این یکی از ماجراهایی است که شالودۀ دعای باستانی «دعای عیسی» را شکل بخشیده، دعایی ریتمدار که در سُنت کلیسای ارتدوکس شرق تعلیم داده میشود و بهعمل میآید، دعایی که میگوید: «ای خداوندگار، عیسای مسیح، بر من گناهکار رحم فرما». برای غربیها، این درخواست برای رحم بیشتر ملتمسانه و منفی بهنظر میرسد. این جمله در اینجا که از دهان مردی نابینا بیرون میآید، فریادی است پرشهامت، برخاسته از امیدی مشتاقانه برای شفا و دگرگونی. از این و سایر ماجراهای انجیلها، مشخص است که عیسی ایمانی را دوست میداشت که او را جذب خود کند. او تعلیم داد که بطلبیم، در را بکوبیم و بجوییم. در ایمان مسیحی، جایگاه مهمی برای اقدام شجاعانه وجود دارد که گرایش به تأکید بر اطاعت و فرمانبرداری دقیق را متعادل میسازد. برای ما، بارتیمائوس الگویی است از شیوهای برای تقرب جستن به عیسی که کمتر مورد تشویق قرار میگیرد. این شیوه از صداهای آرام، جملات صیقلی شده و سرهایی که به زیر افکنده شده بههنگام درخواستهای شفاعتی در روزهای یکشنبه فاصلۀ بسیاری دارد، آنگاه که میگوییم: «خداوندا، در رحمت خود، دعای ما را بشنو». این ایمانی است که در کنارۀ راهی پر ازدحام، با فریادهایی بلند اعلام میشود. او برای چیزی فریاد برمیآورد که نمیبیند، اما میشنوند که نزدیک است، و خصومت اطرافیان را تحمل میکند و نمیپذیرد که خاموش شود تا آن زمان که عیسی بایستد و توجه کند، و عیسی درست همین کار را کرد. دعای آن مرد اجابت شد.