Today's word: لوقا ۱۸:‏۳۱ تا آخر | Bible Study: مزمور ۹۰مزمور ۹۲

آسان است که در دعا دلسرد شویم. غالباً به نظر می‌رسد که دعاهایمان اجابت نمی‌شوند و خدا، در بهترین حالت، فاقد قدرت است، و در بدترین حالت، بی‌تفاوت و بی‌توجه. ما زمانی دلسرد می‌شویم که نمی‌توانیم ببینیم در قلب دعا چه چیزی نهفته است. لوقا دو مَثل عیسی را در کنار هم قرار می‌دهد که کمک می‌کنند این قلب بر ما نمایان گردد.

ما زمانی در دعا دلسرد می‌شویم که از یاد می‌بریم به درگاه «چه کسی» نیایش می‌کنیم. عیسی طبق روشی که در سایر مَثل‌ها نیز به‌کار برده، صفات نیکوی خدا را با صفات بشرِ «گناه‌آلود» مقایسه می‌کند، و از این طریق، به حقیقت مهمی اشاره می‌فرماید. اگر یک قاضی بدخلق و فرومایه سرانجام به فریاد بیوه‌زنی مزاحم رسیدگی می‌کند، چقدر بیشتر خدا داد فقیران و ستمدیدگان را خواهد ستاند. چرا که عدل و انصاف و رحمت در قلب خدا جای دارند- خدا دلسرد نمی‌شود، ما نیز نباید دلسرد شویم.
ما زمانی در دعا دلسرد می‌شویم که از یاد می‌بریم در حضور خدا «چه کسی هستیم». در مَثل دوم عیسی، از یک سو، شخصی را می‌بینیم که ظاهراً معتقد بود که هدف از دعا اینست که خود را در پیشگاه خدا برحق جلوه دهد، و از سوی دیگر، فردی را که فقط نزد خدا آمده تا رحمت و فیض بطلبد. در این مَثل، عیسی این دو شخص را با هم مقایسه می‌کند.

فرد دوم موضوع را درست درک کرده بود. او که بی‌غل و غش، فروتن و صادق بود، قلب پذیرا و پرفیض خدا را کشف کرد. چنانچه آن محبت و پذیرش حیرت‌آور را پیوسته و مکرراً کشف کنیم، در دعا دلسرد نخواهیم شد.

بنابراین، پشتکار به خرج دهید و خودتان باشید. دعا کنید و دلسرد نشوید. خدا محبت می‌کند و توجه نشان می‌دهد- نه فقط به شما، بلکه به آنانی نیز که برایشان دعا می‌کنید.

Today's Prayer

ای پدر پرفیض،
تو به‌واسطۀ اطاعت عیسی
برای دنیای نامطیع ما نجات را به ارمغان آوردی:
ما را با ارادۀ خود همسو ساز،
تا ببینیم که همه چیز در او به حالت نخست برگشته است،
در عیسای مسیح، نجات‌دهندۀ ما.

Bible Study

لوقا ۱۸:‏۳۱ تا آخر

این سؤال، احمقانه به نظر می‌رسد. انگار از شخصی ماتم‌زده بپرسیم که چه احساسی دارد. آیا بدیهی نبود که آن فقیر نابینا می‌خواست که عیسی شفایش بخشد؟

عیسی فریاد آن مرد را شنید و کسی را دید که بیش از یک «فقیر نابینا» بود. مردم می‌کوشیدند راه او را سد کنند، اما عیسی چنین چیزی نمی‌خواست. او آرام ایستاد و منتظر ماند تا آن مرد نزدش بیاید. آنگاه فرصتی به او داد تا در سکوت، به او شأن و منزلتی شایسته ببخشد.

عیسی فضایی از سکون و سکوت فراهم ساخت که طی آن، از آن مرد سؤالی پرسید که نه احمقانه بود و نه بی‌نزاکت. سؤالی بود پرمحبت و کاوش‌گرانه و ملاطفت‌آمیز: «چه می‌خواهی برایت بکنم؟».
ما نیز ممکن است اغلب اوقات احساسی شبیه به آن فقیر داشته باشیم. در کنار راه می‌نشینیم، کسی را نمی‌بینیم و کسی نیز ما را نمی‌بیند، و در آن حال که رهگذران شتابان حرکت می‌کنند، فریاد کمک سر می‌دهیم. دعا غالباً با آن فریاد عاجزانه، و در کنار راه آغاز می‌شود، اما نیازی نیست در همانجا باقی بماند.
دعا یعنی اینکه بشنویم عیسی از ما دعوت می‌کند که بایستیم و نزد او برویم. دعا یعنی کشف مکانی که در آن، می‌توانیم با او ملاقات کنیم. دعا یعنی اینکه بدانیم او نه فقط نیازهای ما را می‌بیند، بلکه انسانی را می‌بیند که این نیازها او را از دیده‌ها پنهان ساخته‌اند.

امروز وقت بگذارید تا از کنارۀ راه برخیزید و مکانی فراهم سازید تا در سکون و آرامش، در مقابل خداوندگارْ عیسی بایستید، خداوندگاری که چون شما را می‌شناسد و دوست می‌دارد، می‌پرسد: «چه می‌خواهی برایت بکنم؟»

مزمور ۹۰

خداوندگارا، مسکن ما تو بوده‌ای، نسل اندر نسل. پیش از آنکه کوهها زاده شوند، یا تو زمین و جهان را به وجود آوری، از ازل تا به ابد تو خدایی. انسان را به خاک بازمی‌گردانی و می‌گویی: «ای بنی آدم، بازگردید!» زیرا هزار سال در نظر تو همچون روزی است که گذشت یا چون پاسی از شب. ایشان را همچون سیلاب می‌روبی؛ همچون خوابند، همچون علفی که بامدادان تازه می‌شود: بامدادان می‌شکفد و می‌روید و شامگاهان پژمرده و خشک می‌شود. زیرا به خشم تو پایان می‌پذیریم، و به غضبت پریشان می‌گردیم. تقصیرهایمان را فرا رویت نهاده‌ای، و گناهان پنهانمان را در پرتو حضورت. زیرا روزهایمان به تمامی در خشمت کاهیده می‌شود، و سالهایمان را چون آهی به سر می‌رسانیم؛ روزهای عمر ما هفتاد سال است و اگر قوی باشیم، هشتاد سال. اما مایۀ فخری در آنها جز محنت و اندوه نیست؛ زیرا به‌سرعت می‌گذرند و پرواز می‌کنیم. کیست که از قدرت خشم تو آگاه باشد؟ زیرا خشم تو به عظمت ترسی است که باید از تو داشت. پس ما را بیاموز تا روزهای خود را بشماریم، تا دلی خردمند حاصل کنیم. خداوندا، برگرد! تا چند؟ بر بندگانت شفقت فرما. صبحگاهان ما را از محبت خود سیر کن تا تمامی عمرمان شادمانه بسراییم و شادی کنیم. شادمانمان گردان در عوض روزهایی که مبتلایمان ساختی، و سالهایی که بلا دیدیم. اعمال تو بر بندگانت نمایان شود و کبریایی تو بر فرزندان ایشان. لطف خداوندگارْ خدای ما بر ما باد! عمل دستهای ما را برایمان استوار گردان؛ آری، عمل دستهای ما را استوار گردان.

مزمور ۹۲

چه نیکوست خداوند را ستودن، و در وصف نام تو، ای متعال، سراییدن؛ بامدادان محبت تو را اعلام کردن، و شامگاهان وفاداری تو را، با نوای بربطِ ده‌تار و نغمۀ چنگ. زیرا که تو ای خداوند، مرا به کارهایت شادمان ساخته‌ای؛ پس در وصف اعمال دستهای تو شادمانه می‌سرایم. اعمال تو ای خداوند چه عظیم است، و اندیشه‌هایت چه ژرف! مرد وحشی نمی‌داند و نادان این را درنمی‌یابد که هرچند شریران چون علف برویند و بدکاران جملگی بشکفند، برای این است که تا به ابد هلاک گردند؛ اما تو ای خداوند، تا به ابد متعال هستی! زیرا که دشمنانت، ای خداوند، آری دشمنانت، به‌یقین نابود خواهند شد، و بدکاران جملگی پراکنده خواهند گشت. اما تو شاخ مرا همچون شاخ گاو وحشی برافراشته‌ای، و روغن تازه بر من فرو ریخته‌ای. دیدگانم شکست دشمنانم را دیده است، و گوشهایم خبر سقوط مخالفانِ شریرم را شنیده است. پارسا چون درخت خرما خواهد شکفت، و همچون سرو آزاد لبنان نمو خواهد کرد؛ آنان که در خانۀ خداوند غرس شده‌اند، در صحنهای خدای ما خواهند شکفت. در پیری نیز میوه خواهند آورد و تر و تازه و سبز خواهند بود، تا اعلام کنند که خداوند راست است؛ او صخرۀ من است و در او ذره‌ای بی‌انصافی نیست.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *