوانی شامل حال بسیاری گردید. براستی که این عطا همانند پیامد گناهِ آن یک تن نیست. زیرا مکافات از پی یک نافرمانی نازل شد و به محکومیت انجامید؛ امّا عطا از پی نافرمانیهای بسیار آمد و پارساشمردگی را به ارمغان آورد. زیرا اگر به واسطۀ نافرمانی یک انسان، مرگ از طریق او حکمرانی کرد، چقدر بیشتر آنان که فیض بیکران خدا و عطای پارسایی را دریافت کرده‌اند، توسط آن انسان دیگر، یعنی عیسی مسیح، در حیاتْ حکم خواهند راند. پس همان‌گونه که یک نافرمانی به محکومیت همۀ انسانها انجامید، یک عمل پارسایانه نیز به پارسا شمرده شدن و حیات همۀ انسانها منتهی می‌گردد. زیرا همان‌گونه که به واسطۀ نافرمانی یک انسان، بسیاری گناهکار شدند، به واسطۀ اطاعت یک انسان نیز بسیاری پارسا خواهند گردید. حال، شریعت آمد تا نافرمانی افزون شود؛ امّا جایی که گناه افزون شد، فیض بی‌نهایت افزونتر گردید. تا همان‌گونه که گناه در مرگ حکمرانی کرد، فیض نیز در پارسایی حکم براند و به واسطۀ خداوند ما عیسی مسیح، به حیات جاویدان رهنمون شود.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *