در فصل 9، این نامه شروع تازهای به خود میگیرد، زیرا پولس با شور و اشتیاق، در مورد آزادیهای پرجلال زندگی مسیحی به بحث می پردازد (ر.ک. رومیان 8:21). در فصل گذشته، مشکلی که پولس کوشید به آن بپردازد، بحثهای شرمآوری بود، برخاسته از عقاید مختلف در مورد خوراک قربانیِ بتها. آیا ایمانداران باید آزادی جدید خود در مسیح را به رخ دیگران بکشند، آنهم با بیتفاوتبودن در مورد مسائلی که از دیرباز در مورد پاکی و ناپاکی مطرح بوده است؟ یا اینکه اتحاد کلیسا مهمتر شمرده شود و بهخاطر آن، افرادی که وجدان ضعیفی دارند و ممکن است این مسائل برای آنها عمیقاً باعث تفرقه و جدایی تلقی شود، باید مورد ملاحظه قرار گیرد؟ ممکن است امروز نیز متوجه وجود نیروهایی مشابه در مورد مسائلی حلنشده میان مسیحیان معاصر شده باشیم، مسائلی که بهراحتی نمیتوان در مورد آنها تصمیم گرفت. پولس رسول، با ارائهٔ مثالی شجاعانه در مورد زندگی خودش، این مباحثه را حل و فصل میکند. درست یا غلط، پولس تصمیم گرفته بود خود را در مورد مسائل خیلی شخصیِ زندگیاش، محدود سازد. او میتوانست حق رسالتش را به رخ بکشد، و از این طریق، کمکهای مالی برای خدمت انجیل، و همینطور تأمین مخارج نگهداری یک همسر را مطالبه کند. بهجای آن، او روش مناقشهبرانگیزی را برگزید تا از نظر مالی، متکی به خود باشد. این امر موجب تمجید پیام انجیل میشد، چرا که انتظار برای دریافت پاداش مالی از ایمانداران، از دوش ایشان برداشته میشد. سؤالاتی برای ایمانداران وجود دارد که تنها در چارچوب روابط صادقانه، مهرآمیز و سخاوتمندانه به راه حل میرسند. شاید این همان چیزی باشد که پولس با دقت و نکتهبینی احساس کرده بود، و به همین دلیل اصرار داشت که «شما ثمرۀ کار من در خداوند هستید.»