بسیاری از مردم «گناه» را کلمهای «مذهبی» میدانند. با آنکه این کلمه قطعاً برای مسیحیان مهم است (زیرا از طریق آمرزش گناهان است که انسان جامهٔ شباهت به مسیح را بر تن میکند)، برای آنان که کلیسارو محسوب نمیشوند، کلمهٔ رایجی نیست.
در سطح جامعه، به بنیادیترین شکل، گناه را میتوان شکستن اصول اخلاقی تعریف کرد. این نوع از اصول اخلاقی برای جریان سالم روابط، احترام و پیشروی بهسوی هدف، مهم هستند. به همین دلیل است که بیشتر کسبوکارها و شرکتهای سهامی برای سرمایهگذاری در زمینهٔ اصول اخلاقی، وقت صرف میکنند. از اینرو، هر کس که متعلق به یک جامعه است، از معیارهای مشترک «اخلاق» آن پیروی میکند. به معنای معاصر، میتوان «گناه» را شکستن قوانین اخلاقی محیط کار یا نقض قواعد رفتاری دانست. اغلب در محیط کار؛ پذیرفتن یا اقرار به تقصیر باعث میشود که مدیران ارشد ترحم به خرج دهند و از مجازات چشم بپوشند. با اینحال، جرم مکرر یا بدون اظهار پشیمانی احتمالاً به اخراج میانجامد.
اما در قبال خدا موضوع متفاوت است. گناه چیزی بیش از شکستن صِرف یک اصل اخلاقی است؛ گناه سلب اعتماد است و میتواند صدمات بزرگی به بار آورد. آمرزش، هدیهای تجدیدپذیر و نامحدود است. هر بار که پشیمانی اظهار شود، گناه بخشیده میشود. به همین دلیل است که اغلب کلمهٔ گناه را کلیسایی یا مذهبی میدانند؛ زیرا شرکتهای سهامی نمیتوانند رهایی از گناه را پیشکش کنند. تنها خدا قادر است چنین کند.
Bible Study
رومیان ۶:۱۲ تا آخر
پس مگذارید گناه در بدنهای فانی شما فرمان براند تا امیال آن را اطاعت کنید. اعضای بدن خود را تسلیم گناه نکنید تا ابزار شرارت باشند، بلکه همچون کسانی که از مرگ به زندگی بازگشتهاند، خود را تسلیم خدا کنید. و اعضای بدن خود را به او بسپارید تا ابزار پارسایی باشند. زیرا گناه بر شما فرمان نخواهد راند، چون زیر شریعت نیستید بلکه زیر فیضید. پس چه گوییم؟ آیا گناه کنیم چون زیر شریعت نیستیم، بلکه زیر فیضیم؟ هرگز! آیا نمیدانید که وقتی خود را همچون بندگانی فرمانبردار تسلیم کسی میکنید، بندگان آن کس خواهید بود که او را فرمان میبرید، خواه بندۀ گناه، که منجر به مرگ میشود، خواه بندۀ اطاعت، که به پارسایی میانجامد؟ امّا خدا را شکر که هرچند پیشتر بندگان گناه بودید، لیکن به تمامی دل مطیع آن تعلیم گشتید که بدان سپرده شدید. شما با آزاد شدن از گناه، بندگان پارسایی شدهاید. من به علت محدودیتهای بشریِ شما، این مطالب را در قالب تشبیهاتی بشری بیان میکنم: همانگونه که پیشتر اعضای بدن خود را به بندگی ناپاکی و شرارتِ روزافزون میسپردید، اکنون آنها را به بندگی پارسایی بسپارید که به قدّوسیت میانجامد. هنگامی که بندگان گناه بودید، از پارسایی آزاد بودید. در آن زمان، از انجام اعمالی که اکنون از آنها شرمسارید، چه ثمری بردید؟ نتیجۀ انجام آن اعمال، مرگ است! امّا حال که از گناه آزاد گشته و بندگان خدا شدهاید، ثمری که میبرید نیل به تقدّس است که به حیات جاویدان میانجامد. زیرا مزد گناه مرگ است، امّا عطای خدا حیات جاویدان در خداوند ما مسیحْ عیساست.
مزامیر ۱۳
تا به کی، خداوندا؟ آیا مرا تا ابد فراموش خواهی کرد؟ تا به کی روی خود را از من خواهی پوشانید؟ تا به کی با اندیشههایم دست به گریبان باشم، و همۀ روز در دلم غم باشد؟ تا به کی دشمنم بر من سرافراز شود؟ ای یهوه خدای من، بر من نظر کن و اجابتم فرما. به چشمانم روشنایی بخش، مبادا به خواب مرگ بخسبم؛ مبادا دشمنم گوید: «بر او چیره شدم»، و خصمانم از تزلزلم شادمان شوند. و اما من، بر محبت تو توکل میدارم؛ دلم در نجات تو شادی خواهد کرد. برای خداوند خواهم سرایید، زیرا مرا سزای نیکو داده است.
مزامیر ۹۸:۱-۴
برای خداوند سرودی تازه بسرایید، زیرا کارهای شگفت کرده است! دست راست و بازوی قدوسش نجات را برای او به عمل آورده است. خداوند نجات خود را اعلام فرموده، و عدالت نجاتبخش خویش را در نظر قومها آشکار ساخته است. او محبت و وفاداری خود را نسبت به خاندان اسرائیل به یاد آورده است؛ همۀ کرانهای زمین نجات خدای ما را دیدهاند. ای تمامی زمین، برای خداوند فریاد شادمانی سر دهید! بانگ برآورید! هلهله کنید! بسرایید!
ارمیا ۲۸:۵-۹
آنگاه اِرمیای نبی در حضور کاهنان و تمام مردمی که در خانۀ خداوند ایستاده بودند، با حَنَنیای نبی سخن گفت. اِرمیای نبی چنین گفت: «آمین! خداوند چنین کند! خداوند آنچه نبوّت کردهای به تحقّق رسانَد و همۀ اسباب خانۀ خداوند و جمیع تبعیدیان را از بابِل بدین مکان بازآوَرَد. با این همه، اکنون کلامی را که به گوش تو و به گوش تمامی قوم میرسانم، بشنو: انبیایی که از روزگاران کهن، پیش از من و تو بودهاند، بر ضد سرزمینهای بسیار و ممالکِ عظیم به جنگ و قحطی و طاعون نبوّت کردهاند. اما آن نبی که به صلح و سلامت نبوّت کند، اگر سخن او واقع شود، آنگاه معلوم خواهد شد که براستی خداوند او را فرستاده است.»