یکشنبۀ تثلیث
این نیقودیموس که شبانگاه مخفیانه نزد عیسی آمد، و در نتیجه، از ظلمت بسوی نور (یوحنا ۳:۲۱)، احتمالاً انگیزهای نیکو داشت و با او همدل بود، اما هنوز پیام او را بطور کامل درک نکرده بود. خوانندگان این انجیل معمولاً خود را در موقعیتی مشابه مییابند، زیرا شرحی که یوحنا از تعالیم عیسی به دست میدهد، بیش از سایر انجیلها (یعنی «انجیلهای همدید»)، حالتی استعاری و مبسوط دارد. اما قصد یوحنا اینست که نشان دهد تفاوت میان آنانی که پیام عیسی را درک میکنند، و آنانی که آن را درک نمیکنند، ممکن است تفاوت روحانی عمیقی باشد. این پیام در گفتگوی عیسی با نیقودیموس، به شکلی غیرمعمول، بر سر فرمانروایی خدا بود. با وجود اعتقاد برخی از ایمانداران امروزی، کسانی از درک مقصود مسیح غافل میشوند که برداشتی بسیار لغوی و صوری از تعلیم او دارند. ایشان نمیتوانند عمق روحانی آن را درک کنند.
در مورد ماجرای نیقودیموس، اشتباه ناشی از این میشد که همان کلمه میتواند هم «تازه» (و در نتیجه، «از نو») معنی دهد، و هم «از بالا». برداشت اول منتهی به بنبستی لغوی و دنیایی میگردد. فقط برداشت دوم است که به بُعد و معنایی عمیقتر (یا بالاتر) اشاره میکند، به تولدی که از خدا و از آن اوست. این همان معنای زادهشدن از روحالقدس است، که بدون آن نخواهیم توانست وارد پادشاهی خدا گردیم، و حتی قادر نخواهیم بود آن را ببینیم، پادشاهی خدا را آن هنگام که فرابرسد.
بدینسان، این نکته گرچه حالتی اسرارآمیز دارد، اما پیچیده یا زیرکانه نیست. نکتهای نیست که فقط مختص افراد تحصیلکرده باشد. این آیات معادل همان تعلیمی هستند که در انجیلهای همدید آمده، این تعلیم که فقط «همچون کودکان» میتوانیم پادشاهی خدا را دریافت کنیم و وارد آن شویم (متی ۱۸:۳؛ لوقا ۱۸:۱۷).
Bible Study
یوحنا ۳:۱-۷
مردی بود از فَریسیان، نیقودیموس نام، از بزرگان یهود. او شبی نزد عیسی آمد و به وی گفت: «استاد، میدانیم تو معلّمی هستی که از سوی خدا آمده است، زیرا هیچکس نمیتواند آیاتی را که تو به انجام میرسانی، به عمل آورد، مگر آنکه خدا با او باشد.» نیقودیموس به او گفت: «کسی که سالخورده است، چگونه میتواند زاده شود؟ آیا میتواند دیگر بار به رَحِم مادرش بازگردد و به دنیا آید؟» عیسی در پاسخ گفت: «آمین، آمین، به تو میگویم، تا کسی از نو زاده نشود، نمیتواند پادشاهی خدا را ببیند.» عیسی جواب داد: «آمین، آمین، به تو میگویم تا کسی از آب و روح زاده نشود، نمیتواند به پادشاهی خدا راه یابد. آنچه از بشرِ خاکی زاده شود، بشری است؛ امّا آنچه از روح زاده شود، روحانی است. عجب مدار که گفتم باید از نو زاده شوید!
اشعیا ۶:۱-۸
در سالی که عُزّیای پادشاه درگذشت، خداوند را دیدم که بر تختی بلند و رفیع نشسته بود و دامنِ ردایش معبد را پر ساخته بود. بر فراز او سَرافین ایستاده بودند. هر یک از آنها شش بال داشت: با دو بال روی خود را میپوشانید، با دو بال پاهای خود را، و با دو بال نیز پرواز میکرد. هر یک از آنها به دیگری ندا در داده، میگفت:
«قدوس، قدوس، قدوس است خداوندِ لشکرها؛
تمامی زمین از جلال او مملو است.»
پایههای آستانه از آوای او که ندا میکرد میلرزید و خانه از دود آکنده بود. پس گفتم: «وای بر من که هلاک شدهام! زیرا که مردی ناپاک لب هستم و در میان قومی ناپاک لب ساکنم، و چشمانم پادشاه، خداوند لشکرها را دیده است!»
آنگاه یکی از سَرافین پروازکنان نزد من آمد. او در دست خود اَخگری داشت که با انبُر از مذبح برگرفته بود. با آن دهانم را لمس کرد و گفت: «هان، این لبانت را لمس کرده است؛ تقصیرت رفع شده و گناهت کفاره گشته است.» آنگاه آوای خداوندگار را شنیدم که میگفت: «کِه را بفرستم و کیست که برای ما برود؟» گفتم: «لبیک؛ مرا بفرست!»
مزمور ۲۹
ای آسمانیان، وصف خداوند را بگویید!
وصف جلال و قوّتِ خداوند را بگویید!
وصف جلال نام خداوند را بگویید!
خداوند را در فَرّ قدوسیتش پرستش کنید!
آوای خداوند بر روی آبهاست؛
خدای جلال رعد میدهد،
خداوندی که بر روی آبهای بسیار است.
آوای خداوند نیرومند است؛
آوای خداوند پرشکوه است.
آوای خداوند درختان سِدر را میشکند؛
خداوند سِدرهای لبنان را در هم میشکند.
او لبنان را همچون گوسالهای برمیجهاند،
سیریون را چونان گاوی جوان.
آوای خداوند تیرهای آتشین آذرخش میفرستد.آوای خداوند بیابان را میلرزاند؛
خداوند بیابان قادِش را میلرزاند.
آوای خداوند سروها را میلرزاند
و جنگل را بیبرگ میگرداند.
در معبد او همگان ندا میکنند: «جلال!»
خداوند بر توفان آب جلوس فرموده است،
خداوند چون پادشاه جلوس فرموده است، تا به ابد.
باشد که خداوند قوم خود را نیرو بخشد؛
باشد که خداوند قوم خود را به سلامتی مبارک سازد.
رومیان ۸:۱۲-۱۷
پس ای برادران، ما مدیونیم، امّا نه به نَفْس، تا بر طبق آن زندگی کنیم. زیرا اگر بر طبق نَفْس زندگی کنید، خواهید مرد؛ امّا اگر به واسطۀ روح، اعمال گناهآلود بدن را بکُشید، خواهید زیست. زیرا آنان که از روح خدا هدایت میشوند، پسران خدایند. چرا که شما روح بندگی را نیافتهاید تا باز ترسان باشید، بلکه روح پسرخواندگی را یافتهاید که به واسطۀ آن ندا درمیدهیم: «اَبّا، پدر.» و روحْ خود با روح ما شهادت میدهد که ما فرزندان خداییم. و اگر فرزندانیم، پس وارثان نیز هستیم، یعنی وارثان خدا و همارث با مسیح. زیرا اگر در رنجهای مسیح شریک باشیم، در جلال او نیز شریک خواهیم بود.