ایام عید پاک
شش ماه بعد، صحنه از مرکز زندگی مذهبی به ناصرهٔ دورافتاده در منطقهٔ روستایی جلیل منتقل میشود. اینک مخاطب پیام جبرئیل، دختری جوان است. بهرغم تلاشهای هنری شگفتانگیز، ما هیچ درکی از چگونگی ظهور جبرائیل نداریم. کتابمقدس میگوید که فرشتگان را اغلب با انسانها اشتباه میگرفتند، از اینرو، شاید او مثل دیگر دیدارکنندگان در زده باشد، زیرا بر اساس تعلیم عیسی (متی ۲۵:۳۱-۴۶)، خدا از طریق مردمان نزد ما میآید.
پیام جبرئیل بنیانشکن بود. «عیسی» نامی رایج بود به معنی «یهوه نجاتدهنده است»، اما وقتی جبرئیل افزود «او بزرگ خواهد بود»، از عنوانی استفاده کرد که معمولاً به خدا اختصاص دارد. درعین حال، وعده داد که پادشاهی او بیزوال خواهد بود که یادآور وعده به داوود (۲سموئیل ۷:۱۶) و رؤیای دانیال بود. پرسش حاکی از تحیر مریم در واکنش به این سخنان، شبیه پرسش زکریا بود که این بار جبرئیل به آن پاسخ داد.
لوقا انجیلش را با زنانی که مصداق شاگردان مؤمناند، در تقابل با مردانی مردد آغاز میکند و پایان میدهد. صحنهٔ بعد را فقط میتوانیم تصور کنیم که در آن مریم با والدینش و یوسف روبهرو شده، میکوشد رویارویی با جبرئیل را شرح دهد. فراخوان و وعدهٔ خدا همواره آسان نیست. مریم جوان که برای قدرتمندان ناشناخته اما برای خدا شناختهشده بود، میبایست به مدد روحالقدس پسر خدا را به دنیا میآوَرد. پاسخ مریم چه بود؟ «بلی». با چه لحنی پاسخ داد؟ آیا ما تا این حد پذیرا هستیم؟