در تصورات ما، خدا با ملتهای جهان بهمانند سربازهای اسباب بازی عمل نمیکند، اما در اینجا، در تصویری که اشعیا از خدا ترسیم میکند، میبینیم که خدا برای لشکریان تماماً آمادۀ آشور صَفیر( سوت) میزنَد. ایشان علامت این سوت را تشخیص داده، حرکت میکنند تا شکست و ویرانی بیاورند. اشعیا میدانست که خدا، خدای اسرائیل است و با این قوم رابطۀ خاصی دارد که در طول تاریخ این ملت پدید آمده است. اما با نگاهی گذرا و سریع، او خدا را فرمانروای تمامی ملتها میخوانَد. ما نیز چنین نگاهی داریم و آن هنگام که خبر جنگ به گوشمان میرسد، به احتمال بسیار برای صلح دعا میکنیم، خصوصاً زمانی که دشمن و متحدان ایشان شناسایی گردند. دعای ما فقط این نیست که ملت خودمان پیروز شود.
انبیا علائم زمانها را میخوانند، و در آنها، این را نیز میخوانند که خدا در چه جاهایی در حال عمل کردن است. ما با برخورداری از امکانِ بازنگریِ گذشته- چیزی که انبیای عهد قدیم فاقد آن بودند- میتوانیم ببینیم که خدا خالق است و در طبیعت، در تاریخ، در بشریت، در کلیسا و نیز در فراسوی آن در حال عمل کردن است. ما مانند انبیا، غالباً از تأثیرات گناه بسیار آگاهیم و میتوانیم از خود بپرسیم که خدا کجاست؟!
عالم الهیات و پژوهشگر امور میسیونری در قرن بیستم و اهل بریتانیا، لِزلی نیوبیگین، فعالیت میسیونری را کشف این امر میخواند که خدا چه عملی انجام میدهد، تا پس از آن، ما نیز بتوانیم به این عمل ملحق شویم. در هر فرد، مذهب و مکانی، علائم و نشانههای پادشاهی خدا وجود دارد. ممکن است با دیدن اقدامات دلسوزانه، شهامت یا بخشایش از سوی گروهی بهغیر از گروه خودمان، متعجب یا حتی شرمسار گردیم.
میتوانیم از اینکه صفیر یا سوت خدا در دوردستهای شنیده میشود وجد و شادی کنیم و برای برقراری صلح و آرامش در میان همۀ ملتها با دیگران وارد همکاری شویم.