در این مرحله، نامهٔ پولس بهسوی توصیههایی برای امور عملی تغییر مسیر میدهد. از آیهٔ فوق میتوانیم به این نکته پی ببریم. اما اهمیت آن، این ایدهٔ انقلابی است که این عطایا را عیساست که میبخشد، چرا که پیروزمندانه وارد آسمان شده است.
اما هدف و مقصود از همهٔ اینها چیست؟ پولس با تأکید بر اهمیت اتحاد، به این سؤال پاسخ میدهد. گرچه مهم است بدانیم که این روحالقدس است که ایمانداران را در اتحاد به هم پیوند میدهد، اما تحقق بخشیدن به آن بر عهدهٔ خود ماست. به بیانی دیگر، باید این اتحاد را در شرایط خاص خودمان عملی سازیم. اتحاد شبیه به چیست؟ پاسخ آن تماماً در پیرامون ماست (که البته ممکن است نشان دهد اتحاد شبیه به چه نیست!).
در اینجا، پولس دربارهٔ «عطایای روحالقدس» سخن نمیگوید، بلکه دربارهٔ راههایی که روحالقدس از طریق آنها، فردِ ایماندار را برای انجام خدماتی به منظور بنای کل «بدن» الهام میبخشد. پولس این نکته را با عبارتِ «بالغشدن» بهصراحت مشخص ساخت، یعنی فاصله گرفتن از علائق کودکانه به امور پرزرق و برق و تازه، و حرکت بهسوی مراحل عمیقتر زندگی.
البته این کار سادهای نیست، زیرا آنانی که ادعا میکنند «بالغ» هستند غالباً چنین نیستند، حال آنکه کسانی که «ساده» بهنظر میرسند، میتوانند عمیقترین حقایق را توضیح دهند. ازاینرو، به منظور پیونددادن تمامی بخشهای بدن، تشخیص و قضاوتی خردمندانه مورد نیاز است.