عیسی از کشمکشهایش در بیابان، پر از روحالقدس بازمیگردد، و میتواند با وضوح و روشنی، هستۀ مرکزی دعوت خود، در مقام مسیح موعود را آغاز کند، و نیز دعوت ما را در مقام پیروانش. آنچه معمولاً «اعلامیۀ ناصره» خوانده میشود، نبوتی کهن بود، حتی پیش از آنکه عیسی آن را در این روز اعلام کند و به آن جامۀ عمل بپوشاند. وقتی امروز آن را بعد از ۲۰۰۰ سال میشنویم، دقیقاً بهاندازۀ همان روز، معتبر به نظر میرسد، و به همان اندازه لازم است جامۀ عمل بپوشد.
با این حال، در اینجا تناقضی هست: «امروز این نوشته، هنگامی که بدان گوش فرا میدادید، جامۀ عمل پوشید.» هم جامۀ عمل پوشید و هم نپوشید. از این جنبه جامۀ عمل پوشید که مسیح، آن کسی که کتب مقدس دربارهاش پیشگویی کرده بودند، در میان ایشان ایستاده بود، درست همانگونه که اشعیا نبوت کرده بود. از این جنبه، نبوت تحقق یافته بود. اما در آن زمان، بطور کامل جامۀ عمل نپوشید، و اکنون نیز بطور کامل جامۀ عمل نپوشیده است، از این جنبه که وظایفی که خداوند برای مسحشدۀ خود تعیین کرده بود- یعنی بشارت دادن به فقیران، رهاییبخشیدن اسیران، و آزادساختن ستمدیدگان- هنوز تکمیل نشده است. مسیح کار خود را آغاز کرد، اما او پیروان خود را فرامیخواند، یعنی کلیسایش را، تا آن را ادامه دهند و کامل سازند، در او و با او.
مسیحیبودن به معنی در مسیح بودن است، یعنی اینکه باید «مسحشده» باشیم، و در نتیجه، باید بخشی از تحققبخشیدن به این نبوت باشیم، و امید ما در همین نهفته است. هر بار که این خبر خوش را با کسی در میان میگذاریم، هر بار که اسیری را آزاد میسازیم، هر بار که فیض خدا را اعلام میداریم، حتی در بحبوحۀ مخالفتها و در برابر همۀ سختیها، در واقع گامی بسوی تحققبخشیدن به این نبوت برداشتهایم. کارهای ما در نام او به منزلۀ کار مسیح در ما است، و در او تحققیافتن همۀ این امور به ظهور خواهد رسید.
Today's Prayer
ای خدای قادر مطلق،
که پسرت، عیسای مسیح، قیامت و حیات است:
ما را که به تو اعتماد میکنیم،
از مرگ در گناه به زندگی در پارسایی، برخیزان،
تا خواهان اموری باشیم که متعلق به بالا هستند،
متعلق به آن مکان که او در آن، بههمراه تو سلطنت میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
یک خدا، هماکنون و تا ابدالآباد.
Bible Study
لوقا ۴:۱۴-۳۰
عیسی به نیروی روح به جلیل بازگشت و خبر او در سرتاسر آن نواحی پیچید. او در کنیسههای ایشان تعلیم میداد، و همه وی را میستودند. پس به شهر ناصره که در آن پرورش یافته بود، رفت و در روز شَبّات، طبق معمول به کنیسه درآمد. و برخاست تا تلاوت کند. طومار اِشعیای نبی را به او دادند. چون آن را گشود، قسمتی را یافت که میفرماید: «روح خداوند بر من است، زیرا مرا مسح کرده تا فقیران را بشارت دهم و مرا فرستاده تا رهایی را به اسیران و بینایی را به نابینایان اعلام کنم، و ستمدیدگان را رهایی بخشم، و سال لطف خداوند را اعلام نمایم.» سپس طومار را فرو پیچید و به خادم کنیسه سپرد و بنشست. همه در کنیسه به او چشم دوخته بودند. آنگاه چنین سخن آغاز کرد: «امروز این نوشته، هنگامی که بدان گوش فرا میدادید، جامۀ عمل پوشید.» همه از او نیکو میگفتند و از کلام فیضآمیزش در شگفت بودند و میگفتند: «آیا این پسر یوسف نیست؟» عیسی به ایشان گفت: «بیگمان این مَثَل را بر من خواهید آورد که ”ای طبیب خود را شفا ده! آنچه شنیدهایم در کَفَرناحوم کردهای، اینجا در زادگاه خویش نیز انجام بده.“» سپس افزود: «آمین، به شما میگویم که هیچ پیامبری در دیار خویش پذیرفته نیست. یقین بدانید که در زمان ایلیا، هنگامی که آسمان سه سال و نیم بسته شد و خشکسالیِ سخت سرتاسر آن سرزمین را فرا گرفت، بیوهزنان بسیار در اسرائیل بودند. امّا ایلیا نزد هیچیک فرستاده نشد مگر نزد بیوهزنی در شهر صَرِفَه در سرزمین صیدون. در زمان اِلیشَع نبی نیز جذامیان بسیار در اسرائیل بودند، ولی هیچیک از جذام خود پاک نشدند مگر نَعَمانِ سُریانی.» آنگاه همۀ کسانی که در کنیسه بودند، از شنیدن این سخنان برآشفتند و برخاسته، او را از شهر بیرون کشیدند و بر لبۀ کوهی که شهر بر آن بنا شده بود، بردند تا از آنجا به زیرش افکنند. امّا او از میانشان گذشت و رفت.
مزمور ۳۳
ای پارسایان، در خداوند بانگ شادی برآورید! زیرا صالحان را ستایشِ او میشاید. خداوند را با نوای بربط بستایید! با چنگ دهتار برای او بنوازید. او را سرودی تازه بسرایید! نیکو بنوازید، با آهنگ بلند. زیرا کلام خداوند مستقیم است، و همۀ کارهای او با وفاداری. او عدل و انصاف را دوست میدارد؛ جهان آکنده از محبت خداوند است. به کلام خداوند آسمانها ساخته شد، و همۀ لشکر آنها، به دَمِ دهان او. آبهای دریا را همچون توده گرد میآورد؛ و ژرفا را در خزانهها ذخیره میکند. تمامی اهل زمین از خداوند بترسند، همۀ مردم جهان او را حرمت بدارند. زیرا او گفت و شد؛ امر فرمود و بر پا گردید. خداوند نقشههای امتها را باطل میکند؛ او تدبیرهای قومها را عقیم میگرداند. اما نقشههای خداوند جاودانه پابرجاست، و تدبیرهای دلش در همۀ نسلها. خوشا به حال امتی که یهوه خدای ایشان است، و قومی که برای میراث خویش برگزیده است. خداوند از آسمان نظر میافکند و بنی آدم را جملگی میبیند؛ از مکان سکونت خود نظر میافکند، بر همۀ ساکنان زمین. او که دلهای ایشان را جملگی سرشته است، و هرآنچه را که میکنند، درک میکند. پادشاه را بزرگی لشکرش نجات نمیدهد، و دلاور را عظمت قوّتش نمیرهاند. امید بستن بر اسب برای پیروزی بیهوده است، زیرا به قوّت عظیم خود خلاصی نتواند داد. هان چشمان خداوند بر ترسندگان اوست، بر آنان که به محبت او امیدوارند، تا جان ایشان را از مرگ برهاند و ایشان را در قحطی زنده نگاه دارد. جان ما منتظر خداوند است؛ او اعانت و سپر ماست. دل ما در او شادی میکند، زیرا بر نام قدوس او توکل داریم. خداوندا، محبت تو بر ما باد، چنانکه امید ما بر توست.
خروج ۳۵:۲۰ تا ۳۶:۷
آنگاه تمامی جماعت بنیاسرائیل از حضور موسی بیرون رفتند، و هر که رغبت داشت و در قلبش بود، پیش آمد و برای کار خیمۀ ملاقات، تمامی خدمات مربوط به آن و نیز جهت جامههای مقدس، هدیه به خداوند تقدیم کرد. همۀ کسانی که از دل مایل بودند، از زن و مرد، آمدند و همه نوع زیورهای طلا از سنجاق سینه، گوشواره، حلقه و زینتها به همراه آوردند. آنان همگی هدایای طلای خود را به خداوند تقدیم کردند. تمام کسانی که نخهای آبی، ارغوانی یا قرمز، کتان ریزبافت، پشم بز، پوست به رنگ سرخ شدۀ قوچ یا چرم نازک داشتند، آنها را آوردند. هر که هدیهای نقرهای یا برنجین داشت نیز آن را به خداوند تقدیم کرد. هر که چوب اقاقیا برای هر قسمت از کار داشت، آن را آورد. زنانِ صنعتگر نیز به دست خود ریسندگی کردند و آنچه را که رشته بودند، از نخهای آبی، ارغوانی و قرمز یا کتان ریزبافت، با خود آوردند. همۀ زنانی که مایل بودند مهارتشان را به کار برند، پشم بز رشتند. رهبران قوم سنگهای عقیق و دیگر سنگهای گرانبها را آوردند تا بر ایفود و پیشسینه نشانده شود. آنان همچنین ادویه و روغن برای روشنایی، برای روغن مسح و برای بخور خوشبو آوردند. همۀ مردان و زنان اسرائیلی که مایل بودند، داوطلبانه برای انجام کاری که خداوند به واسطۀ موسی فرمان داده بود، هدیه آوردند. آنگاه موسی به بنیاسرائیل گفت: «بنگرید که خداوند بِصَلئیل پسر اوری نوۀ حور از قبیلۀ یهودا را برگزیده است، و او را با روح خدا پر کرده، بدو مهارت، فهم و دانش در انواع صنایع بخشیده است، تا از طلا و نقره و برنج نقشهای هنری بریزد، سنگ ببُرد و بتراشد، صنایع چوبی بسازد و در انواع هنرها مشغول کار شود. نیز به او و اُهولیاب پسر اَخیسامَک از قبیلۀ دان، این توانایی را بخشیده که به دیگران تعلیم دهند. خدا به ایشان مهارت بخشیده است تا هر نوع کاری را که حکاکان، طراحان و گلدوزان با نخهای آبی و ارغوانی و قرمز بر کتان ریزبافت میکنند، یعنی کارهایی را که هر نوع صنعتگر یا طراح ماهر انجام میدهد، خود انجام دهند…
«بِصَلئیل، اُهولیاب و همۀ افراد ماهری که خداوند بدیشان مهارت و فهم بخشیده است تا بدانند چگونه باید کارهای مربوط به بنای قُدس را انجام دهند، باید درست مطابق آنچه خداوند فرمان داده است این کار را به انجام رسانند.» آنگاه موسی، بِصَلئیل و اُهولیاب و همۀ افراد ماهری را که خداوند بدیشان مهارت بخشیده بود فرا خواند، هر که را که دلش راغب بود بیاید و این کار را انجام دهد. آنان همۀ هدایایی را که بنیاسرائیل برای بنای قُدس آورده بودند، از موسی تحویل گرفتند. و اما قوم همچنان هر بامداد برای این کار هدیۀ اختیاری میآوردند. پس همۀ صنعتگران ماهری که مشغول انجام کارهای گوناگونِ بنای قُدس بودند، کارشان را رها کرده، آمدند و به موسی گفتند: «قوم بیش از آنچه لازم است برای انجام کاری که خداوند به انجام آن امر فرموده هدیه میآورند.» پس موسی دستور داد در سرتاسر اردوگاه اعلام کنند: «هیچ مرد یا زنی بیش از این برای قُدس هدیه نیاورد.» بدینسان قوم از آوردن هدایای بیشتر بازداشته شدند، زیرا آنچه آورده بودند برای اتمام کار کافی و حتی بیش از نیاز بود.
مزمور ۵۴
خدایا، به نام خویش نجاتم ده! به قدرت خود، دادرسیام کن! خدایا، دعایم بشنو، و به سخنان دهانم گوش بسپار! زیرا بیگانگان بر ضد من برخاستهاند، و بیدادگران قصد جان من دارند، آنان که خدا در برابر دیدگانشان نیست. سِلاه هان، خداست یاور من؛ خداوندگار است زنده نگاهدارندۀ جان من. بدیِ دشمنان مرا به خود ایشان بازگردان! در وفاداری خویش، از میانشان بردار! و من قربانی اختیاری به تو تقدیم خواهم کرد، و نام تو را، ای خداوند، خواهم ستود، چراکه نیکوست! زیرا تو مرا از هر تنگی رهانیدهای، و چشمانم پیروزمندانه بر دشمنانم نگریسته است.