ایام عید پاک

پسران نشانهٔ لطف خدا بودند. از این‌رو، پرهیزگاریِ کاهن بی‌فرزند زیر شک می‌رفت. ناباروری تقصیر زن فرض می‌شد، به همین دلیل، الیزابت نازا را مایهٔ شرم زکریا می‌دانستند. سخنان او دربارهٔ سال‌های طولانی ننگ، دردناک است. زندگی آنان تناقضی دائمی بود: افرادی پارسا و بی‌ملامت که خدا برکتی را که یهودیان باایمان انتظارش را داشتند، از آنان دریغ کرده بود.

هر کاهن تنها یک بار در طول عمرش در قدس بخور می‌سوزاند. وقتی قرعه به نام زکریا افتاد و این افتخار نصیبش شد، بیش از آنچه انتظار داشت به‌دست آورد. فرشته‌ای ظاهر شد! نام زکریا به معنی «خدا به‌یاد می‌آوَرَد» است و او در آستانهٔ این تجربه بود که خدا دعاها را به‌یاد می‌آوَرَد؛ زیرا فرشته به او اطمینان داد که دعایش مستجاب شده است. ولی احتمالاً زکریا این دعای خاص را نکرده بود، زیرا یائسگی الیزابت شروع شده بود. به‌نظر می‌رسد مفهوم زمان نزد خدا با تصور ما متفاوت است.

لوقا اشاره نمی‌کند که چرا خدا برای مدتی تا این حد طولانی سکوت کرد؟ چرا آنان سال‌ها با شرم و ننگ روبه‌رو شدند؟ چرا مردمان خوب سرخورده‌اند؟ البته این‌ها پرسش‌های ماست. بنابراین، باید به چیزهایی که به ما گفته‌اند توجه کنیم: این که آنان وفادار بودند، ایمان‌شان را از دست ندادند، دریافتند که خدا همیشه مطابق قواعد ما رفتار نمی‌کند و خدا دعای ما را می‌شنود، حتی اگر فوراً پاسخ ندهد. الیزابت و زکریا ما را تشویق می‌کنند که به‌رغم هر چیزی که ایمان ما را در معرض آزمایش قرار می‌دهد، با قاطعیت به خدا امیدوار باشیم.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *