وقتی پولس نامۀ خود را خطاب به کلیسای شهر قرنتس مینوشت و به ایشان برای مشکلاتی که با آن روبهرو بودند، راهنمایی و تشویق و رهنمود میداد، میتوانیم حدس بزنیم که شاید بعضی از اعضای کلیسا از او شکایتهایی داشتند. شاید خودِ پولس همین شکایتها را بههنگام نوشتن نامه تجسم میکرد. آیا تجسم میکرد که ایشان از او میپرسند: «چه کسی تو را مسئول ما ساخته؟ تو چه اقتداری بر ما داری؟» پولس به کلیسا اظهار داشت که در زمرۀ افراد حرفهای نیست که پول دریافت کند (گرچه اشاره کرد که میتوانست باشد)، و اینکه از هیچیک از امتیازاتی که در مقام رسول کسب کرده، استفاده نکرده است. اگر چنین کرده بود، قطعاً شبیه سفسطهبازان میشد- یعنی معلمان و فیلسوفهایی که اجرت دریافت میکردند و غالباً بساط خود را در قرنتس پهن میکردند. پولس همچون ایشان نبود. او پیام انجیل را اعلام میکرد، اما نه برای دریافت پول یا پاداش، بلکه به این علت که انجیل همانا نور مسیح برای دنیایی است که در تاریکی بهسر میبرد. انجیل خودش پاداش است. پولس حاضر بود هر امتیازی را رها سازد و ضعیف شود (یعنی همان چیزی که مخالفانش او را به آن متهم میساختند)، به این منظور که خبر خوش را اعلام کند. او حاضر بود که تغییر کند و دست به ایثار بزند. او قادر بود چنین کند، زیرا جایگاه وعلت ارزشش بر پایۀ معیارهای بشری استوار نبود، بلکه بر دعوتی که خدا از زندگیاش بهعمل آورده بود. پولس فرزند خدا بود؛ شما نیز. پولس خادم انجیل بود، شما نیز میتوانید باشید.