این وضعیتی جدید، اما داستانی قدیمی است. اشعیای نبی با ظرافت گذشتهشان را به یاد قوم میآورد. به نامهای پدران قوم توجه کنید: اسرائیل یا یعقوب نام کسی بود که با خدا کشتی گرفت و با وجود شکستهایش، برگزیده شد. پیش از او، ابراهیم بود که خدا وی را برگزید تا جد ملتی باشد که پیام خدا را به جهان برسانند. خدا از قرنها پیش، در کار آماده ساختنِ قوم خود بود، و آنان را فراموش نکرده بود ، حتی اگر آنان خدا را از یاد برده بودند.
اشعیا سه بار عنوان قدیمی «قدوس اسرائیل» را بهکار میبرد. این خدا، مثل هر خدایی نیست که اکنون برای مردم جالبتوجه شده باشد؛ بلکه خدایی است که همیشه همراه قوم خود بوده و او را بهعنوان رهاننده میشناسند. او خدایی است که مدتها پیش، قوم خود را از بردگی نجات داد و اکنون نیز میتواند دوباره نجاتشان دهد. خدا در زمان خروج قوم از مصر، برایشان در بیابان آب فراهم کرده بود و حالا هم همین کار را میتواند انجام دهد. او چشمهها در بیابان و رودها در بلندیهای کوهها جاری ساخته و تمام احتیاجات آنان را در سفر بازگشت به سرزمین موعود برایشان آماده کرده است.
پیام این نبی، جدید و بنیادین است، اما ریشه در گذشته دارد. ما خوانندگان این کتاب نیز همراه با قوم اسرائیل دعوت شدهایم تا ایمان داشته باشیم که خدا میتواند مقتدرانه در جهان کار کند، زیرا میتوانیم به گذشته بنگریم و ببینیم که خدا قبلاً چه کارهایی کرده است. ما نیز داستانی در مورد نجات داریم که ما را قادر میسازد به قدرت جاودانی خدا برای نجات ایمان بیاوریم.