یکشنبۀ نخلعیسی در ادامۀ برنامۀ خود در یکشنبۀ نخل، عمداً ادعاهای عظیمِ محبت نجات‌بخش خدا را اعلام کرد. همان‌طور که در این بخش می‌بینیم، آنچه آن روز اتفاق افتاد، تا ریزترین جزئیاتش، بر اساس طرح و خواست خدا انجام گرفت. عیسی در اینجا با شهامت، در ملأعام و با آگاهی از آنچه می‌کرد، و اینکه چه کسی را به چالش می‌طلبید، و چه خطری را به جان می‌خرید، برای آخرین‌بار در انظار عموم حق حکومت خود را به‌عنوان پادشاه منصوب خدا اعلام کرد. او سرود هوشیعانای فوج‌های مردم را پذیرفت، نه به‌خاطر عمق خلوص قلبی‌شان، بلکه به این دلیل که آنها رعیت او بودند و حقیقت را می‌گفتند.

او حقیقتاً در نام خداوند می‌آمد و حقیقتاً آمد تا قوم خدا را از حکومت مستبد و سرکوبگر مذهبیِ ساخته و پرداختۀ رؤسای معبد، و همین‌طور، سلطۀ نظامی رُم نجات دهد.

عیسی در تخیلات دشمنانش، ضعیف و آسیب‌پذیر به‌نظر می‌رسید، اما نباید اشتباه کنیم که محبت او آن‌چنان قدرتمند است که در مقابل هیچ‌کس و هیچ‌چیز، تسلیم نخواهد شد. او هر نوع فداکاری لازم را انجام داده است تا ارادۀ خود برای بشریت را به انجام برساند.

این پادشاه سرکوب نمی‌کند؛ آزاد می‌کند. محبتش او را به‌سوی صلیب برد، اما از روی همان صلیب، حکومت می‌کند!

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *