Today's word: لوقا ۲۳: ۲۶ | Bible Study: لوقا ۹: ۱۸ - ۲۶

شمعون قیروانی

(لوقا ۲۳: ۲۶)  چون او را می‌بردند، مردی شَمعون نام از اهالی قیرَوان را که از مزارع به شهر می‌آمد، گرفتند و صلیب را بر دوش او نهاده، وادارش کردند آن را پشت سر عیسی حمل کند.

روایت لوقا از مصائب مسیح، روایتی است فوق العاده و سرشار از محبت و احترام وی نسبت به عیسی مسیح.

محکومان به مرگ مطابق سنن رومی می بایست تازیانه می خوردند، تنها سناتورها، سربازان و زنانی که شهروندی روم را داشتند از تازیانه خوردن مستثنی بودند. پس از تازیانه محکوم، برهنه و در حالی که صلیب خود را حمل می کرد به سمت محل اعدام می رفت. برخی از مورخین اشاره کرده اند  برای حمل صلیب چوب افقی روی شانه قرار می گرفت و بازوان در حالت عمودی بر بدن کشیده می شد و سپس روی سینه، بازوها و دستها طناب پیچ می شد. چوب افقی احتمالا حدود ۵۰ کیلو گرم وزن داشت و وزن کل صلیب از صد کیلو نیز تجاوز می کرد. حمل صلیب برای کسی که تازیانه خورده و خون زیادی نیز از دست داده است در کوچه های اورشلیم کار ساده ای نبود.

عیسی تازیانه خورده، پای پیاده و بدون لباس در حالی که صلیب خود را حمل می کرد مسیر محکمه را تا میدان صلیب می بایست طی می کرد. سربازانی که عیسی را تا میدان صلیب همراهی می کردند برای راحتی کار خویش جهت حمل صلیب عیسی رهگذری را یافته، وی را وادار به حمل صلیب مسیح کردند.

شمعون اهل قیروان بود. قیروان شهری در شمال آفریقا و در غرب دلتای نیل در لیبی فعلی قرار دارد.

مرقس با نام بردن از فرزندان وی ظاهرا او را بیش از یک رهگذری که در یک لحظه آمده و سپس محو می شود می داند، «و راهگذری را شمعون نام، از اهل قیروان که از بلوکات می‌آمد، و پدر اسکندر و رفس بود، مجبور ساختند که صلیب او را بردارد.» (مرقس ۱۵: ۲۱) گویا برای کلیسای روم که مخاطب انجیل مرقس هستند، اینان شناخته بوده اند. برخی مفسرین “شمعون نیجر (سیاه چرده)” را که در کتاب اعمال رسولان فصل ۳۱ آیه ۱ به عنوان معلم و نبی نامبرده شده است را همان شمعون قیرانی دانسته اند.

شمعون قیروانی در واقع با حمل صلیب مسیح دعوت به پیروی از عیسی شده است. چنانکه خود مسیح هر کس را که می خواهد او را پیروی کند دعوت به حمل صلیب می کند. ایمان به مسیح امر ساده ای نیست، بلکه در واقع شریک شدن در تمامیت زندگی استاد است، در برکات و آسایش و آرامش و همچنین شراکت در درد و رنج استاد در حمل صلیب نیز است.

 

Bible Study

لوقا ۲۳: ۲۶

چون او را می‌بردند، مردی شَمعون نام از اهالی قیرَوان را که از مزارع به شهر می‌آمد، گرفتند و صلیب را بر دوش او نهاده، وادارش کردند آن را پشت سر عیسی حمل کند.

لوقا ۹: ۱۸ - ۲۶

اعتراف پطرس دربارۀ عیسی
18روزی عیسی در خلوت دعا می‌کرد و تنها شاگردانش با او بودند. از ایشان پرسید: «مردم می‌گویند من که هستم؟» 19پاسخ دادند: «برخی می‌گویند یحیای تعمیددهنده هستی، برخی دیگر می‌گویند ایلیایی، و برخی نیز تو را یکی از پیامبران ایام کهن می‌دانند که زنده شده است.» 20از ایشان پرسید: «شما چه؟ شما مرا که می‌دانید؟» پطرس پاسخ داد: «مسیحِ خدا.»
21سپس عیسی ایشان را منع کرد و دستور داد این را به کسی نگویند، 22و گفت: «می‌باید که پسر انسان رنج بسیار کِشد و مشایخ و سران کاهنان و علمای دین ردش کنند و کشته شود و در روز سوّم برخیزد.»
23سپس به همه فرمود: «اگر کسی بخواهد مرا پیروی کند، باید خود را انکار کرده، هر روز صلیب خویش برگیرد و از پی من بیاید. 24زیرا هر که بخواهد جان خود را نجات دهد، آن را از دست خواهد داد؛ امّا هر که به خاطر من جانش را از دست بدهد، آن را نجات خواهد داد. 25انسان را چه سود که تمامی دنیا را ببَرد، امّا جان خویش را ببازد یا آن را تلف کند. 26زیرا هر که از من و سخنانم عار داشته باشد، پسر انسان نیز آنگاه که در جلال خود و جلال پدر و فرشتگان مقدّس آید، از او عار خواهد داشت. 27براستی به شما می‌گویم، برخی اینجا ایستاده‌اند که تا پادشاهی خدا را نبینند، طعم مرگ را نخواهند چشید.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *