شرح عملیات بنای حصار در اینجا قطع میشود و نحمیا به تشریح ناآرامیهای اجتماعیای میپردازد که در اثر قحطی رخ داده بود. مردم گرسنه بودند و خانوادهها برای زندهماندن، مقروض شده بودند. نحمیا طبق روال و منِش خود، بهطور خودجوش دست به عمل نزد، بلکه وقت خود را در تفکر و تأمل صرف کرد. این کار به او این فرصت را داد تا وضعیت را تجزیه و تحلیل کند، نه فقط وضعیت اقتصادی را، بلکه شرایط اخلاقی را نیز. آنگاه در جایگاهی قرار گرفت که بتواند «نُجبا و صاحبمنصبان» را خجالتزده سازد، همان اشخاصی که بر وامهای مردم بهره وضع کرده بودند. نحمیا از طریق الگودادن رهبری میکرد. او به این نکته اشاره کرد که هرگز قصد نداشته ثروت بیندوزد، و هیچگاه بر همکارانش ریاست نکرده است.
فراخوان به برقراری عدل و انصاف، در تمام کتابمقدس طنینافکن است. قرض و بدهی منع نشده، اما امری هولناک است که ثروتمندان به خود اجازه دهند فقیران را مورد استثمار و بهرهکشی قرار دهند. ما هیچ اجازه و اختیاری نداریم که دیگران را به درستکاری و عدل و انصاف دعوت کنیم، مگر زمانی که آماده باشیم در روابط خود با دیگران منصف و عادل باشیم. آن امنیتی که بسیاری در جامعهٔ امروز آرزویش را دارند، چیزی نیست که بتواند تحمیل شود، زیرا مستلزم آن است که هر فرد با آگاهی و هشیاری نسبت به نیازهای دیگران زندگی کند.
آخرالامر، امنیتی که در بیرون از حصار شهر تأمین میگردد، پیوندی مستقیم دارد با ایجاد جامعهای منصف و عادل در درون حصارها و دیوارهای شهر. رهبری مسیحی از عناصر متعددی برخوردار است، اما شاید مهمترین آنها همانا رهبریکردن از طریق ارائهٔ الگو باشد.
Today's Prayer
ای پدر پر از فیض و رحمت،
تو بهواسطهٔ اطاعت عیسی،
رستگاری را به دنیای سرکش و طغیانگر ما آوردی:
ما را با ارادهٔ خودت همسو ساز،
تا ببینیم که همه چیز در او به حالت اول خود بر میگردد،
در او که نجاتدهندهٔ ما، عیسای مسیح است.
Bible Study
نحمیا، فصل ۵
و اما جمعی از مردان با زنانشان فریادی عظیم بر ضد برادران یهودیشان برآوردند. برخی از ایشان میگفتند: «شمار ما و پسران و دخترانمان بسیار است. بیایید غَله فراهم آوریم تا بخوریم و زنده بمانیم.» دیگران میگفتند: «مزارع و تاکستانها و خانههایمان را گرو میگذاریم تا در قحطی غَله فراهم کنیم.» برخی دیگر میگفتند: «ما قرض گرفتهایم تا مالیات مزارع و تاکستانهایمان را به پادشاه بپردازیم. هرچند ما و برادرانمان از یک گوشت و خونیم و فرزندان ما نیز مانند فرزندان ایشانند، از ناچاری پسران و دخترانمان را به بندگی میسپاریم، و برخی از دخترانمان هماکنون به کنیزی گرفتار آمدهاند، و از ما کاری ساخته نیست، زیرا مزارع و تاکستانهایمان از آن دیگران است.» چون فریاد ایشان و این سخنان را شنیدم، بسیار خشمگین شدم، و پس از آنکه موضوع را در فکر خود بررسی کردم، بر نُجبا و صاحبمنصبان ادعا وارد آورده، بدیشان گفتم: «هر یک از شما از برادر خویش ربا میگیرید!» پس جمعی بزرگ بر ضد ایشان گرد آورده، بدیشان گفتم: «ما تا حد امکان برادران یهودیمان را که به قومها فروخته شده بودند، بازخرید کردهایم؛ لیکن شما حتی برادرانتان را میفروشید تا به ما بازفروش شوند!» آنها خاموش ماندند و پاسخی نداشتند. پس گفتم: «کاری که میکنید خوب نیست. آیا نمیباید در ترس خدایمان سلوک کنید تا از ملامت قومهایی که دشمن مایند به دور مانید؟ من و برادران و افرادم به مردم پول و غَله قرض میدهیم؛ اما بیایید از رباخواری دست برکشیم. تمنا دارم همین امروز مزارع و تاکستانها و باغهای زیتون و خانههایشان را بدیشان بازگردانید، و نیز درصدی از پول و غَله و شراب و روغن را که از ایشان به نزول گرفتهاید.» پاسخ دادند: «باز خواهیم گردانید، و چیزی از ایشان مطالبه نخواهیم کرد؛ موافق سخنان تو به عمل خواهیم آورد.» آنگاه کاهنان را فرا خواندم و ایشان را سوگند دادم تا بر طبق این قول عمل کنند. نیز دامن ردایم را تکانده، گفتم: «باشد که خدا هر کس را که به قولش عمل نکند، از خانه و کسب و کارش چنین بتکاند. باشد که چنین تکانده و خالی شود!» تمامی جماعت آمین گفتند و خداوند را ستایش کردند. و قوم به قول خویش عمل نمودند. افزون بر این، از روزی که به ولایتِ سرزمین یهودا برگماشته شدم، یعنی از سال بیستم تا سال سی و دوّم اردشیر شاه، که دوازده سال میشود، نه من و نه برادرانم از سهمیۀ طعام والیگری، نخوردیم. اما والیان قبلی که پیش از من بودند، بار سنگینی بر دوش مردم مینهادند و علاوه بر چهل مثقال نقره، طعام و شراب نیز از ایشان میستاندند و حتی خادمانشان بر مردم ریاست میکردند. ولی من به سبب ترس از خدا چنین نکردم، بلکه نیروی خود را صرف کار بر این حصار کردم. ما هیچ مزرعهای نخریدیم، و خادمانم نیز جملگی آنجا برای کار گرد آمدند. افزون بر این، یکصد و پنجاه تن از یهودیان و صاحبمنصبان، سوای افرادی که از میان قومهای اطراف نزد ما میآمدند، بر سفرۀ من مینشستند. آنچه هر روز برای من مهیا میشد عبارت بود از یک گاو و شش گوسفند پرواری، و مرغان، و هر ده روز یکبار نیز مقدار زیادی از هر گونه شراب. با وجود این، هرگز سهمیۀ طعام والیگری را مطالبه نکردم، زیرا خدمتی سنگین بر دوش این قوم بود. ای خدای من، به سبب هرآنچه برای این قوم کردهام، مرا به نیکویی یاد کن.
مزمور ۸۷
شهری که او بنیان نهاده بر کوه مقدس واقع است؛ خداوند دروازههای صَهیون را دوست میدارد، بیش از همۀ مسکنهای یعقوب. ای شهر خدا، سخنان پرجلال دربارهات گفته میشود. سِلاه رَهَب و بابِل را در شمارِ شناسندگانم ذکر خواهم کرد، فلسطین را نیز، و صور را، همراه با کوش؛ خواهند گفت: «این در آنجا زاده شده است!» و دربارۀ صَهیون گفته خواهد شد که «این و آن در او زاده شدهاند»، زیرا آن متعال، خودْ او را استوار خواهد ساخت! آنگاه که خداوند قومها را ثبت میکند چنین خواهد نگاشت: «این در آنجا زاده شده است.» سِلاه سرایندگان و رقصکنندگان به یکسان میسرایند که: «همۀ چشمههای من در توست!»
مزمور ۸۹:۱-۱۸
محبتهای خداوند را تا به ابد خواهم سرایید؛ به دهان خویش امانت تو را به جمیع نسلها خواهم شناسانید. زیرا گفتم که محبت تا به ابد بنا خواهد شد، و وفاداریِ خود را در آسمانها استوار خواهی ساخت! گفتی که «با برگزیدۀ خود عهد بستهام، و برای خدمتگزار خویش داوود سوگند خوردهام که: ”نسل تو را تا به ابد استوار خواهم ساخت و تخت تو را در تمامی نسلها بنا خواهم کرد.“» سِلاه خداوندا، باشد که آسمانها شگفتیهای تو را بستایند، و امانت تو را در جمع قُدْسیان. زیرا کیست در آسمانها که با خداوند برابری تواند کرد؟ و کیست در میان موجودات آسمانی که مانند خداوند باشد؟ خدا در شورای قُدْسیان بینهایت مَهیب است؛ از او میباید ترسید، بیش از همۀ آنان که گرداگرد اویند. ای یهوه، خدای لشکرها، کیست مانند تو؟ خداوندا، تو نیرومندی و امانت تو احاطهات کرده است. بر خروش دریا فرمان میرانی، و چون امواجش برخیزند، آنها را فرو مینشانی. رَهَب را چون لاشهای فرو کوفتی، و به بازوی نیرومند خویش دشمنانت را پراکنده ساختی. آسمان از آن توست و زمین نیز از آن تو. جهان را، و هر چه را که در آن است، تو بنیان نهادی. شمال و جنوب را تو آفریدی؛ تابور و حِرمون به نام تو بانگ شادی برمیآورند. بازوی تو نیرومند است، دست تو تواناست، و دست راستت برافراشته. عدل و انصاف اساس تخت توست، محبت و وفاداری پیش رویت میخرامند. خوشا به حال آنان که آواز شادمانی را میشناسند، و در نور روی تو، ای خداوند، گام برمیدارند. تمامی روز در نام تو وجد میکنند، و در عدالت تو سرافرازند. زیرا که تو جلال و قوّت ایشانی، و به لطف خویش شاخ ما را برمیافرازی. زیرا سپر ما از آنِ خداوند است، و پادشاه ما از آنِ قدوس اسرائیل.
رومیان ۱۵:۱-۱۳
ما که قوی هستیم، باید ناتوانیهای ضعیفان را متحمل شویم و در پی خشنودی خویش نباشیم. هر یک از ما باید همسایۀ خود را خشنود سازد، در آنچه برای او نیکو باشد و باعث بنایش شود. زیرا مسیح نیز در پی خشنودی خود نبود، چنانکه نوشته شده است: «توهینهای اهانتکنندگانِ تو بر من فرو افتاده.» زیرا آنچه در گذشته نوشته شده است، برای تعلیم ما بوده تا با پایداری و آن دلگرمی که کتب مقدّس میبخشد، امید داشته باشیم. اینک خدای بخشندۀ پایداری و دلگرمی به شما عطا کند که در انطباق با مسیحْ عیسی با یکدیگر همفکر باشید، تا یکدل و یکزبان، خدا یعنی پدر خداوند ما عیسی مسیح را تمجید کنید. پس همانگونه که مسیح شما را پذیرفت، شما نیز یکدیگر را بپذیرید تا خدا جلال یابد. زیرا به شما میگویم که مسیح برای نشان دادن امانت خدا، خدمتگزار یهودیان شد تا بر وعدههایی که به پدران داده شده بود، مُهر تأیید زند، و تا قومهای غیریهود، خدا را به سبب رحمتش تمجید کنند. چنانکه نوشته شده است: «از این رو، تو را در میان قومها اقرار خواهم کرد، و در وصف نام تو خواهم سرایید.» باز میگوید: «ای قومها با قوم او شادمان باشید!» و نیز میگوید: «ای همۀ قومها، خداوند را بستایید! باشد که تمامی ملتها، تمجیدش کنند!» و اِشعیا نیز میگوید: «ریشۀ یَسا پدیدار خواهد شد، هم او که برای حکمرانی بر قومها بر خواهد خاست؛ به اوست که قومها امید خواهند بست.» اینک خدای امید، شما را از کمال شادی و آرامش در ایمان آکنده سازد تا با قدرت روحالقدس، سرشار از امید باشید.