یوشع، تجدید عهد با خدا
«در آن روز یوشع با قوم عهد بست و در شکیم برایشان فرایض و قوانین وضع کرد.»
یوشع ۲۴: ۲۵
قوم بنی اسرائیل در طول چهل سال سرگردانی در بیابان، بیتوجهی بسیاری نسبت به عهد خدا با اجدادشان از خود نشان دادند. سرکشی و نافرمانی نسبت به موسی و فرامین خداوند از یک سو و روی آوردن به بتپرستی از سوی دیگر، نشانههای بارزی از اخلاقیات سقوط کرده در میان این قوم بود. آنها هیچ علاقهای به عهدی که خدا با ابراهیم بسته بود نشان نداده، هیچگونه خود را پایبند به آن نمیدیدند. ارتداد این نسل تا بدانجا پیش رفت که خداوند سوگند خورد نسل آنها را از نعمت ورود به سرزمین موعود محروم کند (اعداد ۱۴: ۲۶-۳۰).
خوشبختانه، فرزندان آن نسل راه متفاوتی را در پیش گرفتند. آنها به دعوت یوشع لبیک گفته و با در پیش گرفتن راه ایمان، حضور و همراهی خداوند در تصرف و تملک سرزمین موعود را تجربه کردند. بدینترتیب، مانند نسل پیشین که در خروج از مصر شکافته شدن آبهای دریا را مشاهده کرده بودند، آنان نیز شاهد شکافته شدن آبهای رود اردن در ورود به سرزمین موعود شدند.
درعینحال، نباید رهبری یوشع در کسب پیروزیهای نظامی قوم را از نظر دور داشت. تجربۀ شاگردی موسی سبب شد که یوشع شناخت عمیقی از خدا پیدا کند. او از جدیت خدا در پایبندی به عهدش بهخوبی آگاه بود. یوشع میدانست که حتی موسی در زمانی که به فرمان یهوه برای رهایی قوم به سرزمین مصر بازمیگشت، بهخاطر بیتوجهی نسبت به عهد خدا نزدیک بود جان خود را از دست بدهد (خروج ۴: ۲۴-۲۶). در نتیجه، یوشع بر آن شد که در پایان فتوحات نظامی خویش، قوم را گرد آورده و عهد خدا با پدرانشان را به آنها یادآوری کند. برای این کار، لازم بود که قوم اسرائیل از تجربۀ تاریک خود در بیابان فاصله گرفته، تنها یهوه را خدای خویش دانسته و با او تجدید عهد کنند. بهدنبال این دعوت یوشع، مردان قوم که همگی به دلیل تولد در دوران سرگردانی در بیابان نامختون باقی مانده بودند، به نشانۀ تجدید عهد با یهوه، تن به عمل ختنه سپردند.
عهد خدا حاکی از وفاداری پابرجای اوست. خدا بیاندازه راغب است که با بستن عهد، آسودگی خاطر مطیعان خویش را نسبت به تعهد و وفاداری خود به آنها فراهم آوَرَد. در عهدجدید، او این بار توسط اطاعت مسیح تا به صلیب، نهایت وفاداری خود را در معرض دید تمامی جهان قرار داده است.
Bible Study
یوشع ۲۴: ۲۵
25در آن روز یوشَع با قوم عهد بست و در شِکیم برایشان فرایض و قوانین وضع کرد.
یوشع ۲۴: ۱۴-۳۳
14«پس حال از خداوند بترسید و او را با خلوص و وفاداری عبادت کنید و خدایانی را که پدرانتان در آن سوی رود و در مصر عبادت میکردند، به دور افکنید و خداوند را عبادت کنید. 15و اگر در نظرتان ناپسند است که خداوند را عبادت کنید، همین امروز برای خود برگزینید کِه را عبادت خواهید کرد، خواه خدایانی را که پدرانتان در آن سوی اردن عبادت میکردند، خواه خدایان اَموریان را که در سرزمینشان به سر میبرید. اما من و خاندانم، یهوه را عبادت خواهیم کرد.»
16آنگاه قوم در پاسخ گفتند: «حاشا از ما که یهوه را ترک کرده، خدایانِ غیر را عبادت کنیم! 17زیرا یهوه خدای ما بود که ما و پدرانمان را از سرزمین مصر، از خانۀ بندگی به در آورد و در برابر چشمانمان آیات عظیم به انجام رسانید. او در تمامی راهی که پیمودیم و در بین تمام اقوامی که از میانشان گذشتیم، از ما محافظت کرد. 18خداوند تمامی قومها، یعنی اَموریان را که در این سرزمین میزیستند، از پیش روی ما بیرون راند، پس ما نیز یهوه را عبادت خواهیم کرد، زیرا اوست خدای ما.»
19اما یوشَع به قوم گفت: «شما را یارای عبادت یهوه نیست، زیرا او خدایی است قدوس و غیور؛ او نافرمانیها و گناهان شما را نخواهد آمرزید. 20اگر یهوه را ترک کنید و خدایان بیگانه را عبادت نمایید، او برگشته به شما ضرر خواهد رسانید و پس از احسان در حق شما، هلاکتان خواهد کرد.» 21اما قوم به یوشَع گفتند: «خیر! بلکه ما یهوه را عبادت خواهیم کرد.» 22آنگاه یوشَع قوم را گفت: «شما بر خود شاهدید که یهوه را برای خود برگزیدید تا او را عبادت کنید.» پاسخ دادند: «شاهدیم.» 23یوشَع گفت: «پس اکنون خدایان بیگانه را که در میان شمایند، به دور افکنید و دلهای خود را به یهوه، خدای اسرائیل، مایل سازید.» 24قوم به یوشَع گفتند: «یهوه خدایمان، هماوست که عبادتش خواهیم کرد و آوازش را اطاعت خواهیم نمود.» 25در آن روز یوشَع با قوم عهد بست و در شِکیم برایشان فرایض و قوانین وضع کرد. 26و یوشَع این کلمات را در کتاب شریعت خدا نوشت. آنگاه سنگی بزرگ بگرفت و آن را آنجا زیر درخت بلوطی که نزدیک قُدس خداوند بود، بر پا داشت. 27و به تمامی قوم گفت: «اینک این سنگ بر ما شاهد خواهد بود زیرا تمامی سخنان خداوند را که به ما فرمود، شنیده است. پس بر شما شاهد خواهد بود مبادا خدای خود را انکار نمایید.» 28آنگاه یوشَع قوم را مرخص کرد تا هر کس به ملک خود برود.
درگذشت یوشَع و اِلعازار
29پس از این امور، یوشَع پسر نون، خدمتگزار خداوند، در سن یکصد و ده سالگی مرد 30و او را در مِلک خودش در تِمنَهسارَح که در نواحی مرتفع اِفرایِم در شمال کوه جاعَش است، به خاک سپردند.
31اسرائیل در همۀ روزهای زندگی یوشَع خداوند را عبادت کردند، و نیز در همۀ روزهای مشایخی که پس از یوشَع زنده ماندند و از همۀ کارهایی که خداوند برای اسرائیل کرده بود، آگاه بودند.
32استخوانهای یوسف را که بنیاسرائیل از مصر آورده بودند در شِکیم به خاک سپردند، در قطعه زمینی که یعقوب به بهای یکصد پاره نقره از پسران حَمور پدر شِکیم خریده بود، و آن ملکِ بنییوسف شد.
33و اِلعازار پسر هارون نیز مرد و او را در جِبعَه، شهر پسرش فینِحاس، که در کوهستان اِفرایِم به او داده شده بود، به خاک سپردند.