Today's word: پیدایش ۳۷‏:‏۱۳‏-‏۲۰ | Bible Study: مزامیر ۳۶انجیل متی ۱۸‏:‏۱‏-‏۱۰

چقدر سخت است که روز طفلان معصوم (که به دستور هرود کشته شدند) آن‌قدر سریع بعد از عید میلاد فرامی‌رسد. با این‌حال، به‌نظر می‌رسد انعکاس خبرها در قرائت‌نامه، تقریباً اجتناب‌ناپذیر است؛ اینکه دقیقاً در میانۀ ایام عید میلاد، هنگامی که در کنار خانواده و در امنیت به‌سر می‌بریم، ناگهان سیلی از تصاویر کودکان در حال مرگ در جنگ‌ها، به خانه‌ها سرازیر می‌شود. هنگام روبه‌رو شدن و کلنجار رفتن با این حقایق وحشتناک، حداقل این را می‌دانیم که ایمان ما با درد و خیانت بیگانه نیست و آنان که با ما در امید به انجیل شریکند- یعنی امید به نوری که در تاریکی می‌درخشد- نیز با تمام اینها کلنجار رفته‌اند. کتاب پیدایش توطئۀ برادرکشیِ برادران یوسف را به یاد ما می‌آورد، اما در ادامه نیز به ما می‌گوید که چگونه جفای «صاحب خواب‌ها» یعنی یوسف، منجر به راهی عجیب برای نجات یافتن تمامی قومش شد که برادرانش را نیز شامل می‌شد.
هفتۀ گذشته، بر یوسفی دیگر، یک ‌رؤیابینِ‌ دیگر تعمق کردیم که اسرائیل را به مقصد مصر ترک کرد؛ امروز در آن کشتاری تأمل می‌کنیم که باعث فرار یوسف دوم به همراه خانواده‌اش شد. اما این کار را با این آگاهی انجام می‌دهیم که همان‌طور که برادران یوسف در نهایت، در مقابل قربانی خود ایستادند، تمام هیرودیس‌ها نیز روزی در مقابل ‏‏آن بره خواهند ایستاد، همان‌گونه که در شعر «پناه‌جو» نیز سرودم:
هنگامی که هیرودیس از قلعۀ تاریک خود خشم گرفت
مسیح با مشت بسته به آغوش مریم چنگ انداخته بود
بره‌ها توسط مردانِ قدرت سلاخی می‌شوند
و جوخه‌های مرگ نفرت را در سراسر جهان می‌پراکنند
اما هر هیرودیسی در آخر می‌میرد
تا یکه و تنها در مقابل تخت بره بایستد.*
* ملکوم گایت، آوای فصل‌ها، انتشارات کنتربری ۲۰۱۲

Today's Prayer

ای پدر آسمانی،
که فرزندانت به دست هیرودیس رنج کشیدند،
با آنکه هیچ خطایی نکرده بودند:
با رنجی که پسرت متحمل شد
و با معصومیت زندگی‌های ما
نقشه‌های شریران را در هم بشکن
و حکومت عادلانه و سراسر صلح خویش را برقرار کن؛
به‌واسطۀ پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
که زنده است و با تو حکومت می‌کند،
در اتحاد با روح‌القدس،
یک خدا، حال و تا ابدالآباد.

Bible Study

پیدایش ۳۷‏:‏۱۳‏-‏۲۰

و اسرائیل به یوسف گفت: «چنانکه می‌دانی، برادرانت در شِکیم به چوپانی گله مشغولند. بیا، تا تو را نزد آنان بفرستم.» یوسف گفت: «لبیک.» پس به وی گفت: «اکنون برو و از سلامتی برادرانت و سلامتی گله آگاه شو و برایم خبر بیاور.» آنگاه یوسف را از وادی حِبرون روانه کرد. چون یوسف به شِکیم رسید، مردی او را در صحرا سرگردان یافت و از او پرسید: «چه را می‌جویی؟» پاسخ داد: «برادرانم را می‌جویم. تمنا دارم به من بگویی کجا چوپانی می‌کنند؟» آن مرد پاسخ داد: «از اینجا کوچ کرده‌اند. زیرا شنیدم که می‌گفتند: ”به دوتان برویم.“» پس یوسف در پی برادران رفت و آنان را در دوتان یافت. آنها او را از دور دیدند و پیش از آن که نزدیک ایشان بیاید، دسیسه کردند که او را بکشند. و به یکدیگر گفتند: «اینک آن صاحبِ خوابها می‌آید! اکنون بیایید او را بکشیم و در یکی از این گودالها بیفکنیم و بگوییم جانوری درّنده او را خورده است. آنگاه ببینیم خوابهایش چه می‌شود.» '

مزامیر ۳۶

نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا می‌دهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست. زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق می‌گوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است! سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است. حتی بر بستر خود طرح شرارت می‌ریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمی‌گرداند. خداوندا، محبتت تا به آسمانها می‌رسد و وفاداریت تا به ابرها. عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگری‌ات به‌سان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات می‌بخشی. خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنی‌آدم در سایۀ بالهایت پناه می‌جویند. از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب می‌شوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان می‌نوشانی. زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را می‌بینیم. محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راست‌دلان. مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند. بنگر که شرارت‌پیشگان چگونه فرو افتاده‌اند؛ به خاک افکنده شده‌اند و یارای برخاستنشان نیست!'

انجیل متی ۱۸‏:‏۱‏-‏۱۰

در آن هنگام، شاگردان نزد عیسی آمدند و پرسیدند: «چه کسی در پادشاهی آسمان بزرگتر است؟» عیسی کودکی را فرا خواند و او را در میان ایشان قرار داد و گفت: «آمین، به شما می‌گویم، تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید، هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت. پس، هر که خود را همچون این کودک فروتن سازد، در پادشاهی آسمان بزرگتر خواهد بود. و هر که چنین کودکی را به نام من بپذیرد، مرا پذیرفته است. «امّا هر که سبب شود یکی از این کوچکان که به من ایمان دارند لغزش خورَد، او را بهتر آن می‌بود که سنگ آسیابی بزرگ به گردنش بسته، در اعماق دریا غرق شود! وای بر این جهان به سبب لغزشها! زیرا هرچند لغزشها اجتناب‌ناپذیرند، امّا وای بر آن که آنها را سبب گردد! «پس اگر دستت یا پایت تو را می‌لغزاند، آن را قطع کن و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که لنگ یا شَل به حیات راه یابی تا آنکه با دو دست یا دو پا در آتش ابدی افکنده شوی. و اگر چشمت تو را می‌لغزاند، آن را به در آر و دور انداز، زیرا تو را بهتر آن است که با یک چشم به حیات راه یابی تا آنکه با دو چشم در آتش دوزخ افکنده شوی. «آگاه باشید که هیچ‌یک از این کوچکان را تحقیر نکنید، زیرا به شما می‌گویم که فرشتگان ایشان در آسمان همیشه روی پدر مرا که در آسمان است، می‌بینند.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *