Today's word: ۱یوحنا ۲‏:‏۱‏-‏۱۱ | Bible Study: مزامیر ۲۱خروج ۳۳‏:‏۱۲ تا آخر

یوحنا عارف‌ترین مبشر بود، اما همچنین صریح‌ترین و عملی‌ترین مبشر نیز بود و اینجا هم نمی‌توانست منظورش را واضح‌تر از این بگوید: اینکه اگر از برادر خود نفرت داشته باشید، هنوز در تاریکی به‌سر می‌برید و اگر محبت دارید، هم‌اکنون نیز در نور ساکنید. نور در تاریکی ، نوری که تاریکی هرگز بر آن چیره نشد، موضوعی قدرتمند در انجیل یوحناست. اما گاهی این انجیل را آن‌قدر «ذهنی» یا «روحانی» مطالعه می‌کنیم که نور و حیات در نهایت تنها تبدیل به کلماتی توخالی می‌شوند، نه کلماتی که جسم گردیدند.
خوب است در این عید میلاد، نامه‌ای از آن مبشر دریافت کنیم که به ما در هنگام نیایش نیمه‌شب گفته بود که کلام، جسم گردید و به این ترتیب به ما یادآور شد که تمام کلمات خوب ما- مانند «محبت»، «نور»، «حقیقت» و تمام کلمات خوب دیگری که خدا به ما داده- نیز باید جسم گردند. اگر آسمان در عیسی قابل دیدن باشد، پس عیسی نیز باید در ما دیده شود. پس باید ما نیز قدم جای پای او بگذاریم.

قرائت امروز حاوی این کلمات خارق‌العاده است: «حکمی تازه که در او و نیز در شما حقیقت است.» هر آنچه در عیسی حقیقت دارد، هر آنچه هست و انجام می‌دهد، آمده تا با ما و در وجود ما ساکن باشد. در انجیل یوحنا، عیسی آن‌قدر به ما نزدیک می‌شود که ما را نیز همراه با شاگرد محبوبش دعوت می‌کند تا سر بر سینه‌اش بگذاریم و به صدای قلبش گوش فرا دهیم. حال، یوحنا ما را دعوت می‌کند تا این تپش نبض صمیمی از محبت را در جهان، به انعکاس درآوریم.

Today's Prayer

ای خداوند رحیم،
شعاع‌های درخشندۀ نور خود را بر کلیسا بتابان:
تا با منور شدن توسط تعالیم مبشر و شاگرد متبارک تو، یوحنای قدیس،
ما نیز در نور حقیقت تو گام برداریم
تا در نهایت، به نور حیات جاودان، نائل شویم؛
به‌واسطۀ پسر تو و خداوند ما عیسای مسیح که جسم شد،
او که زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، حال و تا ابدالآباد.

Bible Study

۱یوحنا ۲‏:‏۱‏-‏۱۱

ای فرزندانم، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. امّا اگر کسی گناهی کرد، شفیعی نزد پدر داریم، یعنی عیسی مسیح پارسا. او خودْ کفّارۀ گناهان ما است، و نه گناهان ما فقط، بلکه گناهان تمامی جهان نیز. از این جا می‌دانیم او را می‌شناسیم که از احکامش اطاعت می‌کنیم. آن که می‌گوید او را می‌شناسد، امّا از احکامش اطاعت نمی‌کند، دروغگوست و راستی در او جایی ندارد. امّا آن که از کلام او اطاعت می‌کند، محبت به خدا براستی در او به کمال رسیده است. از این جا می‌دانیم که در او هستیم: آن که می‌گوید در او می‌ماند، باید همان‌گونه رفتار کند که عیسی رفتار می‌کرد. ای عزیزان، حکمی تازه به شما نمی‌نویسم، بلکه حکمی دیرین که از آغاز داشته‌اید. این حکم دیرین، همان پیام است که شنیدید. در عین حال، حکمی که به شما می‌نویسم حکمی تازه است که حقیقتِ آن در او و نیز در شما نمایان است، زیرا تاریکی سپری می‌شود و نور حقیقی هم‌اکنون درخشیدن آغاز کرده است. آن که می‌گوید در نور است امّا از برادر خود نفرت دارد، هنوز در تاریکی به سر می‌برد. امّا آن که برادر خود را محبت می‌کند، در نور ساکن است و در او هیچ سبب لغزش نیست. امّا آن که از برادر خود نفرت دارد، در تاریکی است و در تاریکی گام برمی‌دارد. او نمی‌داند کجا می‌رود، زیرا تاریکی چشمانش را کور کرده است. '

مزامیر ۲۱

خداوندا، در قوّت تو پادشاه شادی می‌کند، و در نجات تو چه بسیار به وجد می‌آید! تو آرزوی دلِ او را برآورده‌ای و خواهش لبانش را از وی دریغ نداشته‌ای. سِلاه زیرا که با برکات فراوان بر مراد او سبقت جستی و تاجی از زر ناب بر سرش نهادی! حیات را از تو خواست، و بدو بخشیدی، و طول ایام را تا ابدالآباد! جلال او به سبب نجات تو عظیم گشته! فرّ و شکوه به وی ارزانی داشته‌ای. براستی که برکات جاودانی به وی عطا کرده‌ای و به شادی حضور خویش، شادمانش گردانیده‌ای. زیرا که پادشاه بر خداوند توکل می‌دارد؛ و از محبت آن متعال جنبش نخواهد خورد. دست تو همۀ دشمنانت را در خواهد یافت؛ دست راست تو به بدخواهانت خواهد رسید. زمانی که حضور به هم رسانی ایشان را چون تنور آتش خواهی ساخت. خداوند در خشم خود ایشان را فرو خواهد بُرد، و آتش، ایشان را خواهد خورد. نسلشان را از زمین نابود خواهی کرد، و اولادشان را از میان بنی‌آدم! هرچند بر ضد تو نقشه‌های پلید کِشند و تدابیر بد اندیشند، کامیاب نخواهند شد؛ زیرا به سبب تو برگشته خواهند گریخت، آنگاه که به کمانِ برکشیده‌ات به سویشان نشانه بگیری. خداوندا، در قوّت خویش متعال شو! دلاوری تو را می‌سراییم و می‌ستاییم.

خروج ۳۳‏:‏۱۲ تا آخر

موسی به خداوند گفت: «تو به من می‌گویی: ”این قوم را بِبَر،“ ولی نمی‌گویی چه کسی را همراه من می‌فرستی. می‌گویی: ”تو را به نام می‌شناسم و در نظرم فیض یافته‌ای.“ اگر در نظرت فیض یافته‌ام، تمنا دارم راههای خود را به من بیاموزی تا تو را بشناسم و همچنان در نظرت فیض یابم. و در نظر داشته باش که این مردم قوم تو‌اَند.» خداوند پاسخ داد: «روی من خواهد آمد، و تو را آرامی خواهم بخشید.» آنگاه موسی به خداوند گفت: «اگر روی تو با ما نیاید، ما را از اینجا مبر. زیرا از کجا معلوم می‌شود که من و قوم تو در نظرت فیض یافته‌ایم، اگر نه از آمدن تو با ما؟ چه چیز دیگر من و قوم تو را از همۀ اقوام دیگرِ روی زمین متمایز می‌سازد؟» خداوند به موسی گفت: «این کار را نیز که گفته‌ای خواهم کرد، زیرا در نظرم فیض یافته‌ای و تو را به نام می‌شناسم.» آنگاه موسی گفت: «تمنا اینکه جلال خود را بر من بنمایی.» گفت: «من تمامی نیکویی خود را از برابر تو می‌گذرانم، و در برابر تو نام خود، یهوه را ندا می‌کنم. فیض خواهم بخشید به هر که نسبت به او فیاض هستم و رحم خواهم کرد بر هر که نسبت به او رحیم هستم.» و گفت: «اما روی مرا نمی‌توانی دید، زیرا انسان نمی‌تواند مرا ببیند و زنده بماند.» و خداوند ادامه داد: «اینک نزدیک من مکانی هست که آنجا می‌توانی بر صخره بایستی. چون جلال من بگذرد، تو را در شکافی در آن صخره می‌نهم و با دست خود تو را می‌پوشانم تا آنگاه که بگذرم. سپس دست خود را بر خواهم داشت و پشت مرا خواهی دید؛ اما روی من دیده نخواهد شد.»'

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *