جورج سانتایانا، فیلسوف اسپانیایی-آمریکایی (۱۸۶۳-۱۹۵۲)، چنین نوشته: «آنانی که نمیتوانند گذشته را بیاد آورند، ناگزیر از تکرار آن هستند.» اما پولس بسیار پیش از این کوشید تا ایمانداران قرنتس را متقاعد سازد که از خطاهای گذشتۀ اسرائیلیان درس عبرت بیاموزند و تمام تلاش خود را بکنند تا از بتپرستی دوری گزینند. موضوع مورد بحث در اینجا نکتهای است که ممکن است برای ما مهم به نظر نرسد، اینکه آیا برای ایمانداران قرنتس مجاز بود گوشتی را بخورند که از قصابیهای شهر خریداری میشد، حتی اگر این گوشت متعلق به جانداری باشد که برای یکی از بتها قربانی شده بود (اول قرنتیان، فصل ۸)؟ مشخص است که برخی از قرنتیان به دانش و آزادیای که از آن برخوردار بودند، اعتماد و تکیه داشتند. تصور میکردند که چون تعمید یافته بودند و از طریق شراکت در سفرۀ خداوند، با مسیح ملاقات کرده بودند، میتوانستند یقین داشته باشند که در خوردن چنین گوشتی، خطری روحانی متوجهشان نیست. قوم اسرائیل در دورۀ باستان نیز دلایلی برای اعتماد خود داشتند. ایشان به بیرون از مصر هدایت شده، با عبور از دریای سرخ، «تعمید یافته بودند»، و خدا نیز مانند «صخره» در سفر بیابان، پیوسته در میانشان حضور داشت، اما ایشان از بتپرستی مصون و در امان نبودند. عید تجلی یا اپیفانی میتواند زمانی باشد تا لحظات مهم روحانی زندگی خود رابه یاد بیاوریم و بهخاطر آنها سپاسگزار باشیم. وقتی اوقاتی را به یاد میآوریم که احساس کردهایم به مسیح نزدیکتر بودهایم، به نگرانی پولس گوش فرادهیم و اجازه ندهیم هیچ چیز برایمان مهمتر از عیسی گردد. برای ایمانداران قرنتس، این همان نکتهای بود که آموخته بودند، و تصور میکردند اجازه دارند بهدلخواه خود عمل کنند. این میتواند هشداری باشد که ممکن است ما نیز از اموری که ذاتاً بد نیستند، برای خود بت بسازیم.
Today's Prayer
ای خدا که در آسمانی،
تو انجیل را به اقصینقاط جهان فرستادی،
و پیامآورانت را نیز نزد همۀ قومها:
روح مقدست را بفرست تا بهواسطۀ خبر خوش حیات ابدی،
ما را دگرگون سازد،
در عیسای مسیح، خداوندگار ما.
Bible Study
اول قرنتیان ۱۰:۱-۱۳
زیرا ای برادران، نمیخواهم از این موضوع غافل باشید که پدران ما همه زیر ابر بودند و همه از میان دریا گذشتند. و همه همان خوراک روحانی را خوردند و همان آشامیدنی روحانی را نوشیدند؛ زیرا از آن صخرۀ روحانی مینوشیدند که از پِی میآمد، و آن صخره مسیح بود. با این همه، خدا از بیشتر آنان خرسند نبود، پس اجسادشان در سرتاسر بیابان پراکنده شد. حال، این رویدادها به وقوع پیوست تا نمونههایی باشد برای ما، تا ما همچون آنان در پی بدی نباشیم. پس بتپرست مشوید، چنانکه بعضی از ایشان شدند؛ به گونهای که نوشته شده است: «قوم به خوردن و نوشیدن نشستند و به جهت لَهو و لَعِب به پا خاستند.» و نه به بیعفتی دستیازیم، چنانکه بعضی از ایشان کردند، و در یک روز بیست و سه هزار تن به هلاکت رسیدند. و نه مسیح را بیازماییم، چنانکه بعضی از آنان کردند و به وسیلۀ مارها کشته شدند. و نه شِکْوِه و شکایت کنید، چنانکه بعضی از ایشان کردند و هلاککننده هلاکشان ساخت. این امور چون نمونه بر آنان واقع گردید و نوشته شد تا عبرتی باشد برای ما که در زمانی به سر میبریم که غایتِ همۀ اعصار تحقق یافته است. پس آن که گمان میکند استوار است، بههوش باشد که نیفتد! هیچ آزمایشی بر شما نیامده که مناسب بشر نباشد. و خدا امین است؛ او اجازه نمیدهد بیش از توان خود آزموده شوید، بلکه همراه آزمایش راه گریزی نیز فراهم میسازد تا تاب تحملش را داشته باشید.
مزمور ۳۴
خداوند را در همه وقت متبارک خواهم خواند؛ ستایش وی همواره بر زبان من خواهد بود. جان من در خداوند فخر خواهد کرد؛ مسکینان بشنوند و شادی کنند. خداوند را با من تجلیل کنید، نام او را با یکدیگر برافرازیم. خداوند را جُستم، و مرا اجابت کرد؛ او مرا از همۀ ترسهایم رهانید. آنان که نگاهشان بر اوست، میدرخشند؛ روی ایشان هرگز شرمسار نمیشود. این مسکین فریاد برآورد و خداوند صدایش را شنید و او را از همۀ تنگیهایش نجات بخشید. فرشتۀ خداوند گرداگرد ترسندگان او اردو میزند، و آنان را میرهاند. بچشید و ببینید که خداوند نیکوست؛ خوشا به حال آن که در او پناه گیرد. ای مقدسین خداوند، از او بترسید، زیرا ترسندگان او را هیچ کمی نیست. شیران ژیان، محتاج و گرسنه میشوند، اما جویندگان خداوند هیچ چیزِ نیکو کم نخواهند داشت. ای فرزندان، بیایید و به من گوش فرا دهید، تا ترس خداوند را به شما بیاموزم. کیست آن که آرزومند حیات باشد و دوستدار روزهای بسیار، تا نیکویی ببیند؟ زبان از بدی نگاه دار و لبان از فریب فرو بند؛ از بدی روی بگردان و نیکویی پیشه کن، آرام بجوی و در پی صلح باش. چشمان خداوند، بر پارسایان است و گوشهایش به فریاد کمک ایشان؛ روی خداوند بر ضد بدکاران است، تا یاد ایشان را از روی زمین برچیند. پارسایان فریاد برمیآورند، و خداوند آنان را میشنود؛ او ایشان را از همۀ تنگیهایشان میرهاند. خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد. پارسا را مشقت بسیار است، اما خداوند او را از همۀ آنها خواهد رهانید؛ همۀ استخوانهای او را حفظ خواهد کرد، که یکی از آنها نیز نخواهد شکست. شریر را شرارت از پا در خواهد آورد، و دشمنان مرد پارسا محکوم خواهند شد. خداوند جان خادمان خود را فدیه میدهد؛ هر که به وی پناه بَرَد، هرگز محکوم نخواهد شد.
مزمور ۳۶
نافرمانی در اعماق دل شریر بدو ندا میدهد؛ ترس خدا در چشمان او نیست. زیرا خویشتن را در نظر خود چندان تملق میگوید که از پی بردن به گناه خویش و بیزاری از آن ناتوان است! سخنان دهانش خباثت است و فریب؛ از خردمندی و نیکوکاری دست شسته است. حتی بر بستر خود طرح شرارت میریزد؛ راهی ناپسند در پیش گرفته است و از شرارت روی نمیگرداند. خداوندا، محبتت تا به آسمانها میرسد و وفاداریت تا به ابرها. عدالتت همچون کوههای سر به فلک کشیده است، و دادگریات بهسان ژرفنای عظیم. تویی، خداوندا، که انسان و حیوان را نجات میبخشی. خدایا، محبتت چه گرانقدر است! بنیآدم در سایۀ بالهایت پناه میجویند. از نعمتِ سرشارِ خانۀ تو، سیراب میشوند، و از نهر لذایذ خود بدیشان مینوشانی. زیرا نزد تو چشمۀ حیات است، و در نور توست که نور را میبینیم. محبتت را برای شناسندگان خود دوام بخش و عدالتت را برای راستدلان. مباد که متکبران بر من پا بگذارند، یا دست شریران مرا براند. بنگر که شرارتپیشگان چگونه فرو افتادهاند؛ به خاک افکنده شدهاند و یارای برخاستنشان نیست!
هوشع ۴:۱-۱۶
ای بنیاسرائیل، کلام خداوند را بشنوید، زیرا خداوند ساکنان این سرزمین را متهم میکند. در این سرزمین نه وفا یافت میشود، نه محبت، و نه شناخت خدا؛ بلکه لعن و دروغ و قتل، و دزدی و زناکاری. خشونت میورزند، و خونریزی در پی خونریزی روی میدهد. بدین سبب زمین ماتم میکند و همۀ ساکنانش پژمرده میگردند، و حیوانات صحرا و پرندگان آسمان و حتی ماهیان دریا از میان میروند. با وجود این، کسی ادعایی وارد نیاورَد، و کسی دیگری را متهم نسازد؛ زیرا تویی، ای کاهن آن که من متهم میکنم. تو در روز روشن خواهی لغزید، و نبی نیز همراه تو در شب. بنابراین، من مادرت را هلاک خواهم کرد؛ قوم من از عدم معرفت هلاک شدهاند. از آنجا که تو معرفت را ترک کردهای، من نیز تو را ترک کردهام تا دیگر برای من کهانت نکنی. و چون شریعت خدایت را به فراموشی سپردهای، من نیز فرزندان تو را به فراموشی خواهم سپرد. هرقدر ایشان فزونی یافتند، همان قدر بیشتر به من گناه ورزیدند؛ پس جلال ایشان را به رسوایی بدل خواهم کرد. آنان گناه قوم مرا خوراک خویش ساختند، و حریصِ شرارت ایشان شدند. پس کاهنان و قوم یکسان خواهند بود، و من هر دو را به سبب راههایشان مجازات خواهم کرد و سزای اعمالشان را بدیشان خواهم رسانید. آنان خواهند خورد، اما سیر نخواهند شد؛ فاحشگی خواهند کرد، اما افزوده نخواهند شد؛ زیرا سرسپردگی به خداوند را ترک کردند، تا خویشتن را تسلیم فحشا و شراب کهنه و نو کنند که عقل از سرشان میرباید. قوم من از چوب سؤال میکنند، و عصایشان به آنها خبر میدهد. زیرا روح فحشا ایشان را گمراه کرده است، و خدای خویش را برای فاحشگی ترک گفتهاند. بر قُلههای کوهها قربانی میکنند و بر تپهها بخور میسوزانند، زیرِ درختان بلوط و سپیدار و بُنِه، زیرا سایۀ آنها نیکوست. از این رو دختران شما فاحشگی میکنند، و عروسانتان مرتکب زنا میشوند. من دختران شما را آنگاه که فاحشگی میکنند و عروسانتان را آنگاه که زنا میکنند، مجازات نخواهم کرد؛ زیرا خودِ مردان با فاحشهها به خلوت میروند و با روسپیانِ بتخانهها قربانی تقدیم میکنند. آری، قومی که فهم ندارند تباه خواهند شد. هرچند تو ای اسرائیل فاحشگی میکنی، مگذار یهودا تقصیرکار گردد. به جِلجال مروید، و به بِیتآوِن برنیایید، و به حیات خداوند سوگند مخورید. بنیاسرائیل سرکشند، بسان گاوی سرکش؛ پس آیا اکنون خداوند ایشان را همچون برهها در مرتع وسیع خواهد چرانید؟