Today's word: لوقا ۱: ۳۸ | Bible Study: * لوقا ۱: ۳۴ – ۳۸* متی ۱: ۱۸ - ۲۵

تسلیم بی‌چون‌و‌‌چرای مریم

«مریم گفت: “کنیز خداوندم. آنچه در بارۀ من گفتی، بشود.”»

لوقا ۱: ۳۸

با ظهور جبرائیل و اعلام مقصود عظیم خدا به مریم، دختری ساده واسطهٔ وقوع عظیم‌ترین رویداد تاریخ بشر شد، رویدادی که زندگی عادی او را به‌کلی زیر‌و‌رو کرد. طبعاً اولین واکنش مریم به اعلام این خبر توسط فرشته، طرح این سؤال بود که چگونه وقوع یک چنین امری ممکن است، او که تاکنون با مردی هم‌بستر نشده است؟ در پاسخ، فرشته مریم را از استثنایی بودن این حاملگی مطلع می‌کند. جالب اینجاست که در ادامه مریم سؤال دیگری را مطرح نکرده، از مشکلاتی که این واقعه برای او ایجاد خواهد شد سخنی به‌میان نمی‌آورد، بلکه در اطاعت کامل از ارادۀ خدا انجام مقصود خالق را بی‌چون‌و‌چرا پذیرفته، حتی از روی کنجکاوی نیز سؤال دیگری نمی‌پرسد.

در ادامهٔ این ماجرا می‌خوانیم که اولین مشکلی که مریم با آن روبه‌رو شد سوء‌تفاهم نامزد او یوسف مبنی بر رابطۀ نامشروع مریم با مردی دیگر بود که خود خداوند مستقیماً با این موضوع برخورد کرده، توسط خواب یوسف را از معصوم بودن مریم آگاه می‌سازد (متی ۱: ۲۰).

به‌نظر می‌رسد که اتهام رابطۀ نامشروع به‌طور کامل مریم را به حال خود رها نکرد؛ زیرا در انجیل یوحنا تأکید بعضی از یهودیان بر حرامزاده نبودنشان، شاید تلویحاً طعنه‌ای به عیسی باشد (یوحنا ۸: ۴۱). لذا، این باور اشتباه مردم نیز می‌تواند بهای دیگری باشد که مریم با تسلیم خود به خواست خدا در طول زندگی خود پرداخت ‌کرد.

همچنین، نبوت شمعون به هنگام تقدیم عیسای نوزاد در معبد در مورد مأموریت عیسی و صدمه‌ای که در نتیجۀ آن مریم متحمل آن خواهد شد، سنگین ترین بهایی بود که مریم باید برای قبول این دعوت خدا پرداخت می‌کرد (لوقا ۲: ۳۵). هرچند مریم بعد از تولد نوزاد از سرنوشت او باخبر شد ولی تسلیم او به خدا تسلیمی بی‌چون‌و‌چرا بود که با این کار او به تمامی مقصود خدا، چه تلخ و چه شیرین، گردن می‌نهاد.

تسلیم و سرسپردگی مریم به ارادۀ خدا که در آن دختری جوان حیثیت، آبرو و خوشی خود را در مقابل مقصود الهی هیچ می‌شمارد، نمونه‌ای عالی از گردن نهادن انسان به خواست الهی و اشتیاق منتظران خدا برای انجام مقصود اوست. مریم با تسلیم خود نشان داد که چگونه همکاری انسان با خدا مسیر ریزش فیض الهی را هموار می‌سازد.

Bible Study

لوقا ۱: ۳۸

«مریم گفت: "کنیز خداوندم. آنچه در بارۀ من گفتی، بشود."»

* لوقا ۱: ۳۴ – ۳۸

34مریم از فرشته پرسید: «این چگونه ممکن است، زیرا من با مردی نبوده‌ام؟» 35فرشته پاسخ داد: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قدرت خدای متعال بر تو سایه خواهد افکند. از این رو، آن مولودْ مقدّس و پسر خدا خوانده خواهد شد. 36اینک اِلیزابِت نیز که از خویشان توست، در سن پیری آبستن است و پسری در راه دارد. آری، او که می‌گویند نازاست، در ششمین ماهِ آبستنی است. 37زیرا نزد خدا هیچ امری ناممکن نیست!» 38مریم گفت: «کنیزِ خداوندم. آنچه دربارۀ من گفتی، بشود.» آنگاه فرشته از نزد او رفت.

* متی ۱: ۱۸ - ۲۵

میلاد عیسی مسیح
18تولد عیسی مسیح این‌چنین روی داد: مریم، مادر عیسی، نامزد یوسف بود. امّا پیش از آنکه به هم بپیوندند، معلوم شد که مریم از روح‌القدس آبستن است. 19از آنجا که شوهرش یوسف مردی پارسا بود و نمی‌خواست مریم را رسوا کند، بر آن شد که بی سر و صدا از او جدا شود. 20امّا چون این تصمیم را گرفت، به ناگاه فرشتۀ خداوند در خواب بر او ظاهر شد و گفت: «ای یوسف، پسر داوود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا آنچه در بطن وی قرار گرفته، از روح‌القدس است. 21او پسری به دنیا خواهد آورد و تو او را عیسی خواهی نامید، زیرا او قوم خود را از گناهانشان نجات خواهد بخشید.» 22این همه رخ داد تا آنچه خداوند به زبان نبی گفته بود، به حقیقت پیوندد که:
23«باکره آبستن شده، پسری به دنیا خواهد آورد
و او را عِمانوئیل خواهند نامید،»
که به‌معنی ’خدا با ما‘ است. 24چون یوسف از خواب بیدار شد، آنچه فرشتۀ خداوند به او فرمان داده بود، انجام داد و زن خود را گرفت. 25امّا با او همبستر نشد تا او پسر خود را به دنیا آورد؛ و یوسف او را عیسی نامید.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *