Today's word: مکاشفه یوحنا ۲۱: ۲ | Bible Study: مکاشفه ۷: ۹ – ۱۷

 بره خدا

« و شهر مقدس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل می‌شود، حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است.»

مکاشفه یوحنا ۲۱: ۲

در کتب عهد قدیم، عهد میان خدا و قوم او توسط این عبارت بارها یادآوری می شود: «و شما را خواهم گرفت تا برای من قوم شوید، و شما را خدا خواهم بود» (خروج ۶: ۷). کتاب مکاشفه این عبارت را به تمامی بشریت تعمیم می‌دهد. گویا در این «اورشلیم جدید» همهٔ آدمیان به حضور خدا فراخوانده شده‌اند: «اینک خیمه خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قوم‌‌‌های او خواهند بود و خود خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود» (مکاشفه ۲۱: ۳). به‌قسمی که گویا گذر از عهد‌قدیم به عهد‌جدید در اورشلیم جدید به کمال رسیده است.
در مرکز شهر اورشلیم قدیمی معبد خداوند قرار داشت که نشانه‌ای از حضور خدا در میان قوم خویش بود. معبد مختص یهودیان بود و غیر‌یهودیان اجازهٔ ورود به آن را نداشتند، اما در رؤیای یوحنا، در مرکز این اورشلیم جدید، معبد نوینی قرار دارد که همانا حضور حقیقی خداست و اینک همهٔ قوم‌های جهان دعوت شده‌اند که به‌واسطهٔ «برهٔ» خدا شهروند این اورشلیم جدید شوند. آنان این حق را به‌واسطهٔ قربانی برهٔ خدا که همانا مسیح است یافته‌اند که به حضور خدای زنده رسند: «و بعد از این دیدم که اینک گروهی عظیم که هیچ کس ایشان را نتواند شمرد، از هر امّت و قبیله و قوم و زبان در پیش تخت و در حضور بره به جامه‌‌‌های سفید آراسته و شاخه‌‌‌های نخل به دست گرفته، ایستاده‌اند و به آواز بلند ندا کرده، می‌گویند: «نجات، خدای ما را که بر تخت نشسته است و بره را است.» (مکاشفه ۷: ۹ – ۱۰)
این قوم جدید گرد برهٔ خدا جمع شده است و این برهٔ خداست که مانند شبان، قوم جدید خدا را هدایت می‌کند و آنها را به سرچشمه‌های آب حیات رهنمون می‌سازد (مکاشفه ۷: ۱۷). این قوم نوین به سرزمین موعود خود، یعنی اورشلیم جدید رسیده است و از این به بعد دیگر به ایشان هیچ گزندی نمی رسد؛ زیرا برهٔ خدا خود شبان ایشان است.

Bible Study

مکاشفه یوحنا ۲۱: ۲

و شهر مقدّسِ اورشلیمِ جدید را دیدم که از آسمان از نزد خدا پایین می‌آمد، آماده شده همچون عروسی که برای شوهر خود آراسته شده باشد.

مکاشفه ۷: ۹ – ۱۷

گروه بی‌شمار نجات‌یافتگان
9پس از آن نظر کردم و اینک جماعتی عظیم از هر ملت و طایفه و قوم و زبان پیش روی خود دیدم که هیچ‌کس آنان را نمی‌توانست شماره کند و همه پیش تخت و در پیشگاه بره ایستاده بودند. همگان ردای سفید بر تن داشتند و شاخۀ نخل به دست. 10آنان به بانگ بلند ندا در دادند که:
«نجات از آن خدای ماست،
که بر تخت نشسته؛
و از آنِ بره است.»
11و همۀ فرشتگان، گرداگرد تخت و گرداگرد پیران و چهار موجود زنده ایستادند؛ و همه در پیشگاه تخت روی بر زمین نهادند و خدا را پرستش کرده، 12گفتند:
«آمین!
ستایش و جلال
و حکمت و سپاس و اکرام
و قدرت و توانایی
خدای ما را باد، تا ابد.
آمین!»
13آنگاه یکی از آن پیران از من پرسید: «اینان که ردای سفید به تن دارند کیانند و از کجا آمده‌اند؟» 14جواب دادم: «این را تو می‌دانی، سرورم.» و او گفت: «اینان همان کسانند که از عذاب عظیم برگذشته‌اند و رداهای خود را در خون بره شسته‌اند و سفید کرده‌اند. 15هم از این روست که:
«اینان در پیشگاه تخت خدایند
و شبانه‌روز او را در معبدش خدمت می‌کنند؛
و آن تخت‌نشین، خیمۀ خود را بر آنان می‌گستراند.
16و دیگر هرگز گرسنه نخواهند شد،
و هرگز تشنه نخواهند گردید،
و دیگر تابش خورشید به رویشان نخواهد بارید،
و نه تابش هیچ گرمای سوزان دیگر.
17زیرا که بره از مرکز تختْ شبان آنان خواهد بود،
و آنان را به چشمه‌های آب حیات رهنمون خواهد شد.
و خدا هر قطره اشکی را از چشم آنان خواهد سترد.»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *