ایام روزه
پولس نخستین کسی بود که انجیل را در غلاطیه اعلام کرد. او رفت، اما دیگر معلمان مسیحی کارش را ادامه دادند. این معلمان، نوایمانان غیریهودی را قانع میکردند برای آنکه پیروان «شایستهٔ» مسیح باشند، باید همهٔ شریعت موسی را که ختنه را نیز شامل میشد، بپذیرند و نگاه دارند.
خود پولس از اطاعت بردهوار از تمام شریعت تا آزادی پُرجلال در مسیح سفر کرده است. او نمیتواند درک کند که چرا کسی باید در جهت عکس این مسیر سفر کند. او غلاطیان را نادان میخواند و آنان را متهم میکند که تحت تأثیر سِحر و افسونند. سپس شروع میکند به ردیفکردن مجموعهای از مباحث فشرده تا شنوندگانش را مجاب کند که این موقعیت را ترک کنند: مرگ مسیح بر صلیب برای گناهان آنان و عطای روح.
معلمان تازه دربارهٔ موسی بسیار سخن میگویند. پولس به پیش از موسی و چهرهای بسیار قدیمیتر استناد میکند: ابراهیم. ابراهیم شریعت نداشت، با این همه خدا او را پذیرفت. چرا؟ زیرا ابراهیم همچون مسیحیان اولیه به خدا اعتماد کرد و همان اعتماد، پارسایی محسوب شد.
ما برای نگهداشتن شریعت یهود، همچون غلاطیان تحت فشار نیستیم، اما چون آنها در معرض این خطریم که اجازه دهیم محور ایمانمان تغییر کند یا بارهای تازه را در زندگی خود یا دیگر مسیحیان بپذیریم. حال باید بینیم کجاست که باید سر عقل بیاییم؟
Today's Prayer
ای خدای قادر و لایزال!
تو از هیچ چیزی که ساختهای متنفر نیستی
و گناهان همهٔ کسانی را که پشیمانند میبخشی؛
در ما قلب تازه و توبهکار بیافرین و بساز
تا بهشایستگی سوگوار گناهانمان شویم
و به فلاکتمان اذعان کنیم،
باشد که از تو، ای خدای همهٔ رحمتها!
آمرزش و بخشایش یابیم؛
در پسرت و خداوند ما عیسای مسیح،
او که زنده است و با تو پادشاهی میکند،
در اتحاد با روحالقدس،
خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.
Bible Study
غلاطیان ۳:۱-۱۴
ای غَلاطیان نادان، چه کسی شما را افسون کرده است؟ زیرا در برابر چشمان خود شما عیسی مسیح بهروشنی چون کسی که بر صلیب شد، ترسیم گردید. فقط میخواهم این را بدانم: آیا روح را با انجام اعمال شریعت یافتید یا با ایمان به آنچه شنیدید؟ آیا تا این حد نادانید که با روح آغاز کردید و اکنون میخواهید با تلاش انسانی به مقصد برسید؟ آیا همۀ آن چیزها بیهوده بر شما گذشته است؟ مگر اینکه براستی بیهوده بوده باشد! آیا خدا از آن جهت روح را به شما عطا میکند و معجزات در میان شما ظاهر میسازد که اعمال شریعت را به جا میآورید، یا از آن رو که به آنچه شنیدید ایمان دارید؟ چنانکه ابراهیم «به خدا ایمان آورد و این برای او پارسایی شمرده شد.» پس میبینید کسانی فرزند ابراهیماند که به ایمان تکیه دارند. و کتاب چون پیشتر دید که خدا غیریهودیان را بر پایۀ ایمان پارسا خواهد شمرد، از این رو، پیشاپیش به ابراهیم بشارت داد که «همۀ قومها به واسطۀ تو برکت خواهند یافت.» پس آنها که به ایمان اتکا دارند، با ابراهیمِ ایماندار برکت مییابند. زیرا آنان که بر انجام اعمال شریعت تکیه دارند، همگی زیر لعنتاند، چرا که نوشته شده است: «ملعون باد هر که در به جا آوردن تمام آنچه در کتاب شریعت نوشته شده ثابت نماند.» واضح است که هیچکس به واسطۀ شریعت نزد خدا پارسا شمرده نمیشود، زیرا «پارسا به ایمان زیست خواهد کرد.» امّا شریعت بر ایمان متکی نیست، بلکه «کسی که اینها را به عمل آوَرَد، به واسطۀ آنها حیات خواهد داشت.» مسیح به جای ما لعن شد و اینگونه ما را از لعنت شریعت بازخرید کرد، زیرا نوشته شده که «هر که به دار آویخته شود ملعون است.» او چنین کرد تا برکت ابراهیم در مسیحْ عیسی نصیب غیریهودیان گردد، و تا ما آن روح را که وعده داده شده بود، از راه ایمان دریافت کنیم.
مزامیر ۳
خداوندا، چه بسیارند دشمنانم! بسیاری بر ضد من برمیخیزند. بسیاری دربارۀ جان من میگویند: «برای او در خدا نجاتی نیست.» سِلاه اما تو ای خداوند، سپر هستی به دورَم، جلال من و سر فرازندۀ من. خداوند را به فریاد بلند میخواندم و او از کوه مقدسش اجابتم فرمود. سِلاه من آرمیده، به خواب رفتم، و باز بیدار شدم، زیرا خداوند نگاهم میدارد. از هزاران هزار نخواهم ترسید که از هر سو بر من صف آراستهاند. خداوندا، برخیز! ای خدای من، نجاتم ده! زیرا تو بر رخسار همۀ دشمنانم میزنی و دندانهای شریران را خُرد میکنی. نجات از آن خداوند است؛ برکت تو بر قومت باد! سِلاه
مزامیر ۷
ای یهوه خدای من، به تو پناه میآورم؛ مرا از همۀ تعقیبکنندگانم نجات ده و برهان، مبادا همچون شیر جان مرا بدرند، و پاره پارهام کنند و رهانندهای نباشد. ای یهوه خدای من، اگر این را کرده باشم و دستانم به ظلم آلوده باشد؛ اگر دوست خود را به بدی عوض داده باشم، یا دشمنم را بیسبب تاراج کرده باشم، بگذار دشمنْ جانم را تعقیب کند و به من برسد؛ بگذار حیاتم را بر زمین پایمال کند و جانم را در خاک ساکن سازد. سِلاه خداوندا، در خشم خویش برخیز، و در برابر غضب دشمنانم قیام کن. برای من بیدار شو، ای که عدالت را حکم کردهای. بگذار جماعت قومها بر تو گرد آیند، فوق ایشان به مقام اعلی بازگرد. خداوند بر مردمان داوری میکند. خداوندا، فراخور پارساییام مرا داد بده، فراخور صداقتی که در من است. ای خدای عادل، که دلها و ذهنها را میآزمایی، شرارت شریران را پایان بخش و پارسایان را استوار گردان. سپر من خداست، که راستدلان را نجاتدهنده است. خدا داور عادل است، خدایی که هر روزه به خشم میآید. اگر انسان توبه نکند، شمشیر خود را تیز خواهد کرد، و کمان خود را کشیده، آماده خواهد فرمود. برای او سلاحهای مرگبار مهیا کرده، تیرهای خود را آتشین خواهد ساخت. بنگر آن کس را که به شرارت آبستن شده، و به فتنه حامله گشته، دروغ میزاید. حفرهای میکَنَد و آن را گود میکُند، و در چاهی که خود کنده است، فرو میافتد. فتنۀ او بر سرش خواهد برگشت، و خشونتش بر فرق سرش فرود خواهد آمد. خداوند را به شایستگیِ عدالتش سپاس خواهم گفت، نام خداوندِ متعال را خواهم سرایید.
پیدایش ۴۰
چندی بعد، ساقی و نانوای پادشاه مصر، به سرور خویش پادشاه مصر خطا ورزیدند. فرعون بر این دو خدمتگزار خود، یعنی رئیس ساقیان و رئیس نانوایان خشم گرفت و آنان را در زندانِ امیرِ قراولانِ دربار، همان جا که یوسف در بند بود، زندانی کرد. امیرِ قراولان، یوسف را برگماشت تا با ایشان باشد و ایشان را خدمت کند. و مدتی در زندان ماندند. شبی هر دو، یعنی ساقی و نانوای پادشاه مصر که در زندان در بند بودند، خوابی دیدند، هر یک خواب خود را. و هر خواب تعبیری از آنِ خود داشت. پس بامدادان، چون یوسف نزد آنان رفت، دید که مضطرب هستند. پس، از آن خدمتگزاران فرعون که همراه او در زندانِ سَرورش بودند، پرسید: «از چه سبب چنین غم بر چهره دارید؟» پاسخ دادند: «خوابی دیدهایم، ولی کسی نیست که آن را تعبیر کند.» پس یوسف بدیشان گفت: «مگر تعبیرها از آنِ خدا نیست؟ خوابتان را به من بازگویید.» آنگاه رئیس ساقیان خواب خود را برای یوسف بیان کرده، گفت: «در خواب، تاکی در برابر من بود، و آن تاک سه شاخه داشت که جوانه زدند و شکوفه آوردند و خوشههایشان انگورِ رسیده به بار آورد. جام فرعون در دستم بود و انگورها را چیدم و در جام فرعون فشردم و جام را در دست او نهادم.» یوسف به او گفت: «تعبیر خواب این است: سه شاخه، سه روز است. پس از سه روز، فرعون سَر تو را بر خواهد افراشت و تو را به مقام پیشینت باز خواهد گمارد و تو جام فرعون را، همچون زمانی که ساقی او بودی، در دست وی خواهی نهاد. فقط زمانی که برای تو نیکو شد، مرا به یاد آور و بر من احسان کن؛ احوال مرا به فرعون بازگو و از این خانه آزادم کن. زیرا براستی مرا از سرزمین عبرانیان دزدیدهاند، و اینجا نیز کاری نکردهام که مرا در سیاهچال افکنند.» چون رئیس نانوایان دید که تعبیر، نیکو بود، به وی گفت: «من نیز خوابی دیدم، که اینک سه سبدِ نان بر سرم قرار داشت. یوسف گفت: «تعبیر خواب این است: سه سبد، سه روز است. سبد بالایی پر از هر گونه خوراک پخته برای فرعون بود، ولی پرندگان آنها را از سبدی که بر سر من بود، میخوردند.» پس از سه روز، فرعون سر تو را از تَنَت بر خواهد افراشت و تو را بر دار خواهد آویخت؛ و پرندگان گوشت تن تو را خواهند خورد.» در روز سوّم، که روز میلاد فرعون بود، فرعون برای همۀ خدمتگزارانش ضیافتی به پا کرد و سر رئیس ساقیان و سر رئیس نانوایان را در میان خدمتگزاران خویش، برافراشت. رئیس ساقیان را به ساقیگریش بازگردانید، و او جام در دست فرعون مینهاد. ولی رئیس نانوایان را بر دار آویخت، همانگونه که یوسف برای ایشان تعبیر کرده بود. ولی رئیس ساقیان از یوسف یاد نکرد، بلکه او را فراموش نمود.