این یکی از ماجراهایی است که شالودۀ دعای باستانی «دعای عیسی» را شکل بخشیده، دعایی ریتمدار که در سُنت کلیسای ارتدوکس شرق تعلیم داده میشود و بهعمل میآید، دعایی که میگوید: «ای خداوندگار، عیسای مسیح، بر من گناهکار رحم فرما». برای غربیها، این درخواست برای رحم بیشتر ملتمسانه و منفی بهنظر میرسد. این جمله در اینجا که از دهان مردی نابینا بیرون میآید، فریادی است پرشهامت، برخاسته از امیدی مشتاقانه برای شفا و دگرگونی. از این و سایر ماجراهای انجیلها، مشخص است که عیسی ایمانی را دوست میداشت که او را جذب خود کند. او تعلیم داد که بطلبیم، در را بکوبیم و بجوییم. در ایمان مسیحی، جایگاه مهمی برای اقدام شجاعانه وجود دارد که گرایش به تأکید بر اطاعت و فرمانبرداری دقیق را متعادل میسازد. برای ما، بارتیمائوس الگویی است از شیوهای برای تقرب جستن به عیسی که کمتر مورد تشویق قرار میگیرد. این شیوه از صداهای آرام، جملات صیقلی شده و سرهایی که به زیر افکنده شده بههنگام درخواستهای شفاعتی در روزهای یکشنبه فاصلۀ بسیاری دارد، آنگاه که میگوییم: «خداوندا، در رحمت خود، دعای ما را بشنو». این ایمانی است که در کنارۀ راهی پر ازدحام، با فریادهایی بلند اعلام میشود. او برای چیزی فریاد برمیآورد که نمیبیند، اما میشنوند که نزدیک است، و خصومت اطرافیان را تحمل میکند و نمیپذیرد که خاموش شود تا آن زمان که عیسی بایستد و توجه کند، و عیسی درست همین کار را کرد. دعای آن مرد اجابت شد.
Bible Study
مرقس ۱۰:۴۶ تا آخر
آنگاه به اَریحا آمدند. و چون عیسی با شاگردان خود و جمعیتی انبوه اَریحا را ترک میگفت، گدایی کور به نام بارتیمائوس، پسر تیمائوس، در کنار راه نشسته بود. چون شنید که عیسای ناصری است، فریاد برکشید که: «ای عیسی، پسر داوود، بر من رحم کن!» بسیاری از مردم بر او عتاب کردند که خاموش شود، امّا او بیشتر فریاد میزد: «ای پسر داوود، بر من رحم کن!» عیسی ایستاد و فرمود: «او را فرا خوانید.» پس آن مرد کور را فرا خوانده، به وی گفتند: «دل قوی دار! برخیز که تو را میخواند.» او بیدرنگ عبای خود را به کناری انداخته، از جای برجست و نزد عیسی آمد. عیسی از او پرسید: «چه میخواهی برایت بکنم؟» پاسخ داد: «استاد، میخواهم بینا شوم.» عیسی به او فرمود: «برو که ایمانت تو را شفا داده است.» آن مرد، در دم بینایی خود را بازیافت و از پی عیسی در راه روانه شد.
مزمور ۳۴:۱-۸ و ۱۹ تا آخر
خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، میدرخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمیشود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو میزند، و آنان را میرهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد...
پارسا را مشقت بسیار است، اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛ همۀ استخوانهای او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد. خداوند جان خادمان خود را فدیه میدهد؛ هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.
ارمیا ۳۱:۷-۹
خداوند چنین میفرماید: «به جهت یعقوب بانگ شادی سر دهید؛ برای سرآمدِ قومها فریاد برآورید؛ ندا در دهید و بستایید و بگویید: ”ای خداوند، قوم خود را نجات ده، باقیماندگان اسرائیل را!“ اینک آنان را از سرزمین شمال خواهم آورد، و از کَرانهای زمین جمع خواهم کرد. همراهشان کوران و لنگان، آبستنان و زنانِ زائو خواهند بود؛ آری، جماعتی عظیم بدین مکان باز خواهند گشت. گریان خواهند آمد، و من آنان را در حالی که التماس میکنند، باز خواهم آورد. ایشان را نزد نهرهای آب رهبری خواهم کرد، از راه همواری که در آن نلغزند. زیرا من پدر اسرائیل هستم، و اِفرایِم نخستزادۀ من است.
عبرانیان ۷:۲۳ تا آخر
شمار کاهنان پیشین بس زیاد بود، زیرا مرگ مانع از ادامۀ خدمت آنها میشد. حال آنکه عیسی چون تا ابد زنده است، کهانت بیپایان دارد. پس او قادر است آنان را که از طریق وی نزد خدا میآیند، جاودانه نجات بخشد، زیرا همیشه زنده است تا برایشان شفاعت کند. ما به چنین کاهن اعظمی نیاز داشتیم، کاهنی قدّوس، بیعیب، پاک، جدا از گناهکاران، و فراتر از آسمانها. برخلاف دیگر کاهنان اعظم، او نیازی ندارد هر روز، نخست برای گناهان خود و سپس برای گناهان قوم، قربانی تقدیم کند. بلکه آنگاه که خود را تقدیم کرد، یک بار برای همیشه برای گناهان ایشان قربانی داد. زیرا شریعت، انسانهایی ضعیف را به کهانت اعظم برمیگمارد، امّا سوگندی که پس از شریعت آمد، پسر را برگماشت، که جاودانه کامل شده است.