وقتی در زندگی با بی‌عدالتی‌ها مواجه می‌شویم- خصوصاً زمانی که می‌کوشیم آنچه را که درست و نیک است انجام دهیم- این وسوسه پیش می‌آید که بپرسیم «چرا من؟ اینکه منصفانه نیست». همچنین ممکن است انتظار داشته باشیم که در مقام پیروِ مسیح، خدا از ما محافظتی به‌عمل بیاورد. این سؤال تازه‌ای نیست. انگاری همین سؤال را ایماندارانی که سخت تحت فشار قرار داشتند، از پطرس پرسیده بودند. پطرس به ایشان یادآوری می‌کند کسی را پیروی می‌کنند که هیچ خطایی نکرد، اما دنیا او را رنج داد و رد کرد. شاگردی مسیح گاه دعوتی است به سهیم شدن در رنج‌های مسیح. اگر دنیا او را رد کرد، پیروانش را نیز رد خواهد کرد. ما فرا خوانده شده‌ایم تا صلیب خود را برداریم و به‌دنبال او برویم.
این تعلیمی است هراس‌انگیز. اما پطرس دربارهٔ چیزی فراتر از تحمل دشواری و آزار و اذیت، به‌هنگام بروز، سخن می‌گوید. او بر این حقیقت تأکید می‌گذارد که یکی شدن با عیسی از این طریق، یک افتخارِ صرف است. در این شادی کنید!

ژنرال بوت، بنیانگذار «ارتش نجات»، یک‌بار بعضی از اعضای خود را که یونیفورم بر تن داشتند، به کافی‌شاپی برد. زمانی که یکی از آنها کوشید با شخصی در آنجا وارد گفتگو شود، آن شخص با عصبانیت به صورت او آب دهان انداخت. این عضو در حالی که بر خود می‌لرزید، دست را به جیب برد تا دستمالش را بیرون بیاورد، اما پیش از آنکه بتواند صورت خود را پاک کند، ژنرال بوت فریاد زد: «پاکش نکن. این نشان افتخار توست!»

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *