نکتهٔ اصلی چیست؟ یک بار، در کلیسای یکی از دوستانم به موعظهای گوش میکردم که از هر دری سخن میگفت. با خودم اندیشیدم: «هدف او از این همه آسمان و ریسمان بافتن چیست؟» احتمالاً برای شما هم پیش آمده که چنین موعظههایی شنیده باشید.
چیزهای زیادی هستند که ما نکتهٔ اصلیشان را متوجه نمیشویم. من مبتلا به کوررنگی هستم، و بهسادگی، از آثار هنری خیلی سر درنمیآورم. دوستی دارم که مسئول یک گالری است. او زمان زیادی را صرف توضیح دادن چیزهای مختلف میکند تا اینکه گاهی میتوانم تصور کنم که منظور او چیست. شاید هم کسی نتواند نتهای موسیقی را از هم تشخیص دهد و برای او، موسیقی یکی از رازهای سر به مهر زندگی باشد. البته موسیقی برای من، بخشی از زندگی است؛ من نمیتوانم یک روز بدون موسیقی را تصور کنم. منظور باخ از ساختن آن همه سمفونی چه بود؟ این سؤال مثل این است که بپرسیم: «منظور شما از نفس کشیدن چیست؟»
ما بهعنوان پیروان عیسی، از تنوع زیادی برخوردار هستیم. یک نفر ممکن است بهشدت توسط موعظهای که مرا زده کرده، تحت تأثیر قرار بگیرد؛ مردم عاشق همان هنر کلیسایی میشوند که من قادر به دیدنش نیستم؛ برخی نیز بدون موسیقی زندگی میکنند و مشکلی هم ندارند. با اینحال، نکتهٔ مهم ایمان ما- حال به هر شکلی که ابراز شود- برای همهٔ ما یکسان است: محبتی که از قلبی خالص برمیآید. چنین محبتی قلبهای ناپاک ما را لمس کرده و ما را قضاوت نمیکند، اما با فیض و رحمت، جریان مییابد تا تغییر، نجات و تازگی به ارمغان بیاورد. چنین محبتی صبری بیپایان دارد و در نتیجه، به من و شما نیز میرسد.